سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 3 بهمن 1400
    20 جمادى الثانية 1443
    • ولادت حضرت فاطمة زهرا سلام الله عليها، هشتم قبل از هجرت، روز زن
    Sunday 23 Jan 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      يکشنبه ۳ بهمن

      دنیای کثیف

      شعری از

      ادریس علیزاده

      از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۹:۵۳ شماره ثبت ۱۰۲۵۰۲
        بازدید : ۲۲۲   |    نظرات : ۲۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر ادریس علیزاده
      آخرین اشعار ناب ادریس علیزاده

      صدای ارسالی شاعر:
                                             دنیای کثیف 
      ما همه محکوم بودن در چنین دنیای شر     
        .                                شد پدیدار از پلیدی با همان دست بشر 
      نیست ردی دیگر از مهر و محبت های ما             
                                     آنچنان که نیست رحمی یک پدر را بر پسر
      ما همه بازیچه ی دست هوای نفس خود               
                                         در اسارت جانب دشمن عبایی کرده سر 
      مردمی جامانده از ژن های ترسوی  قدیم         
                                         قطع شد زنجیره نسل شجاعان در خطر 
      ما به افسوسی دچاریم از سر شرمندگی        
                                      کاش انسان از جهالت سخت می کرده حذر 
      هر زمان تاریخ را همچون چراغی در مسیر             
                                       برده ایم از یاد، عمر نسل هایی شد هدر
      بی گمان با چشم خود بینیم ظلمت در زمین   
                                     این همه رنج و فلاکت هست از هر جا اثر    
      عده‌ای خود مالک دنیا و هر چیزی در آن      
                                از عدالت برتری جویند در حق خدای در بدر 
      این بشر یکتای عالم را فراموشی سپرد          
                                     خود نشسته بر همان تخت خداوند قدر
                                  سروده شده : ادریس
                                       دهم شهریور ۱۴۰۰ 
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۳۱
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود
      موفق باشید خندانک
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۴۹
      درود استاد عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۴۳

      صاحب عزا را دیده ام
      بوی گلش بوییده ام
      از شوق دیدار و وصال
      سینه زنان رقصیده ام
      مست از نگاه خاموشش
      بر ما و من خندیده ام
      شب ها به عشق چشم او
      گریه کنان خوابیده ام
      رویای مهرش را به دل
      حک کرده و بوسیده ام
      شاید به روز داوری
      بخت خوشم را چیده ام
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۳۰
      من شما را دیده ام در باوری پیچیده شک
      من خدا را دیده ام بی مردم و تنها و تک

      کو ز مردانی که با یک دست فانوسی ز نور
      من خدائی که به زخمش میزند مردم نمک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      شنبه ۱۳ شهريور ۱۴۰۰ ۰۷:۴۷
      درود
      دیدگانت نورباران
      لطفا شما هم
      محترم بدار
      نور دیده مرا خندانک
      سعید ساعدی
      پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۵:۵۷
      بسیار شیوا و عالی قلم زده اید خندانک
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۵۰
      درود دوست عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۱۷
      سلام و احترام ادریس عزیز
      درود برشما
      عالی بود اشاره ها و نکته های شعرتان
      خندانک خندانک خندانک
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۵۰
      درود یار همیشه گرامی خندانک
      ارسال پاسخ
      محسن ابراهیمی ( غریب )
      پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۲۴
      درود بر شما خندانک خندانک خندانک
      بسیار عالی خندانک خندانک خندانک
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۵۱
      نظر لطف تان افتخاریست خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۲
      سلام و درود
      جناب علیزاده ی گرامی خندانک

      دو مطلب را خدمت شما عرض می کنم:
      یکی درباره ی این شعر ارزشمندتان است که
      دست مریزاد می گویم:
      بله، چه بسیار متاسفانه در سختی های اجتماعی، یار و مددکار هم نبوده ایم.

      آن که قدرت سیاسی داشت، اولویت را به این داد که موضعگیری خلاف میل مقامات بالاتر نداشته باشد و همیشه و در همه حال، جوری حرف زد که مورد پسند صدا و سیما و... باشد و حرفی نزد که خدانکرده موقعیتش به خطر بیافتد.

      آن که قدرت اقتصادی داشت، (بجای کمک به همنوع) احتکار کرد.

      آن که قدرت قلم داشت، درست همان هنگامی که جمعیت عظیمی در مصیبت های بزرگی بودند که نمی شد نادیده گرفت، او همه ی آنها را نادیده گرفت و فقط از زلف و گیسو و غیره گفت.

      آن که قدرت دینی داشت و مثلا امام جماعت مسجد بود یا عضو هیأت امنای آن،
      سیاست را بر دیانت، اولویت داد
      و آن قدر در مساجد خدا،
      حرف های حکومتی زد
      که جمعیت مساجد به حداقل رسیدند
      و باعث شد آن جوانی که فقط سالی چند بار به مسجد می رفت و محرم و رمضانی داشت،
      عطای مسجد خدا را بر لقای شیخ حکومت ببخشد.

      آن که....

      تا این جا با شما هم نظر هستم،
      اما
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۴۱
      🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۶
      اما در فِرِسته ی پیشین جناب استکی عزیز
      به نام ریش بلند طالب ها،
      نظری نهاده بودید و تازه آن را خواندم و پاسخی برایش نوشتم اما متأسفانه آن فِرِسته
      از صفحه ی اول حذف و به بایگانی سپرده شد
      و دیگر در برابر دید مخاطب نیست.
      وقت گذاشتم و نظرتان را پاسخ دادم.
      نظر شما قبلا نهاده شده بود و دیده شد.
      پاسخ بنده، همین تازه و پس از بایگانی شدن فِرِسته در آن قرار گرفت.
      بنابراين، اگر اجازه بدهید، پاسخم را (با خلاصه ای از بیان موضوع) در این صفحه قرار دهم
      (پیام زیر):
      محمد علی رضاپور
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      سلام و درود دوباره
      در پاسخ به جناب آقای ادریس علیزاده
      در مطلبی که درباره ی نظر سرکار خانم خدیجه وفایی راد نوشتند و امید به حضرت منجی، مطرح شده از سرکار خانم وفایی راد را خرافه پنداشتند:

      سلام و درود
      ارتباط میان دو دنیای متفاوت، بطور طبیعی،
      دشوار است بویژه هنگامی که زبان های گوناگونی هم داشته باشند.
      شما از دنیایی دیگر هستید و ما از عالمی دیگر.
      ما آنچه را شما خرافات می پندارید،
      با تمام وجودمان باور داریم که به فرموده ی خداوند در قرآن شریف،
      از صفات مؤمنان، ایمان به غیب است.
      ما به وعده های قرآن راستگو، ایمان داریم.
      ما به حضرت محمد مصطفی و حضرت فاطمه ی زهرا و دوازده امام پاک، ایمان داریم.
      اصلا فراتر از ایمان، گِلِ وجود ما با مهر اهل بیت، سرشته شده.
      در شادی آنها شاد و در غم شان غمگین ایم.
      فراوان عنایات از آن بزرگواران دیده شده.
      حقیر هم در زندگی خود و اطرافیانم مواردی دیده ام که نمی توانم آنها را حمل بر خرافات کنم. شما می توانید.
      نگاهی به زائران اربعین بیاندازید!
      مگر چقدر ممکن است در توهّم باشند.
      بعید می دانم کسی از آنها شخصا عنایتی از جانب میزبان ندیده باشد و با تمام وجودش حس نکرده باشد.
      شما می توانید راحت باشید و همه چیز را خرافات بپندارید.
      بنده عددی نیستم ولی به دلایلی لازم دیدم جوابی بنویسم و در پایان، مضمون حدیث شریفی را به اهلش هدیه کنم
      (گمانم از حضرت امام صادق باشد):

      شیعیان ما از باقی گِلِ (وجود) ما ساخته شده اند. به شادی ما، شاد و به اندوه ما، اندوهگین می شوند.

      (السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

      فما احلی اسماءکم: چه شیرین است نام هایتان.

      به خدا قسم، اهلش این شیرینی را با تمام وجودشان چشیده اند و می چشند)

      عاقبت به خیر باشید خندانک خندانک خندانک
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۰۰
      دوست عزیز جناب رضاپور گرامی
      آیا فرصت زیستن بیش از یکبار است. آیا حیطه تفکر انسان برای دنیای ماورا گنجایش دارد. آیا سندی قابل ارائه دارید که انسان را مجاب کند تا به بعد از مرگ هم فکر کنید. آیا به اجبار چنین دستوری شنیده اید؟ آیا قدرت تخریب انسان آزاده را دین و مذهب نمی بینید؟ مگر نمی دانید قرآن از دو لب محمد آمده است؟ اگر از دو لب الله آمده باشد پس جایگاه عقل کجاست؟ آیا به خدای یکتا اعتقاد دارید؟ اگر دارید اگر به قدرت خدای یکتا اعتقاد دارید و میدانید که عقل نعمتی از جانب اوست ، پس مسئولیت تفکر دارید ! یعنی دلیلی وجود نخواهد داشت به غیر از خدای یکتا دخیل ببندید. عزیز دلم از مسیر واقعی دور نشید که دوباره برگشتن سخت و محال خواهد بود چراکه عمر محدود ما فرصت اشتباه را دارد ولی فرصت توبه را ندارد چون عقل حاکم بلامنازع خلقت می‌باشد.آیا باید خدای یکتا را با نمایندگان او شناخت؟! مگر شرم دارد از مخلوق خود؟ فرمول یک چیز است : حیوان از داشتن عقل جهت تجزیه و تحلیل برخوردار نیست پس مسئولیت معنوی متوجه او نیست. اما انسان با داشتن عقل ، که قدرت تدبیر، تحلیل، تمییز، تطابق، تحکیم ،.... و تجزیه شر و نیکی را داراست، مسئولیت جوابگوئی دارد و شانه خالی کردن از آن ، فقط دروغ به خود است.
      بحث خیلی خیلی خیلی.‌...خیلی مفصل است و من تا اینجا اکتفا میکنم
      و شما را وادار به اندیشیدن و اجبار به مطالعات گسترده در پیش آن می نمایم تا خود عامل روشنگری باشید. شما انتخاب شدید برای خرافات گریزی پس بکوشید که مسیولیت سنگینی بر کردنتان نهاده شد اکنون. منجلاب جهل و خرافات تمام سرزمین ما را فرا گرفته و کمک نکنیم به غرق شدن دیگران که هرچند نجات خویش در اولویته خندانک
      ارسال پاسخ
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۸
      نحوه ارتباط انسان با خالق خود، فقط از طریق عقل که کنترل کننده تفکرات، تصمیم گیریها، و..... امکان پذیر است و هرگونه واسطه جایگزین کردن بقول خود اسلام شرک محسوب میشود. اساسا تمامی ادیان ربطی به یگانه یکتا ندارد . وقتی صحبت از این میکنیم که منجی قراره ظهور کنه یعنی به عقل خود شک باید کرد یعنی یکتا ناقص العقل بوده که شریکی لازم دارد. بدون پرده دارم توضیح میدم . مگه بقول قرآن خودتون نمیگه انسان اشرف مخلوقات !!! تا حالا به این فکر نکردی ؟!!! این یک اعتراف بزرگ است که جاهل بودن انسان های ناآگاه رو از انسان دانا جدا می‌کنه بهوش باشید که همین الان که میخوانید خدای یکتا از طریق عقلتان با شما در ارتباط است. غیر از این فکر میکنید؟
      ارسال پاسخ
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۲۰
      اینجا جایی نیست برای بحث های به این مهمی و نمیشه زد
      ارسال پاسخ
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۳۱
      در خانه ی تاریک شب هنگام اگر نور نباشد.
      در قالب چشمان همه، رنگ سیاهی است که تابد

      عقل است که هم نور بسازد به تمامیت تاریک.
      هم چشمه ی صد رنگ خداییست که از کوه برآمد

      ادریس خندانک

      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۵:۳۰

      صاحب عزا را دیده ام
      بوی گلش بوییده ام
      از شوق دیدار و وصال
      سینه زنان رقصیده ام
      مست از نگاه خاموشش
      بر ما و من خندیده ام
      شب ها به عشق چشم او
      گریه کنان خوابیده ام
      رویای مهرش را به دل
      حک کرده و بوسیده ام
      شاید به روز داوری
      بخت خوشم را چیده ام
      حسن لطفی
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۵۹
      زیبا وزبانحال خندانک خندانک خندانک خندانک
      مرحبا
      دکلمه هم گرم خندانک خندانک
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۰۳:۰۸
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      جمعه ۲۳ مهر ۱۴۰۰ ۱۷:۳۱
      سلام منکه بسیار دنیا را زیبا میبینم
      ادریس علیزاده
      ادریس علیزاده
      جمعه ۷ آبان ۱۴۰۰ ۰۱:۱۳
      درود درود درود بر شما و نهایتا هزاران درود
      آری زندگی‌زیباست ای زیبا پسند .... و من نیز همراه بسیاری چنین عقیده داریم و همنظر، البته اگر انسان های دیگری بواسطه طمع ، کج اندیشی ، قدرت طلبی، انحراف افکارشان بدلیل تربیت اشتباه و خیلی دلایل دیگر باعث شدند زیبا بینی دنیاتوسط دیگران دستخوش ریاضت کشیدن شود در حالیکه یزدان پاک و هر قدرت صاحب زندگی هدیهکننده به بشر، آزادانه لذت کشیدن های این زندگی را در اختیار نهاده است
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0