سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 8 مرداد 1400
  • روز بزرگداشت شيخ شهاب الدين سهروردي، شيخ اشراق
22 ذو الحجة 1442
    Friday 30 Jul 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      آنكه میتواند، انجام می‌دهد، آنكه نمی‌تواند انتقاد می كند. «جرج برنارد شاو»

      جمعه ۸ مرداد

      پرستوان رجعت

      شعری از

      باقر رمزی ( باصر )

      از دفتر غلام قمر نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۱۳ روز پیش شماره ثبت ۱۰۱۰۲۹
        بازدید : ۳۹   |    نظرات : ۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

       
       
      نتیجه تصویری برای دستان پدر
       
      بمناسبت سالگرد درگذشت فقید سعید
      خادم با اخلاص حضرت ثامن الحجج آقا
      علی ابن موسی الرضا ( ع )
      عارف برجسته
      حاج محمد رضا رمزی ( ره )
       
      پرستوان رجعت
       
      زمانیکه در بخش ریکاوری
       
      اسطوره و ارسطوی
       
      جهان اسلام حضرت ابن سینا
       
      در خلسه ی اِتِر فرو رفته بودم
       
      آرام به گونه ام دست می کشید .
       
      شدت آمالِ انتظارِ باز شدن دیدگانم را
       
      در درونش احساس می کردم
       
      چشمانم باز شد .
       
      باور کن او یک فرشته بود .
       
      باور کن سینه اش پیغمبرستان ازلی بود .
       
      سبقت دستان مبارک اش
       
      علت عقب ماندگی سرسلسله ی نوازشگران بود .
       
      و در هر ملاقات یک بغل مهتابی
       
      از ماه شب چهارده معصوم
       
      برایم می آورد .
       
      پیکر زرد و نحیفم با گندم برکتِ دستانِ او
       
      به رنگ آبی آرامش تبدیل می شد
       
      و تنم از عمق آبهای زمزم گذشت
       
      جمعیت پرستوان رجعت برایم پیام آور بودند
       
      پیامی که تا آمدم
       
      درعزلت و گوشه گیری معنا کنم
       
      نوزده سال طول کشید .
       
      هرگز نرسی به کعبه ای . . . . . .
       
      . . . . . . ترکستان است .
       
      پدرم برای تسکین دردهای کهنه
       
      و التیام زخمهای افیون زده ی عفونی ام
       
      سبدِ بزرگی از تلاوت نذر می کرد .
       
      او پس از صرف نان و پنیرِ سحری و نمازِ نافله
       
      با بوسه ای مصحف کلام وحی را می گشود
       
      و به نیّت برآورده شدن حاجات و نیاز
       
      قبل از فریضه ی خوردن رطب افطار
       
      مزّه ی یکصد و چهارده سوره ی وحی را می چشید
       
      و به شکرانه ی توفیق رسیدن به این مرتبه
       
      به نماز یومیه می پرداخت 
       
      افسوس که شانه هایم
       
      خلاء بازوانش را
       
      کماکان احساس می کند
       
      او یک نفر بود
       
      او رفت و گویی همه چیز رفت .
       
       
       
      باقر رمزی باصر
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۱۲ روز پیش
      درود بزرگوار
      روح پدر عزیزتان شاد
      موفق باشید خندانک
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      ۱۲ روز پیش
      درود برشما

      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مریم کاسیانی
      ۱۱ روز پیش
      درود بر شما
      روح همه ی آسمانی ها شاد
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      ابراهیم آروین
      ۱۱ روز پیش
      درود استاد

      دستمریزاد
      خندانک خندانک خندانک
      محسن ابراهیمی ( غریب )
      ۱۱ روز پیش
      درود برشما خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0