سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 4 مرداد 1403
    20 محرم 1446
      Thursday 25 Jul 2024
        مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خظ قرمز ماست. اری اینجاسایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

        پنجشنبه ۴ مرداد

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        زمان چیست ؟
        ارسال شده توسط

        نجمه طوسی (تینا)

        در تاریخ : حدود ۱ ماه پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۶۱ | نظرات : ۵۲

        چند وقتی است که فکرم درگیر مفهوم زمان شده است .
        زمان از نظر شما چه مفهومی دارد ؟
        زمان روی زمین از چرخش زمین به دور محور خود که ۲۴ ساعت را تشکیل می دهد ،ساخته شده است . ساعت ، دقیقه ، ثانیه ،کلماتی کاملا قرار دادی در بین ما هستند .فصل ها و سال هم طبق قرارداد ،از چرخش زمین به دور خورشید به وجود می آید .
        چرا برای یک نفر زمان به سرعت سپری می شود و برای نفری دیگر به سختی و دیر ؟
        فرق است میانِ آن که یارش در بر
        تا آن که دو چشمِ انتظارش بر در
        #سعدی
        زمان در کهکشان های دیگر چه تعریف و جایگاهی دارد ؟
        می دانیم سرعت نور ۳۰۰ هزار کیلومتر بر ثانیه است .که باز همین هم قرار دادی است .
        اگر کسی در عطارد زندگی کند هر ۸۸ روز یک بار تولدش می شود و اگر کسی در اورانوس زندگی کند،۸۴ سال طول می کشد تا تولدش شود . این نسبت در کهکشان های دیگر چگونه است ؟
        چرا می توانیم آثار گذشتگان را بر روی زمین پیدا کنیم ولی آثار آیندگان را نه ؟
        می توانیم به آینده سفر کنیم ولی به گذشته نه ؟(شاید هم بشود 🫠ما علمش را نداریم !)مثلا اگر با ماشین به سر کار برویم سریع تر از زمانی که با دوچرخه می رویم به مقصد می رسیم .
        قطارت رفت و تنها مانده ام من
        جدا از عشق اینجا مانده ام من
        زمان نسبی است بی شک، در نبودت
        کجای این زمان جا مانده ام من
        #نجمه_طوسی
        ادیب دوستان گرامی :
        در این رابطه و این بحث ، مشتاقانه منتظر نظرات شما عزیزان هستم . خواهشمندم به زبان خودمان و نه ازاینترنت ،در این بحث جذاب شرکت کنید . 😏😏😏
        اگر شعری یا متن ادبی نیز از خودتان درباره ی مفهوم زمان دارید در اینجا بگذارید تا فیض ببریم .☄️🌷☄️🌷☄️🌷☄️🌷
        ساعت ها همیشه دروغ می گویند
        یک ساعت از دیدارمان گذشته
        ولی
        من فکر می کنم یک ثانیه بود
        #نجمه_طوسی_تینا

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۴۸۲۹ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک
        دیشب پدر
        ساعت خانه را
        عقب کشید!
        ومن دردلم زمزمه کردم
        کاش میشد
        عقربه های عمرراهم
        به عقب برگرداند!

        ✍️جمیله_عجم(ب.و)
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز
        از روی حقیقی نه از روی مجاز
        “بازیچه همی کنیم بر نطع وجود”
        افتیم به صندوق عدم یک یک باز
        #خیام
        ارسال پاسخ
        شاهزاده خانوم
        حدود ۱ ماه پیش
        کاش
        فریاد نمی‌کشید.. زمان
        حرکت ِ ثانیه‌ها را
        و گذشته نمی‌شد.. گذشته‌ها
        تا این روزها نیز..
        به اندازه‌ی سرسوزنی
        مهربانی داشتی!
        و بی‌آنکه بخواهم از تو
        مرا تنگ.. در آغوشت می‌فشردی!

        *شاهزاده*

        درود بر بانو طوسی نازنین خندانک
        بسیار هم عالی خندانک خندانک
        روزگارتان نیک خندانک
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        ریشه های من به جستجوست
        در بن بنا
        تک درخت زرد
        با نگاه مهربان تو
        سبز می شود
        می شود رسید
        ما که در تن زمان مسافریم
        لاجرم که زندگی گذشته است
        دست های عاشقم بگیر
        بر سرم ببار
        بر سرم شکوفه دلت بریز
        با تو سبز می شوم هر بهار

        #نجمه طوسی .تینا
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        حدود ۱ ماه پیش

        سلام و درود خندانک


        آن زمان که در برخی لحظه‌ها
        عاجز از وصف ِ احساس ِ درونت باشی
        تا آنجاکه نشود
        حتی از خودت
        بایک کلمه حرف هم که شده
        بخواهی دفاعی در برابر تیرپرانی‌ها داشته باشی ..
        پس بدان
        هنوز تا هنوز قلب ِ پاکی داری
        که از عطای الهی
        به آلودگی‌های این مکانِ دنیانام
        دُچار نگشته است .

        خندانک

        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        من به خندیدن یک شاخه ی گل مدیونم
        و به یک قطره ی باران که چکیده است ز ابر
        چه کسی حال مرا می داند!
        تو فقط می پرسی
        حال و روزت خوب است ؟
        و لبم می گوید:
         زندگی در گذر است
        ممنونم.
        من به پرواز عقابی در اوج
        به نوک شاخه ی بید
        من به یک بوته ی خار
        که برقصد در باد
        و بگوید این راز
        زندگی بودن در لحظه و جاری شدن است
        مدیونم.
        می توان زنجره بود
        ازبرای خود خواند
        می توان پنجره بود
        وبه همراهی یک روز قشنگ
        دست خود را وا کرد
        می توان در بغل کوه دوید
        می توان طعم خوش عشق چشید
        می توان طعم خوش عشق چشاند
        می توان عاشق شد
        می توان عاشق ماند
        می توان شعر خوش مستی خواند
        می توان کودک شد
        می توان کودک ماند
        زندگی بخل ندارد هرگز
        زندگی حال خوشی بخشیده است
        تو فقط جاری باش
        من به این قول وغزل مدیونم
        و به گرمی کلامی که در این جا، جاریست
        شادیت روز افزون
        و دلت بی غم باد
        چه کسی می داند
        چه قدر خواهد ماند!؟
        زندگی را خوش باش
        به همه خوبی کن
        و خودت تنهایی
        رنگ شادی را زن
        به تن خاطره ها
        زندگی بودن در لحظه و جاری شدن است
        من به آن مدیونم.




        #نجمه_طوسی_تینا
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بزرگوار
        شاید عجیب ترین تعریفی که بتوانم از زمان ارائه کنم این است که
        زمان طول حسرتهای آدمی‌ست
        و اینکه چرا زمان برای کسی دیر و برای کسی زود می‌گذرد مربوط به طول و عرض و عمق حسرتهای اوست
        🌺🙏
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام چه تعریف جالبی 👌👏👏👏👏
        انسان خاکی و حسرت های بسیار خندانک خندانک
        شاید طی الارض خواص، به خاطر نداشتن حسرت باشد کسی چه می داند !🤔

        ‍ نفرین به بهاری که بدون تو بیاید
        نفرین به گل و سوسن وخرزهره و پیچک
        نفرین به تن خسته وسرما زده ی ما
        نفرین به چراغی که بدون تو بسوزد
        نفرین به غباری که بدون تو نشیند
        نفرین به طلوعی که بدون تو بر آید
        نفرین به شهابی که رود بی تو نشانه
        نفرین به زمینی که بدون تو بروید
        نفرین به دل سرد سخن های شبانه
        نفرین به گذشت قدم ثانیه بی تو
        برگرد دلم برده صبوری و قرارش
        برگرد و به حال دل ما دست بیانداز
        برگرد دلم بی تو دگر عید ندارد
        برگرد جهان بی تو دگر روز ندارد
        برگرد و بزن رنگ بی رنگی دنیا

        ((الهم عجل لولیک الفرج ))

        #نجمه_طوسی_تینا
        ارسال پاسخ
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        دل آگاهان ارجمند :
        با کسب اجازه از مدیریت محترم سایت خندانک خندانک خندانک
        همه دعوتید به این محفل ، درباره ی زمان و ماهیت آن ،اشعار و مطالب نابتان را پذیرایم .
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        خندانک
        درودبرخواهرخوبم نجمه خندانک خندانک
        خداقوت خندانک
        ان شاالله که دوستان همراهی کنند ...
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام عزیزم ان شاالله خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        افسانه نجفی
        افسانه نجفی
        حدود ۱ ماه پیش
        _نه زمین ؛
        مانده زیر پاهایم
        و نه آسمان
        بر بالای سرم!!!
        _از آن زمان که تو رفته ای
        عمریست
        که دارم
        در سقوطی مرداب رنگ
        بیهوده
        تن ِ لحظه را
        بالا می کشم...
        افسانه نجفی
        ارسال پاسخ
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        ۲ هفته پیش
        سلام و سپاس از حضور ارزشمندتان
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        حقیقت این است:

        فرودگاه ها، بوسه های بیشتری از سالن های عروسی به خود دیده اند!

        و دیوار بیمارستان ها، بیشتر از عبادت گاه ها دعا شنیده اند!

        به راستی چرا این گونه ایم؟

        همه چیز را موکول می کنیم

        به زمانی که چیزی در حال از دست رفتن است!

        مهرداد مانا
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام
        بحث زمان و مکان و خمیدگی و ... رو متخصص نیستم . فقط تو یکی از شعرهام گفتم که من گاو بودم و همه چی رو باور کردم . ولی با این وجود اگه مکان خم بشه و من بیفتم توی هند ( رودخانه ی گنگ ) تبدیل به خدا میشم . چون اونجا گاو قداست داره

        شعر را پیدا می کنم و می فرستم همینجا
        شاهزاده خانوم
        شاهزاده خانوم
        حدود ۱ ماه پیش
        😂😂
        خیلی باحال بود خندانک
        حتما شعرشو بذارید..
        البت دور از جون شما خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        حدود ۱ ماه پیش
        می دانی
        هرگز این همه از قربان نترسیده ام
        یونجه را آرام می جوم
        و بعد به خود دلداری می دهم
        کسی را از این ایل بهانه جو نکشته اند
        که برای کشف حضرت قاتل
        سراغ مرا بگیرند !!
        گاوم دیگر
        وگرنه این همه سال
        سر در آخور اندوه نمی بردم
        دل به هر گلی دادم
        اولش گفت :
        آه چه مزامیر دلتنگی در نگاه توست والامقام
        افتخار می دهی دلبر این دیوان دیوانه باشم؟
        و روز آخر گفت :
        گمشو مرتیکه ی روانی
        همه ی کلماتت فیلم بود
        به چشم خود دیدم
        وقتی مرا بغل می کردی
        سایه ات بر دیوار
        داسی به دست داشت !!!

        جدی نگیر
        من آنقدر در دالان زندگی
        کورمال کورمال پیش رفتم
        که سر از مرگ در آوردم
        خمیدگی زمان دیگر چه صیغه ایست؟
        اگر راست می گویی
        این مکان را چون کمان آرش منحنی کن
        پایم به آنور آب گنگ برسد ،
        خدایی خواهم شد
        با هزار راهبه ی باکره در پی
        که به حماقت هر شاخم
        دخیل ببندند
        آه این شعر هم دچار خمیدگی احساس شده
        مردها وقتی گریه می کنند
        سطرها خیس می شوند …

        ترکمن صحرا اول تیر ۱۴۰۱
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        حدود ۱ ماه پیش
        آخه میگن توی بنی اسرائیل یکی به قتل می رسه . موسا بهشون میگه یه گاو رو قربانی کنید تا بهتون قاتل رو معرفی کنم
        شاهزاده خانوم
        شاهزاده خانوم
        حدود ۱ ماه پیش
        واوووووووو خندانک خندانک
        واقعنی عالی بود عالی خندانک خندانک
        دست مریزاد خندانک خندانک
        چقدر احساس شعر باورپذیره خندانک خندانک
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        دل شکسته، پای خسته، تا کجا باید کشم

        بار سنگین فقط یک لحظه ی غافل شدن

        #نجمه طوسی_تینا
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مریم عادلی
        مریم عادلی
        حدود ۱ ماه پیش
        نگاشته تان ناب و زیبا بود استاد
        برقرار باشین وقلمتان همیشه سبز خندانک خندانک خندانک
        این شعر هم دچارخمیدگی احساس شده خندانک
        افسانه نجفی
        افسانه نجفی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بسیار زیبا
        مریم عادلی
        حدود ۱ ماه پیش
        باسلام ودرود
        سپاس ازشما ومطالب ارزشمندتان و طرح سوال خندانک خندانک
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        ‍ دوست دارم شعر گویم حال دل بهتر شود
        با تو از احساس خوانم ،خطی از دفتر شود

        دوست دارم در کنار چایی و قندان خود
        لمس دستان تو باشد، مزه اش محشر شود!!!

        دوست دارم شعر هایم را بخوانی با نسیم
        تازه گردم با صدایت ،گوش دنیا کر شود

        دوست دارم طرحی از باران زنم بر شعر خویش
        قطره قطره، نم نمک ریزد ،دو چشمم تر شود

        دوست دارم بر مشامم بوی عطرت پیچد و...
        تا به یک تصویر رویایی ز تو منجر شود

        دوست دارم لحظه های بودنت را نازنین
        آنقدر اینجا بمانی خستگی ها در شود

        #نجمه_طوسی_تینا
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        افسانه نجفی
        افسانه نجفی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما🌹🌹🌹
        مریم عادلی
        حدود ۱ ماه پیش
        تقدیر نشسته بود کنج دل زمان موهایش راشانه می‌کرد

        ‌گاه این سو می بافت ،گاه آنسو
        گاه یک بافت ،گاه چند بافت

        موج می انداخت وصاف می‌کرد
        چون دریای در تلاطم...

        گاه به باد می داد و گاه کلاهی برسر.‌..

        زمان به تنگ آمد.کارهای تقدیر پیمانه ی صبرش رالبریز کرده بود.

        کودک دست تقدیر ،دیگر بزرگ شده بود
        وبازی های تقدیر برای او زجر آور و حوصله بر...

        زمان روزی به خود آمد و تصمیم گرفت موهایش رابه سرزمینی دیگر راهی کندتا از دست بازیگر تقدیر رهایی جویند.

        باموهایش وداع کرد وسوار مرکب زمان از آنجا دورتر...

        فرسخ ها نفس داشت تازه میشد و زمان خیالش کم کم آسوده...

        غافل از این که دست ِهزاردستان تقدیرهمه جا درکار است.

        درآن دورها تقدیر با باد هم دست شده بودتا موی زمانِ نافرمان طاغی را بکشد... و در بند سازد.

        باد سربازانش را مسلح فرستاد .
        سربازان خشن باد،مرکب زمان رایافتند و متوقف کردند و هر تار موی زمان را چنان بر نیستان بادداد که گویی زمان را همان هنگام پیکر از هم جدا شد و از عمق تاریخ ،محوِ خاکستر نیستی شد.
        چنین شد سرنوشتِ زمان مفلوک که تقدیر چون خواهد همان کند مگر خدای لایزال خو دنخواهد
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        امشب از خم خانه ی چشمان تو جویم شراب

        تا که پر سازم تمام لحظه ها ی اضطراب
        #نجمه_طوسی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مریم عادلی
        مریم عادلی
        حدود ۱ ماه پیش
        وقتی که پیمانه ی عمر زمان ته بکشد،آنوقت مارایادخواهد کرد خندانک خندانک
        افسانه نجفی
        افسانه نجفی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما بسیار زیبا خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مریم عادلی
        مریم عادلی
        حدود ۱ ماه پیش
        چه لحظاتی که باید بودم ونبودم
        چه لحظاتی که باید بودی ونبودی
        خندانک
        مریم عادلی
        حدود ۱ ماه پیش
        اونم مطلب ادبی من درمورد زمان وتقدیر
        حالا شاید خارج از واقعیت ورویایی
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        اکنون که گل سعادتت پربار است
        دست تو ز جام می چرا بیکار است

        می خور که زمانه دشمنی غدار است
        دریافتن روز چنین دشوار است

        #خیام
        ارسال پاسخ
        مریم عادلی
        حدود ۱ ماه پیش
        زمین رادرزمان گم کرده ام
        و
        زمان را درزمین
        باپاهای ناپایه ام دفتر خط خورده ی خاطرات را شخم می زنم
        که رد پایی بیابم از آنکه به تاراج برد در بن بست گاه
        تاریکی،
        دل گنجشکی بی پر را برگلوله ی جفا...



        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        حدود ۱ ماه پیش
        مریم خانم عزیز سلام و دست مریزاد
        چندبار به این‌ صفحه مراجعه کردم که شاید دوستان در بحث درخواستی شرکت کرده باشند و ما هم چیزی یاد بگیریم که به هر دلیلی این اتفاق تا این لحظه نیفتاده .
        ولی کافی بود اینجا چیزی برخلاف عقاید مترقی یکی از حضرات می نوشتی و خیلی اتفاقی به پر قبای یکی شون بر می خورد ، یقینا تا حالا هفتصد کامنت نوشته می شد :

        ۱- یک کامنت در باب اینکه چرا زر مفت زدی؟
        ۲- پاسخ شما به آن کامنت که چرا توهین می کنی؟
        ۳- پاسخ او مبنی بر اینکه " باید ادب بشی "
        ۴- و با همین فرمان حدود ۸۰ پیام تبادل می شد
        ۵- ۳۱۱ کامنت که از دو طرف درخواست کنند لطفا آرامتر
        ۶- ۲۵۵ کامنت گل برای کاربران
        ۷- و باقی کامنت ها هم در مورد اینکه چرا هممون اینجور شدیم
        ۸- یکی هم احتمالا بی خبر از همه جا می نوشت " قلمتان مثل همیشه قوی بود . دست مریزاد "


        حدود ۵۵ هزار بازدید هم می خورد در دو ساعت . چون همه میامدند تماشا تا نتیجه ی دعوا را ببینند

        میگید نه ؟؟؟؟؟
        باشه حتما همین طوره
        ارسال پاسخ
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        ‍ زلف چلیپایی ات ،رامش فصل بهار
        جلوه ی مینایی ات،برده ز دل ها قرار

        بلبل جان در شعف، مات گل آرای ات
        آمده بودی کنی، چشم به حسرت دچار

        بر دل من آفتاب، گرمی عشقت نداشت
        سوره ی والعصر من، لوح خوش زرنگار

        وقت خوش آن لحظه بود، با تو بگویم سخن
        حیف که نشناختم، ارزش این روزگار

        خنده به لب می زنی، محو تماشا شده
        برگ درختان سبز، همهمه ی شاخسار

        قامت رعنای تو، حاصل ویرانی است
        جمع نکن دامنت، از رخ این لاله زار

        می رسد از دورها، نغمه ی جادویی ات
        قطره ی آبی فرست، زمزمه ی جویبار

        شوق وصالت به سر، مهر نگاهت به دل
        بر من سرما زده ،گرمی مهرت ببار


        #نجمه_طوسی_تینا
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فرشید به گزین
        فرشید به گزین
        حدود ۱ ماه پیش
        اقا‌ واقعا شما قلم‌ توانایی دارید خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        کلیشه ام‌ تو‌چه لحظه ای جاموند؟
        مریم عادلی
        مریم عادلی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام ودرود فراوان برشما استادگرامی
        برقرارباشین به لطف حق
        بله استاد به هر حال هر کسی عقیده ای داره و
        شاید بشود جلوی زبان و قلم را گرفت ،اما جلوی اندیشه را نه...
        فقط اندیشه ها هستند که می اندیشند
        ما آنچه راکه در ذهن داریم در دایره میریزیم تلخ یاشیرین ...
        مخصوصا اینکه دست به قلم باشی ،خود قرار میگیری،قلم نه...
        امیدوارم که همه در بحث وموضوع مورد بحث شرکت کنند و نظرات زیبای خودرا ارائه دهند
        سپاس ازشما استاد گرامی
        پیروز و شادکام باشین خندانک خندانک خندانک 🙏🙏🙏
        افسانه نجفی
        افسانه نجفی
        حدود ۱ ماه پیش
        مردم هیجان دوست دارند استاد...😅🤣🌹🌹🌹
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام پس بیایید یک دعوای صوری راه بیاندازیم و همه را به این پست بکشانیم قبوله خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        به قول افسانه جون مردم هیجان دوست خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود و سلام بر بانو طوسی و همه ی عزیزان

        زمان، حقیقت جاری حال هست، هم آینده و هم گذشته
        هر سه در لحظه ی حال هست. تنها اینکه ماهنوز از نظر فیزیک و جسم سنگین هستیم، رقیق و شفاف تر که باشیم حتما زمان رو جوری دیگر حس می کنم، البته شاید،

        خوش باشید و تندرست، 😇❤️🦋🙏
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        ‍ دست هایم را بگیر و عشق خود اقرار کن

        پافشاری کن به من ، اصرار کن ،اصرار کن !!!


        وعده های دلنشینت را به گوشم بارها

        گفته ای اما هم اینک باز گو ،تکرار کن


        دل شکستم ،از کنارت رفته بودم خوب من

        خواب بودم، حس نمی کردم، مرا بیدار کن


        فکر می کردم که بهتر از تو می بینم ولی

        اشتباه می کرده ام حالا بیا اخطار کن


        عشق پاکت را نصیبم کن مرا در بر بگیر

        تازه کن حال و هوایم را ،مرا هوشیار کن


        من گلم ، تو باغبانی ،خار بر دستت رود

        با محبت ،عشق ورزیدن بیا رفتار کن


        ارزشت را بعد رفتن از کنارت دیده ام

        لحظه هایم را بیا از بودنت سر شار کن


        #نجمه_طوسی_تینا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        روزی که پرده ها کنار رود و حقیقت آشکار شود
        👌🙏🙏🙏
        سلام و درود بر شما
        تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز خندانک
        ارسال پاسخ
        افسانه نجفی
        افسانه نجفی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بسیار زیبا
        علی نظری سرمازه
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بیکران
        خندانک خندانک
        خندانک
        به نظرم
        زمان برای ما
        گذشته و حال و آینده دارد
        ولی فی نفسه
        حال مطلق است
        خندانک خندانک
        خندانک
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام بر شما خوش آمدید خندانک خندانک خندانک
        چه تعریف گیج کننده ای برای انسان سه بعدی 🫨🫣🤔

        مانده ام در ضجه های ثانیه
        باز هم ،بازیچه ی آونگ ها
        #نجمه طوسی

        ارسال پاسخ
        محمد ساکی
        حدود ۱ ماه پیش




        دکارت: می اندیشم پس هستم
        لایبنیتز: حق با دکارت است اما من تنها موجودی نیستم که می اندیشم


        سلام و عرض ادب


        همانگونه که در مطلب خودتان آمده است پارامترهای سال و ماه و ساعت و ثانیه و دیگر پارامترها قرادادی هستند و از مختصاتی به مختصات دیگر، از فضایی به فضای دیگر، از جهانی به جهان دیگر، از اعتقاد و طرز فکری به اعتقاد و طرز فکر دیگر... و به همچنین از ذهنی به ذهن دیگر، به شخصه معتقدم که قطعا متغیر خواهند بود

        شخصا معتقدم که زمان با آنکه عملکردی کاملا برداری و قطعا پیشرونده دارد، اما در ضمن این خصوصیت نمود و عملکردهای بسیار متفاوت و تظاهراتی متنافر با ذهن عموم دارد


        نیکلا تسلا: قوای ادراک انسان ظرفیت و توان درک همه چیز را ندارد، پیرامون ما موضوعات، حوادث، حقایق و وقایعی در جریان است که از دایره صبر و تحمل و ظرفیتِ درک آدمی خارج است

        بنده به شخصه معتقدم که یکی از تظاهرات کمیت زمان در ضمن برداری بودن و تنیدگی در فضا (مبحث فضازمان) خاصیت گستردگی و بستر بودن، محیط بودن، احاطه و حاوی بودن است

        شخصا معتقدم که کمیت زمان در تنش و تنیدگی با فضای لامکان همانند بستری است که از همان بدو خلقت (بیگ بنگ) دفعتا و در لحظه گسترده شده است و این ماییم که در راستای طول و عرض و ابعاد مختلف آن جابجا می شویم و حتم دارم اینکه چه موجودی در کجای این بستر قرار دارد بستگی دارد به میزان معرفت و شناخت، و سطح و وسعت و عمق و نوعِ طرز تفکر و اندیشه آن موجود

        و حتم دارم که سنگ و چوب و جماد هم در دایره خود دارای درک و اندیشه است، به همین دلیل اسلام در برخورد با جانوران و آداب قربانی کردن ایشان احکام محکم و ضابطه‌مندی دارد

        در مطلب حضرتعالی به نیکی اجرام سماوی و تنیدگی فضازمان مورد اشاره قرار گرفته، واقعا اگر سرعت گردش وضعی زمین و یا جهت گردش و یا زاویه محور آن تغییر کند ما چه درکی از زمان خواهیم داشت

        بنابراین معتقدم که گذشته، حال و آینده، همگی همین حالا و به صورت یکجا همانند بستری گسترده است و این بستگی به نوع و وسعت و عمق اندیشه هر موجودی دارد که در کجای این بستر قرار بگیرد

        پوزش از بابت اطاله کلام
        سپاس از اشتراک مطلب چالشی و بحث‌برانگیزتان



        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        افسانه نجفی
        افسانه نجفی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما بسیار زیبا
        ارسال پاسخ
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود
        خوش آمدید خندانک خندانک خندانک خندانک
        چه مطالب کامل و جامعی ممنونم از اشتراک گذاری آن

        طاقت بیاور ای دلم ،از نو سحر سر می رسد
        غم های عالم می رود ،آن روز بهتر می رسد
        طاقت بیاور شام را، اندیشه ی بی تاب را
        تا ترک این اندوه تو تمثیل باور می رسد
        خسته شدی!باشد قبول!رحمی نما برجان و تن
        امیدوارم بعد از این سیمای یاورمی رسد
        دنیا نخواهد راحتی این سر نوشت آدم است
        پیمانه بر پیمانه زن ، ساغر به ساغر می رسد
        روزی رهایت می کند تا غرق در هستی شوی
        روزی صدایت می کند هر لحظه ای شر می رسد
        ققنوس می سوزی چرا ؟آتش تماشایی شده
        خاکسترت برباد شد ، اما زنو پر می رسد
        پر می زنی ،پر می زنی ،تا او ج افلاک خدا
        هفت آسمان زیر پرت ،آن روز آخر می رسد

        #نجمه طوسی( تینا )
        ارسال پاسخ
        جواد مهدی پور
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما بانو تینا گرامی خندانک


        زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
        ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهان اش

        زمان با افزایش عمر ، کوتاه می شود

        عمرِ خود را میکند کوتاه با آمالِ خود
        ساده لوحی که بیافزاید به سال خویشتن


        با گذرِ زمان ، عمر کوتاه می شود ولی سن افزایش می یابد
        این موضوع در مورد هستی هم صدق می کند
        هر چه زمان می گذرد عمر جهان کوتاه ولی قدمت آن زیاد می شود
        به عبارتی دیگر ، زمان نسبت به تقدم و تاخر اشیاء تعریف می شود

        زمان عبور بی بازگشت ثانیه ها در صفحه ی ساعت ست


        خندانک خندانک خندانک
        مریم عادلی
        مریم عادلی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام استاد محجوب و گرامی
        ممنونم از ارسال نظرتان
        شاید هم بشه ثانیه ها را برگردند کسی چه می داند 🤔🤔🤔
        چقدر مجهولات ما زیاد است و معلومات کم . 🙄🙄🙄

        یک چند به کودکی به استاد شدیم
        یک چند به استادی خود شاد شدیم

        پایان سخن شنو که ما را چه رسید
        از خاک در آمدیم و بر باد شدیم
        #خیام

        ارسال پاسخ
        اصغر ناظمی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام
        وعرض ادب
        بانوی گرامی
        وسایر دوستان و صاحب نظران ارجمند
        زمان ، همان اندوه و رنج وحسرت آدم هاست....آدم چرا گرفتار اندوه و رنج والم می شود ؟... چون ناخواگاه ، خودرا گرفتار جبرِ زمان می سازد که این حسرت و خودسوزی ها ورنج وآلام در کودکی با انسان نیست وکودکان موجوداتی معصوم وپاک و منزه اند که گرفتار حسرت واندوه و رنج نمی شوند . وپیوسته مسرور و شادمان اند.... افراد کهنسال نیز بعداز سالها تجربه ی ناکامی و کامیابی ها و شکست وپیروزی ها در زندگی (براساس معیارهای قراردادی جامعه وکشور خود چه با موفقیت ویا بی موفقیت) که برخوردار از هیچ آرامشی نبوده اند وبا خیره شدن عمیق در خود وبه افعال گذشته شان به این حقیقت وقوف می یابند ، ناخودآگاه سعی می کنند گذشته ی خودرا به فراموشی بسپارند وبقول معروف به بی ذهنی دست بیابند که این بی ذهنی برای آنها توام با شادمانی ست که در گذشته با تمام موفقیت و ناکامی ها از آن محروم بوده اند (که این طبیعت ویاماهیت خالص هرکسی است ) بااین روند روان شناختی وروان درمانی ، افراد بطور ناخودآگاه ، خود را از جبرِ زمان رها می سازند که ظاهراً دچار نوعی فراموشی می شوند واکثراً آن را (ببماری آلزایمر )تلقی می کنند که اینگونه. نیست بلکه یک دگرگونی ِ ماهوی مغزی وذهنی ست که در فرد ، ناخودآگاه صورت می گیرد . که این تغییر ماهوی ذهن برای رسیدن فرد به آرامش است . انسان طبیعتاً موجودی آرامش طلب است وتلاشهای بی وقفه ی او ، نه اورابه آرامش حقیقی نرسانده اند بلکه آرامش را نیز از وی سلب کرده اند واین برای افراد کهنسال ناخودآگاه قابل درک است . حال ممکن است که بعضی از افراد در پیری دچار بیماریِ جسمانی وفیزیکی آلزایمر بشوند ولی غالب افراد دچار بیماری نیستند وبعداز پنجاه یا شصت سالگی در اغلب افراد به دلیل مرور گدشته ی پراز ناگامی خود ، این فراموشی توام با ارامش بوقوع می پیوندد که عملی ناخودآگاه و ذهنی ست. تفکیک وتجزیه ی زمان هم به قرن ، سال ، ماه و ساعت و دقیقه و ثانیه امری قراردادی و مصنوعی ست که از فرآوردهای ذهن شرطی شده ی ما ادمیان است ....

        آیا می توان در نوجوانی و جوانی و میان سالی خودرا از جبرِ کُشنده ی زمان خلاص نمود؟... می گوییم بلی ، می توان ، باشناخت عمیق خود (خودشناشی) و شناخت ماهیت ذهن و مشاهده ی رفتارورویکردهای ذهن در خود ، خودرا از جبرِ ذهن ونتیجتاً از جبرزمان برای همیشه رها نمود ( تمام مفاهیم ذهنِ ما مفاهیمی قراردادی و ذهن ساخته وپنداری اند ) که با خوداگاهی می توان خودرا از اسارت آنها رها ساخت ورهایی از ذهن ، رهایی از جبرزمان و رسیدن به آرامشی توام با شادمانی و شکوه وکشف مداوم ناشناخته هاست که طبیعت و هویت واقعی انسان نیز همین است . خندانک
        نجمه طوسی (تینا)
        نجمه طوسی (تینا)
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود بر شما
        ممنونم که در این بحث شرکت کردید.
        ما انسان ها در هزار توی زمان گم شده ایم کو فریاد رسی
        خندانک خندانک خندانک

        اگر چه آینه دل چو جام لعل شکستم
        ز خون دیده به هر قطره نقش روی تو بستم
        از آشیان ندامت، چو مرغ آه پریدم
        بر آستان ملامت چو گرد راه نشستم
        که را شناسم اگر زین سپس تو را نشناسم؟
        که را پرستم اگر بعد از این تو را نپرستم؟
        نهان به سایه اندوهم آن چنان که ندانی
        شب است یا که ندامت فراق یا که منستم
        به دوش ناز، نگاهت چو تکیه کرد همان دم
        امید عافیت از دور روزگار گسستم
        هنوز نقش وجود مرا به پرده هستی
        نبسته بود زمانه که دل به مهر تو بستم
        خیال گردش چشم تو بود در سر و مردم
        در این خیال که من سرخوشم ز باده و مستم
        شب فراق مرا بود ره به دامن محشر
        اگر که دامن آه سحر نبود به دستم
        گهی شدم همه تاب و به سنبل تو چمیدم
        گهی شدم همه خواب و به نرگس تو نشستم
        ز من مجوی نشان وفا، وگر که بجویی
        وفا همین که به یادت هنوز هستم و هستم

        مهرداد اوستا
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1