سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 14 مهر 1401
  • روز دامپزشكي
12 ربيع الأول 1444
  • ميلاد حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله به روايت اهل سنت - آغاز هفتة وحدت
Thursday 6 Oct 2022

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    پنجشنبه ۱۴ مهر

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    نظر خواهی در مورد یک بیت شعز
    ارسال شده توسط

    روح اله سلیمی ناحیه

    در تاریخ : ۲ هفته پیش
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۶۴ | نظرات : ۲۵

    عرض ادب و احترام؛
    بیت: که اشتباها ب نام مولانا ذکر شده 
    ارنی کسی بگوید که تورا ندیده باشد     توکه بامنی همیشه چه تری چه لن ترانی
    این یک بیت در رابطه با حضرت موسی که دنبال خدا می گشت وبه کوه رفت ...
    دوستان این بیت و من نوشته بودم ولی سالها قبل در یک مطلبی به عنوان نظریه کامنت کردم  ولی چند سال پیش یکی پیام گذاشت که این بیت از شماست ؟ اگر هست چرا چیزی نگفتید؟  وقتی سرچ کردم ...  بقدری جعل زیاد شده واقعا موندم
    تازگیا دیدم جایی بنام آیت اله خمینی ره هم زدند   
    تقاضای بنده از شما بزرگواران   
    ایا کسی اطلاعی از این بیت دارد  

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۱۲۴۶۶ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    منوچهربابایی
    ۲ هفته پیش
    سلام استاد والاقدرم سرچی که الان تو نت انجام دادم این مطلب بالا آمد سه بیت، سه نگاه، سه برداشت

    موسی خطاب به خداوند در کوه طور:
    اَرَنی ( خود را به من نشان بده)

    خداوند:
    لن ترانی ( هرگز مرا نخواهی دید)

    برداشت سعدی:
    چو رسی به کوه سینا ارنی مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    برداشت حافظ:
    چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر
    تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لن ترانی"

    برداشت مولانا:
    ارنی کسی بگوید که ترا ندیده باشد
    تو که با منی همیشه، چه "تری" چه " لن ترانی
    ،
    سه بیت، سه نگاه، سه برداشت
    مثل سعدی، عاقلانه
    مثل حافظ، عاشقانه
    مثل مولانا، عارفانه  
     
    روح اله سلیمی ناحیه
    ۲ هفته پیش
    سلام عزیزو بزرگوارم
    ممنون از نظرتون 🌹🌹🙏🙏
    بله گوگل اینا هست
    من نیز در کامنتهاشون نوشتم از بنده است این بیت
    اما کماکان ادامه دار است
    روح اله سلیمی ناحیه
    ۲ هفته پیش
    من همیشه اعتقادم بر وحدت بوده
    اینکه انسان و خدا جدا نیست و امکان افتراق ندارد
    و برا همین این بیتو نوشته بودم
    م فریاد(محمدرضا زارع)
    ۲ هفته پیش
    درود آقای سلیمی گرامی خندانک
    در اینکه این بیت از مولوی بلخی نیست تا جایی که اسناد و مدارک نشان می دهند، شکی نیست، ولی ظاهراً شخصی به نام سیدعلی تهرانی، که از ملازمان و نزدیکان علامه طباطبایی بوده، کتابی به نام (ز مهر افروخته) در شرح احوالات علامه نوشته و به خاطراتی از علامه طباطبایی یا روایاتی مرتبط با ایشان در کتابش اشاره کرده.
    در یکی از خاطراتی که در مورد علامه طباطبایی نقل کرده، در متن خاطره، این بیت شعر که شما در موردش نظرخواهی گذاشتید با اندک تفاوتی(تفاوت در حد یک کلمه) آمده است، و البته در ضمن تعریف خاطره، گفته که این بیت از شخص دیگری بوده که در مجلسی خوانده شده و همراه با چند بیت با چنین مضمونی(از جمله بیت سعدی)، و بعد آن بیت (منسوب به)علامه را آورده:

    سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی
    اَرِنِی نگفته گفتی دوهزار لَن تَرانی
    (ز مهر افروخته_ ص ۱۵۳ )

    ظاهراً این کتاب در سال ۱۳۸۱ نوشته شده، و با این حساب، بیت مذکور حداقل مربوط به ۲۰ سال پیش است، یعنی وقتی شما ۱۷ سال داشتید(اگر تاریخ تولد پروفایلتان دقیق باشد).
    این اطلاعات برگرفته از فضای مجازی است، و سند قطعی ندارد ولی می تواند سر نخی برای تحقیق بیشتر باشد.

    این پیام برای رد یا قبول مالکیت بیت مذکور نیست، بلکه صرفاً تلاشی است برای ارائه ی یک نظر منطقی و بدون پیش داوری.
    نظر دقیق و کارشناسانه در مورد این نظرخواهی ممکن نیست، مگر در صورت دسترسی به کتاب مذکور، و تاریخ کامنتی که شما بیت مورد بحث را برای دوستتان فرستاده اید.

    زنده باشید خندانک
    روح اله سلیمی ناحیه
    عرض ارادت جناب زارع استاد بزرگوارم
    اینکه این بیت را نوشته ام در حد صدرصد یقین است
    و دلیلش این بود
    من دنبال معنی کلمه ارنی بودم که به داستان نوسی ع اشاره شده بود و خواندم
    چون خیلی تاثیر گذار بود این بیت را نوشتم
    و اینکه تنها هم نبودم و توضیحاتی که در مورد این بیت دادم خیلی هم تایید شد
    ولی بخاطر همین مسائل هنوز ثبت نکردم من
    اما هیچ مدرک مغتبری نیافتم اینکه در اینترنت نوشته اند دلیل نمی شود
    و تعجبم این است من بدون هیچ علمی از قبل چطور ممکن است بیتی تقریبا صدرصد مشابه نوشته باشم
    دانشگاه تهران نیز (المیزان) با نام مولانا نشر داده بودند
    و اخوندی یقین داشت که از دیوان شمس اورده و قبول نکرد حتی دیوان شمس را نگاهی کند
    ارسال پاسخ
    م فریاد(محمدرضا زارع)
    درودی دیگر خندانک
    در ادبیات در بحث تاثیر و تاثرات اشعار از یکدیگر، اصطلاحی داریم به اسم (توارد).
    در (توارد) که خیلی به ندرت اتفاق میوفته، دو شاعر بدون اینکه از شعر هم خبر داشته باشن، در دو زمان یا دو مکان متفاوت، مصرع یا بیتی رو می سرایند که دقیقاً یکی ست، و این اتفاق اگرچه نادره ولی احتمالش صفر نیست، چون به هرحال زبان شامل واژه های مشترکه و ممکنه دو احساس یا اندیشه چنان به هم نزدیک باشن که ذهن، واژه های یکسانی رو برای بیان اون احساس یا اندیشه فراخوانی کنه.
    در علم هم حتی چنین اتفاقی ممکنه بیوفته که مثال معروفش همون نظریه ی انتخاب طبیعی چارلز داروین و آلفرد والاس رو میتونیم عنوان کنیم.
    و البته اینها در صورتیه که هر دو مدعی با شواهد و مستندات کافی بتونن ادعای خودشون رو ثابت کنن و شواهد و استنادات هر دو قابل قبول باشه.
    در صورتی که مستنداتی پیدا بشه که بیت مورد اشاره، از نظر زمانی قبل از شما سروده شده، احتمال توارد هست(بصورت خوشبینانه و لااقل توسط خود شما و کسانی که به شما اعتماد دارن)، ولی از نظر عمومی معمولاً قابل پذیرش نیست،
    ولی اگر از نظر زمانی، تقدم با شما باشه، افکار عمومی به نفع شماست و البته باز هم طرف مقابل میتواند ادعای توارد کند.
    علت اینکه به اون کتاب اشاره کردم تحقیق از نظر تقدم و تاخر زمانی بود.
    بنظرم اون کتاب رو پیدا کنید و بررسی و تحقیق کنید.
    کتاب (ز مهر افروخته) نوشته ی : سیدعلی تهرانی.
    چون اگه بیت مورد اشاره ی شما در اون کتاب باشه، چه شاعرش رو مولوی نوشته باشه، چه شاعر دیگری، و چه شاعرش گمنام باشه، در هرحال، سال نگارش کتاب، تقدم و تاخر زمانی رو نشون میده و میتونه به کشف حقیقت کمک کنه.
    روح اله سلیمی ناحیه
    سپاس جناب زارع عزیز
    عده ای نوشتند که این بیت در ان کتاب است
    یا یکی گفته
    در حالی که وقتی پیدا کردم اصلا این بیت نبود بیتی دیگر بود
    البته نه این کتاب که اشاره کردید
    بلکه چند جا هم اشاره ای بود که انها را نگاه کردم و دروغ بود
    سید هادی محمدی
    ۲ هفته پیش
    سلام روح الله جان

    این بیتی که فرمودید بر اساس اسناد موجود متعلق به مولوی نیست و متاسفانه منبعی هم برای پیدا کردن شاعر موجود نیست اما این بیت خیلی خیلی قدمت دارد و من حدود بیست سالم بود که این بیت را دیده بودم نمیدانم واقعا مال که هست

    اما از دیوان شمس غزلی هست که تقدیم میکنم



    جلال الدین محمد مولوی
    مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
    غزل شمارهٔ ۲۸۳۰

    هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی

    که ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانی

    بزن آب سرد بر رو بجه و بکن علالا

    که ز خوابناکی تو همه سود شد زیانی

    که چراغ دزد باشد شب و خواب پاسبانان

    به دمی چراغشان را ز چه رو نمی‌نشانی

    بگذار کاهلی را چو ستاره شب‌روی کن

    ز زمینیان چه ترسی که سوار آسمانی

    دو سه عوعو سگانه نزند ره سواران

    چه برد ز شیر شرزه سگ و گاو کاهدانی

    سگ خشم و گاو شهوت چه زنند پیش شیری

    که به بیشه حقایق بدرد صف عیانی

    نه دو قطره آب بودی که سفینه‌ای و نوحی

    به میان موج طوفان چپ و راست می‌دوانی

    چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت

    به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی

    چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد

    سفر درشت گردد چو بهشت جاودانی

    تو مگو که ارمغانی چه برم پی نشانی

    که بس است مهر و مه را رخ خویش ارمغانی

    تو اگر روی وگر نی بدود سعادت تو

    همه کار برگزارد به سکون و مهربانی

    چو غلام توست دولت کندت هزار خدمت

    که ندارد از تو چاره و گرش ز در برانی

    تو بخسپ خوش که بختت ز برای تو نخسپد

    تو بگیر سنگ در کف که شود عقیق کانی

    به فلک برآ چو عیسی ارنی بگو چو موسی

    که خدا تو را نگوید که خموش لن ترانی

    خمش ای دل و چه چاره سر خم اگر بگیری

    دل خنب برشکافد چو بجوشد این معانی

    دو هزار بار هر دم تو بخوانی این غزل را

    اگر آن سوی حقایق سیران او بدانی

    روح اله سلیمی ناحیه
    ارادتمندم استاد عزیز
    اما بیتهایی با این مضمون چون زیاد است احتمال شباهت و سهو هست
    من با کمک شما دنبال مدرکی هستم که بشود اعتماد کرد
    این بیت را من نوشتم و یقین دارم
    حالا اگر واقعا مدرکی باشد برای قبل رهاش کنم
    ارسال پاسخ
    علیرضا شفیعی
    ۲ هفته پیش
    درود بر جناب آقای سلیمی گرامی خندانک
    ترکیب و چینش کلمات در این بیت به گونه ای است که برای رساندن پیام شاعر کاملا در دسترس ذهن قرار دارد یعنی اینکه احتمال اینکه دو نفر برای بیان این مفهوم از کلمات یکسانی استفاده کرده باشند غیر ممکن نیست. خندانک خندانک خندانک خندانک
    روح اله سلیمی ناحیه
    عرض ارادت و سپاس استاد شغیعی عزیز
    بله درست می فرمایید اما من شاید دو سالی شد که هیچ مدرکی حتی نزدیک به قابل قبوب نیافتم
    در ضمن در ابتدا خیلی ها ادعای سروده داشتند ولی از وقتی من فهمیدم و اعلام کردم فعلا مدعی زنده منم همه انها اهسته اهسته محو شدند
    🌹🌹🌹🌹🌹
    ارسال پاسخ
    علیرضا شفیعی
    علیرضا شفیعی
    ۲ هفته پیش
    با درودی دیگر خدمت جناب سلیمی عزیز خندانک
    منظورم این است که حتی اگر شخصی وجود داشته باشد و چنین بیتی واقعاً سروده باشد دلیلی بر این نیست که شعر متعلق به شما نباشد چون گفته شما برای من که شناختی از شما پیدا کرده ام سند محسوب می شود. خندانک خندانک خندانک خندانک
    م فریاد(محمدرضا زارع)
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    ابراهیم کریمی (ایبو)
    سلام منم با کلام جناب شفیعی موافقم
    ولی چگونه شده شما در آن لحظه عارف شدی خدا عالم است خندانک
    روح اله سلیمی ناحیه
    بزرگوارید جناب شفیعی عزیز
    روح اله سلیمی ناحیه
    عرض ادب جناب شفیعی عزیز
    خیلی مشتاقم واقعا سروده ای که شبیه این بیت است را پیدا کنم
    هرجایی گفتند فقط روایت است
    و این روایتها مال همین ده سال است
    سپاس گزارم از شما 🌹🌹🌹🙏🙏
    علیرضا شفیعی
    علیرضا شفیعی
    چهارشنبه ۳۰ شهريور ۱۴۰۱ ۱۸:۴۵
    با درودی دیگر خدمت دوست عزیز جناب استاد سلیمی گرامی خندانک
    پیشنهاد میکنم بیت مورد نظر را ادامه بدید و منتشر کنید و ببینید شخص دیگری مدعی شعر می شود یا خیر خندانک
    روح اله سلیمی ناحیه
    چو دمی تو را بجوید بشر از طلب که آنی
    چه خیال و بر کلیم ات  که به طور کنَ ترأنی

    همه سرخدای باشد  همه تن خدای خواهد
    همه گر زخویش داند نه خدا که  مَن ترأنی 

    ارنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی  همیشه چه تری چه لن ترأنی

    «روح اله سلیمی»

    تقدیم بر جناب علیرضا شفیعی عزیز
    روح اله سلیمی ناحیه
    ۲ هفته پیش
    جناب کریمی ایبو
    یک بیتی بود به گمانم که می گفت
    که نه ان است و نه این
    در این بیت تقریبا چنین منظوری داشتم
    که خدا نه ان است و نه این بلکه خدا همین است که میبینید هرانچه را که بینید و دانید و خواهید و یابید
    سپاس از نگاه و نظرپر لطفتان🌹🌹🌹
    محمد گلی ایوری
    ۲ هفته پیش
    درود بر شما جناب سلیمی عزیز و فکور خندانک
    خدمت رسیدم که عرض سلامی داشته باشم
    بیتی بسیار زیبا و عارفانه ست ولی اینکه سروده کیست سند معتبری حقیقتا من پیدا نکردم ولی با گوشم نا آشنا نیست، نظرات اساتید قابل تامل است اینکه در کتاب معرفی شده تحقیقی داشته باشید و الی آخر .
    از طرفی لذت هر کاری به رضایت قلبی انجام دهنده کار بستگی دارد . هرچند حس مالکیت در درون انسان بیکار نمی نشیند.
    اگر از سرودن بیت ، آن لذت ناب را برده اید مطمین باشید که به مرور زمان آن حس مالکیت هم قانع خواهد شد حال چه این بیت قبلا سروده شده باشد یا نشده باشد. و رسالت بیت به انجام رسیده و آن گفتار زیبا در کائنات ثبت خواهد بود

    طبق آمار و احتمالات ریاضی امکان سرده شدن دو بیت عین هم نیز دور از انتظار نبوده بلکه این امکان کاملا وجود دارد.
    بدرود خندانک خندانک خندانک
    روح اله سلیمی ناحیه
    ارادت جناب ایوری استاد بزرگوار
    بنده از همان زمانی که نگاهی سمت عرفان و خدا کردم
    خود و خدا را یکی دیدم و این بیت نیز با دو بیت قبلی کاملا فرق نگرشی دارد
    سپاس گزارم 🌹🌹🌹🙏🙏

    در این میان اگرسری کشیده باور از مرا
    چه می کند که جان دهدتمام بودن از تورا
    من این وگر من ان شوم همی نگرثنان شوم
    نمی شود که جان دهم مگر که جانم از تورا
    سلیمی
    ارسال پاسخ
    روح اله سلیمی ناحیه
    ۲ هفته پیش
    آری به گمان بود قتالی سرِ مویی
    گویند به قتلی چوزنی را سرِ مویی

    سر مویی مویی از سر
    سر مویی سر ارزویی

    بنده بشدت مرگ دختری را سرحجاب اجباری محکوم می کنم
    علیرضا شفیعی
    علیرضا شفیعی
    چهارشنبه ۳۰ شهريور ۱۴۰۱ ۱۸:۵۳
    تو کز محنت دیگران بی غمی
    نشاید که نامت نهند آدمی
    سعدی
    درود بر شما مرد غیرت مند و باشرف جناب سلیمی عزیز که از جان باختن همنوعی هموطن اینگونه بیتاب شده اید
    ارسال پاسخ
    روح اله سلیمی ناحیه
    ۱۱ روز پیش
    درود جناب شفیعی
    واقعا حالم بد است از این همه ظلم و سکوت
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0