جمعه ۸ فروردين
اشعار دفتر شعرِ حال مرا دنیا نمی فهمد شاعر علی اصغر صحرایی (رائد تنها)
|
|
تو قمار عشق تو من همه زندگیم و باختم......
|
|
|
|
|
تورفتی و رفتی منو سوزوندی
|
|
|
|
|
آغوش گرم عشق رو با چی عوض کردی
|
|
|
|
|
من و تو به درد هم نمی خوریم نگو به عقوبت کدوم گناه
|
|
|
|
|
باورم نمی شه می گن وصله ی تنم نبودی
توی کوچه تورو دیدن که با یه غریبه بودی
|
|
|
|
|
می دونم دلت گرفته خونه زندون سیاهه
به امید صبح فردا فصل خوشبختی تو راهه
|
|
|
|
|
بذار تا نفس توی این سینه هست بکوبه به یادت فقط قلب من
مهم نیست چقدر فاصله است بین مابه
|
|
|
|
|
تموم خاطرات خوب با تو با دلتنگی تو بی رحم می شه
می سو زو نه منو یاد تو هر شب نباشی ف
|
|
|
|
|
روزای روشن فردای منو ازم گرفت
فرصت دوباره عاشق شدن و ازم گرفت
دید دارم
|
|
|
|
|
اومرد میدان بودو در میدان خطر کرد
همچون خلیل بت شکن میل تبر کرد
او آسمانی بود و از دنیا گذر
|
|
|
|
|
هر بار می خواهم که در یادم نباشی
عکس تو می آید به چشمم می نشیند
یک آسمان دلتنگ می شم
|
|
|
|
|
ندهم دل به کسی
در دفتر شعرم نبرم نام کسی الا تو
معشوق به هرکس نشوم من بخدا
|
|
|