سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 5 مرداد 1400
  • سالروز عمليات افتخارآفرين مرصاد، 1367 هـ ش
19 ذو الحجة 1442
    Tuesday 27 Jul 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      آنكه میتواند، انجام می‌دهد، آنكه نمی‌تواند انتقاد می كند. «جرج برنارد شاو»

      سه شنبه ۵ مرداد

      قرآن تجدد

      شعری از

      باقر رمزی ( باصر )

      از دفتر غلام قمر نوع شعر قطعه

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۳۷ شماره ثبت ۹۹۹۴۲
        بازدید : ۶۳   |    نظرات : ۳

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

       
      منم که گوشه میخانه خانقاه من است - ویسگون
       
      قرآن تجدد

      آنسوی مرزهای افکار،
      پندارها ناله می‌کنند،
      قبل از آنکه به واقعیّت بپیوندم
      من به حقیقت نزدیک‌تر می‌شوم.
      چنان سکوتی در گوشم خفته است
      که صدای آه‌های درویشان دوره‌گرد را
      در نیمه‌های شب از پشت حصارهای اَرگ می‌شنوم.
      افسوس...!
      افسوس...
      که شتاب آینه به عمق آدینه
      مرا به فروید زمان معرفی کرد.
      او با زنجیر دَرک و تَرک جنسیّت،
      چنان آزادی‌ای به صبای گیسوانم داد
      که خورشید را از لابه‌لای
      انگشتانم می بینم .
      دیگر نه به امامزاده‌ای متوسل می‌شوم
      و نه به اذکار دنیوی سرگرم خواهم شد.
      بیا تا ناقوسِ ناموس‌نامه‌ی شهوترانان را
      در نیمه‌شبهای عفاف و زفاف
      به صدا درآوریم
      و همه را در لذایذ جنسیتیِ حلال غرق کنیم.
      نگذاریم ریشه‌های کهن راسپوتین
      در مکتب رویش پرورش یابند.
      نگذاریم در حرمسراها
      نامحرمان
      و مخنّث‌نماها داخل شوند.
      نگذاریم جوانان،
      تعقل را در خودِ خویشتن،
      با لحظه‌ی پشیز ارگاسم معامله کنند.
      شفای امراض معراجمان
      تنها با اشک حلقه خانقاه التیام می‌یابند.
      زمانیکه یوحنا را با تورات در آمیختم
      نتیجه‌ی تزویج آنها قرآنِ تجدّد شد،
      پاک و طیب و طاهر و معصوم.
      وقتی در میان پیراهن‌های ژنده و خونین،
      ذرّه‌ای از رایحه‌ی یوسف را نچشیدم
      به رنگ شقایقهای سوخته درآمدم
      و یعقوب‌وار دست بنیامین‌ام را گرفته،
      سر به بیابان نابینایان گذاشتم،
      تنها تکیه‌گاهم عصایی بود که از شجره‌ی طیبه‌ی
      انگورهای عسگری چیده بودم.
      عصایم معجزه‌ی عیسی را تقلید می‌کرد
      و راه برکت نیل را
      به لبهای تفدیده‌مان نشان می‌داد.
      ظهور و حضور فراعنه
      در اسطوره‌سازی عزیز مصر و یوسفِ یعقوب
      بسیار کارساز بود.
      همچنانکه حضور و ظهور شیطان
      نقش پر-رنگی در پرورش
      نفس مطمئنه دارد.
       
      باقر رمزی باصر
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و جالب بود خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ ۱۵:۲۰
      سلام و درود جناب رمزی گرانقدر
      بسیار عالی
      -------------------- خندانک خندانک خندانک
      مجتبی شهنی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود فراوان
      بسیار بسیار
      زیبا و عالی
      بود🌺🌸🌺
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0