سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 24 ارديبهشت 1400
  • لغو امتياز تنباكو به فتواي آيت الله ميرزا حسن شيرازي، 1270 هـ ش
4 شوال 1442
    Friday 14 May 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      جمعه ۲۴ ارديبهشت

      غزل شماره ۱۵

      شعری از

      مهرداد عزیزیان بی تخلص

      از دفتر به کدامین دیار خاطره امشب سفر کنم؟ نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۹۷۹۶۲
        بازدید : ۵۱۴   |    نظرات : ۲۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مهرداد عزیزیان بی تخلص


      نتوانم ز هر شبی به سحر من گذر کنم
      مگر آن دم که دیده ام دو سه پیمانه تر کنم
      نه مجالی دهد غمت که بگویم جمالِ تو 
      نه امانی دهد که دردِ دلی مختصر کنم
      پس از این تا سحر مرا همه اشک است و آرزو
      چو نباشی دو گوشِ صد فلک از گریه کَر کنم
      به سرم ناله ها سوار و نباشد ضیافتی
      نَشَود گریه را به زیر و سُروری زِ بَر کنم
      بنشینم به انتخابِ مسیری و بنگرم
      به کدامین دیارِ خاطره امشب سفر کنم
      نشدی همجوارِ من که کنم کیمیاگری
      و ز جادوی حُسنِ تو رخِ غمدیده زر کنم
      احدی حالِ دل نگفتم و این سرِّ  بینمان
      چه کسی را کنون به سوگِ فراقت خبر کنم؟
      نکُند" بی تخلص "این گله با هر غریبه ای
      به تو گفتم ،کنون جوابِ تو را من زِبَر کُنم
       
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بزرگوار
      مناجاتی بسیار زیبا و شورانگیز بود
      دستمریزاد
      موفق باشید خندانک
      ابراهیم هداوند
      ۲ هفته پیش
      با احترام به ساحت بلند شعر و ادب ایران زمین
      و با درود و سلام به محضر همه‌ی نابی‌ها

      "حسن مطلع" یکی از آرایه‌های مهمی‌ست که سراینده می‌بایست توجه ویژه‌ای به آن داشته باشد. یعنی بیت اول از قصیده یا غزل خود را تا جائی که می‌تواند زیبا و شیوا و آهنگین بسراید تا خواننده را ترغیب به خواندن دیگر ابیات آن بکند.
      به این فکر می‌کنم که چرا سراینده‌ی این غزل جناب مهرداد عزیزیان ارجمند که خود اهل هنر و موسیقی‌اند، در حالی‌که می‌توانستند به شیوائی و زیبائی بفرمایند:
      "ز هر شبی نتوانم گذر کنم به سحر"
      واژه‌های کلام را به گونه‌ای چیده‌اند که در مصراع اول موجب حشو و در مصراع دوم و اغلب مصاریع موجب ضعف تالیف شده است. ضمن آنکه گوشِ خواننده آهنگِ خوشی از این چیدمان دریافت نمی‌کند!
      《به گفته‌ی شمس قیس رازی عروضیان‌ِ ایرانی‌ چون‌ "بهرامی‌ سرخسی‌" و "بزرجمهر قسیمی‌"، بر بنیاد هشت رکن‌ اصلی‌، دست‌ به‌ استخراج‌ بحوری‌ زده‌ بودند که‌ یا هیچ‌ شاعری‌ در آن‌ بحور شعر نسروده‌ بود، و یا اگر هم‌ شعری‌ سروده‌ می‌شد، مقبول‌ ذوق‌ ایرانیان‌ واقع‌ نمی‌شد؛ در نتیجه‌، این‌ بحور، هرگز به‌ عنوان‌ بحرهای‌ مستقل‌ مطرح‌ نشد. قدما به‌ این‌ بحور «مُستحدَث‌» می‌گفتند، چرا که‌ در آثار شاعران‌ و کتب‌ منتقدان‌ بزرگ‌ عروض‌، پیشینه‌ای‌ نداشت‌.》
      در این غزل آنچه که خیلی توجه‌ام را در به خود جلب کرد، آهنگ خاص آن بود که به مصداقِ مصرعی از آن می‌خوانیم؛
      فَعَلاتُن/ مَفاعِلُن/ فَعَلاتُن/ مَفاعِلُن
      نتوانم/ ز هر شبی/ به سحر من/ گذر کنم
      اما چرا جالب؟!
      همانطور که مشخص شد این وزن از تکرار دو رکن "فعلاتن مفاعلن" شکل گرفته که اگر جای این دو رکن را با هم عوض کنیم، می‌شود "مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن"
      یعنی همان "بحر مجتث مثمن مخبونِ" همیشگی که اشعار زیادی هم در این بحر سروده شده مثل:
      ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی
      جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی
      سعدی
      کهن شود همه کس را به روزگارِ ارادت
      مگر مرا که همان عشقِ اول است و زیادت
      سعدی
      که در واقع اینجا و در این غزل ارکان آن جابجا شده‌ و بحرِ "غریب" و "جدید"ی پدید آمده که پیداست خیلی هم طرفدار ندارد‌ و آهنگِ آن چنگی به دل نمی‌زند و از همان دست بحور و اوزانی‌ست که مقبول ذوق و طبع نمی‌افتد.
      نمی‌شود به سراینده‌ی عزیز خرده گرفت که چرا در این بحر سروده‌اند، به هر حال این بحر هم دارای ریتم است و از نظر عروضی سالم و ما هیچ نمیدانیم که این انتخاب عمدا" صورت گرفته است یا سهوا".
      اما آنچه که می‌دانیم و عیان است، این است که؛
      از خواندنِ این غزل که دارای مضامین عاشقانه و عارفانه‌ای هم هست، لطافتی دست نمی‌دهد.
      اما در بحر مجتث به سبب قرار گرفتن رکن "فعلاتن" در آخر؛
      "مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن"
      ضمن آهنگِ گوش‌نوازی که دارد، دستِ شاعر بازتر است و می‌تواند از منشعبات و متفرعات این رکن هم استفاده کند.
      بر فرض می‌تواند این بحر را محذوف کند؛
      "مفاعلن/ فعلاتن/ مفاعلن/ فَعَلُن"
      و به همین مصداق، "من" در مصراع اول - که ایجاد حشو کرده است - را حذف کند.
      ز هر شبی/ نتوانم/ گذر کنم/ به سحر
      مگر شبی که......و ادامه‌ی غزل.
      مع‌الوصف نظر بنده این است که جناب مهرداد عزیزیانِ عزیز این غزل را در بحر مجتث بسرایند حتی اگر مجبور به تعویضِ قافیه بشوند.



      با احترام خندانک
      ابراهیم هداوند
      ۳/اردیبهشت/۱۴۰۰
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      سلام اجازه بدهید نپذیرم نقدتان را، آهنگ غزل بسیار زیبا و جانگداز است چنانکه دل را با خود همراه می کند خندانک
      در این ره کشته بسیارند قربان شما خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام استاد نازنین
      از چند جهت خوشحال شدم نقدتان را خواندم . یکی این بود که بعد از مدتی از شما نقدی خواندم و دوم اینکه بعد از تقطیع همین غزل متوجه شدم چندان با وزنش آشنا نیستم و فکر کردم با توجه به عجزی که در حوزه ی عروض دارم چه بسا مشکل از سواد نمور ماناست . اما وقتی رقعه ی شما را خواندم اعتماد به نفسم بالا رفت . و فهمیدم دستکم این یکبار به خطا نرفتم . اما یک سوال هم از محضرتان داشتم و آن در مورد کتاب المعجم بود ، به پیشنهاد شما آنرا خواندم و مستفید شدم . اما سوالم این است با توجه به اینکه کتبی ساده تر توسط اساتید معاصر نوشته شدند و کار عروض را راحت تر نمودند ، آیا خواندن المعجم همچنان واجب است ؟؟
      ارسال پاسخ
      ابراهیم هداوند
      ابراهیم هداوند
      ۲ هفته پیش
      سلام مانای عزیز
      ارادتمندم و سپاسگزارم از لطف و محبتت
      حسن المعجم در آن است که از سیر تا پیاز شعر را در خود دارد. اما زبان کهنه‌ای دارد.
      قطعا تا کتابهای سبک‌تر و ساده‌تر در دست‌رس هست نیازی به خواندن المعجم نیست اما المعجم همیشه یک مرجع موثق و یک پشتوانه‌ی معتبر بوده و هست.
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      جناب هداوند سلام بر شما.بدوا از نقدتان سپاسگزارم،اما وقتی عنصر سلیقه را در نقد آکادمیک وارد میکنید به نقدتان صرفا به عنوان نظر نگاه میکنم و بابت اظهار نظرتان تشکر🌺🌺🌺
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      ۲ هفته پیش
      با سلام و آرزوی قبولی طاعات دوستان عزیز و فرهیختگان گرامی

      اوزان دوری که از بحور مختلف‌الارکان ساخته می‌شوند    اوزانی هستند که در آنها ابیات به چهار قسمت مساوی تقسیم می شوند. بنابر این  اوزان دوری همیشه مثمّنند
      غالبا موسیقی اوزان دوری به خاطر تکرار متقارن ارکان در هر نیم‌مصرع، غنی‌تر از سایر اوزان است؛ یعنی یک وزن خاصّ در طول یک بیت چهار بار تکرار می‌شود و تکرار نیز زیبایی خاصّ خود را دارد. از این روست که قسمت اعظم زایایی عروض فارسی به عهده ی اوزان دوری است . زیرا با ترکیب ارکان مختلف می‌توان اوزان‌ تازه ساخت. از دیگر سو
      چون در اوزان دوری به صورت بالقوّه امکان آوردن قافیه- و ردیف- درونی وجود دارد، این ویژگی نیز مؤلّفه ی موسیقایی «هماهنگ‌های آوایی»- مبتنی بر جناس، سجع، تکرار و...- را برجسته‌تر می‌کند.
       اهمّیّت اوزان دوری در این است که در این اوزان وسط مصراع حکم پایان مصراع را می‌یابد .یعنی می‌توان در آن‌جا قافیه آورد، مکث کرد یک یا دو صامت اضافه بر فرمول آورد.
      شاعر مجاز است در انتهای نیم مصراع هر بیتی با وزن دوری، به جای هجای بلند از هجای کشیده استفاده کند و به کارگیری این اختیار، خللی در وزن شعر ایجاد نمیکند.
       نکته ی دیگری که معمولا مغفول عنه قرار می گیرد این است که وقتی می گوییم در وزن دوری وسط مصرع حکم پایان مصرع را دارد به این معنا نیز هست که، روا نیست که نیمی از یک کلمه در یک نیم مصرع قرار گیرد و نیمی دیگر از آن در نیم مصرع بعدی. چرا که در زبان فارسی واحد وزن شعر مصراع است بر خلاف عربی که واحد وزن شعر بیت است . در زبان عربی جایز است که نیمی از یک کلمه در پایان یک مصرع  قرار گیرد و نیمی دیگر از آن در ابتدای مصرع بعدی. اما در زبان فارسی این کار روا نیست. و از قبیل :
      رفیق مخلصم میرزا ابوالقا
      سِمَش  در مصرع اوّل نشد جا....
      خواهد بود.
      غزل ذیل از حضرت سعدی در وزن دوری سروده شده است . در هیچ کجای این غزل چنین اتفاقی نیفتاده که پاره ای از یک کلمه در یک نیم مصرع و پاره ای دیگر از آن در نیم مصرع بعدی قرار گرفته باشد.

      هر سلطنت که خواهی می‌کن که دلپذیری
      در دست خوبرویان دولت بود اسیری
      جان باختن به کویت در آرزوی رویت
      دانسته‌ام ولیکن خون خوار ناگزیری
      ملک آن توست و فرمان مملوک را چه درمان
      گر بی‌گنه بسوزی ور بی خطا بگیری
      گر من سخن نگویم در وصف روی و مویت
      آیینه‌ات بگوید پنهان که بی‌نظیری
      آن کو ندیده باشد گل در میان بستان
      شاید که خیره ماند در ارغوان و خیری
      گفتم مگر ز رفتن غایب شوی ز چشمم
      آن نیستی که رفتی آنی که در ضمیری
      ای باد صبح بستان پیغام وصل جانان
      می‌رو که خوش نسیمی می‌دم که خوش عبیری
      او را نمی‌توان دید از منتهای خوبی
      ما خود نمی‌نماییم از غایت حقیری
      گر یار با جوانان خواهد نشست و رندان
      ما نیز توبه کردیم از زاهدی و پیری
      سعدی نظر بپوشان یا خرقه در میان نه
      رندی روا نباشد در جامه فقیری
       در سروده ی دوست بزرگوارمان آقای مهرداد عزیزیان به این مهم توجه نشده است . به این مصاریع دقت کنید:

      نه امانی دهد که در//دِ دلی مختصر کنم

      به سرم ناله ها سوا//ر و نباشد ضیافتی

      نَشَود گریه را به زی// ر و سُروری زِ بَر کنم

      بنشینم به انتخا//بِ مسیری و بنگرم

      به کدامین دیارِ خا//طره امشب سفر کنم

      احدی حالِ دل نگف//تم و این سرِّ  بینمان

      چه کسی را کنون به سو//گِ فراقت خبر کنم؟

      به تو گفتم ،کنون جوا//بِ تو را من زِبَر کُنم

      دوست عزیزمان جناب مهرداد عزیزیان،  دقیقا در هشت مصرع از شانزده مصرع این سروده از این نکته ی مهم غفلت ورزیده اند.
      موارد متعددی از ضعف تالیف نیز در این سروده به چشم می خورد که حضرت دوست جناب هداوند عزیز بدان اشارتی داشته اند.
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      درود بر جناب حاج محمدی.از نقدتان سپاسگزارم. بنده طرفدار رعایت اصول و قواعد در شعر هستم اما شما ریاضیات و شیمی را هم وارد نمیوده اید و اقدام به تجزیه ی عبارات کرده اید.دوست گرامی توصیه میکنم عینک تجزیه کردن را از چشمانتان بردارید و فقط ببینید از شعری که خواندید یا شنیدید لذت میبرید یا نه.زبان شعر زبان عواطف است نه ریاضیات و شیمی🌺🌺🌺
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      دوست عزیز و گرامی جناب عزیزان
      درود بر شما
      اولا در پاسخ سوال حضرتتان مبنی بر اینکه از شعری که خواندید لذت می برم یا نه ؟ پاسخ قطعا و قاطعانه خیر است. دلیل آن هم همان است که عرض کردم.
      ثانیا دوست عزیز آنچه عرض کردم ربطی به ریاضیات و شیمی و تجزیه ندارد . بلکه قاعده ی ادبی و عروضی است . لازم است حضرتعالی عینک مخصوص ریاضی و شیمی و تجزیه را از چشمان مبارک بردارید تا قواعد ادبی و عروضی را با ریاضی و شیمی و تجزیه اشتباه نگیرید. خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      جناب حاج محمدی وزن شعر جهت و طرز خوانش شعر را مشخص میکند نه اینکه کلمات تک به تک در الگوی فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن جای بگیرند.وای بر ما! اگر اینگونه باشد که در این وزن فقط باید ۴ کلمه وجود داشته باشد.اوزان شعری که با عبارات عربی بیان میشوند صرفا چراغ راهنمای شاعر برای گم نکردن چگونگی چینش لغات هستند و برای خواننده چگونگی خواندن شعر را مشخص میکنند.عجیب است برای من که میگویید از شعر لذت نمیبرم چون به گمانم تخطی در واژه گزینی روی داده ،اگر اینگونه باشد که هیچ کس شعر نیمایی و سپید و آزاد نخواند چون شاعران در این سبک دست از سر برخی قواعد برداشته اند.مسلما همین که خودتان را زحمت داده اید تا از گزینه ی نقد استفاده کنید بواسطه ی این بوده که شعر شما را درگیر خود کرده است.وگر نه اگر با من نبودش هیچ میلی،چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟!
      البته شما گفتید قاطعانه از شعر شما لذت نبردم ،بنده از این بابت متاسفم ولی کاری در این باب از دست بنده ساخته نیست صرفا میتوانید تا نام مهرداد عزیزیان را دیدید سریع از آن عبور کنید تا خاطر زیبا پسندتان مکدر نشود
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی

      دوست عزیز جناب عزیزیان گرامی
      از فرمایشاتتان پرواضح است که از علم عروض و قواعد آن سر در نمی آورید . من از حضرت سعدی در وزن دوری شاهد مثال آوردم که حتی یک مورد در هیچ یک از ابیات آن نمی توان یافت که پاره ای ای از یک کلمه در یک نیم مصرع و پاره ای دیگر از همان کلمه در نیم مصرع دیگر باشد. اگر چنین کاری به لحاظ ادبی روا بود حتما امثال سعدی از آن اجتناب نمی ورزیدند. قیاس شعر سنتی با شعر نیمایی و سپید هم قیاس مع الفارق است . شعر نیمایی و سپید هم هر کدام قواعد مخصوص به خود دارند که تخطی از آنها به فخامت زبان و بلکه شعریت سخن صدمه می زند. و اگر نقدی بر اثر شما نوشته می شود از ناحیه ی هر کسی که باشد حتما نشانگر درگیر شدن ذهن منتقد با اثر نیست . ای بسا قصد و غرض منتقد جنبه ی تعلیمی نقد برای علاقه مندان بویژه نو آموزان باشد. مگر حضرت حافظ و سعدی و خواجو و سنایی و مولانا و ..... دیگر مفاخر ادبی که در اوزان دوری از آوردن نیمی از یک کلمه در یک نیم مصرع و آوردن نیمی دیگر از آن در نیم مصرع دیگر اجتناب کرده اند قواعد علم عروض را زیر پا گذاشته اند .؟ یا وقوع چنین امری در آثار آنان صرفا اتفاقی بوده است ؟
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      جناب حاج محمدی نیمی از یک کلمه در یک مصرع و نیمی دیگر در مصرع بعدی نیامده ،تمامی اتفاقاتی که میفرمایید در یک مصرع اتفاق افتاده است.اگر قصد شما این است که بر مبنای فرمول وزن میشود یک مصرع را به دو مصرع تقسیم کرد آن بحث دیگریست.شما خودتان بهتر از بنده میدانید که بحر های عروضی بر مبنای کلمات عربی بنیان گذاری شده ولی زبان فارسی چه میشود؟! همین دگم اندیشی در وزن و عروض و قافیه نیما را به سمت قالب اختراعی خودش سوق نداد؟! مگر همان بزرگانی که شاهد میاورید از مفتعلن مفتعلن شکایت نکردند؟ " رَستم از این بیت و غزل ای شه و سلطانِ ازل/ مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشتِ مرا!!
      رستم از این/بیت و غزل/ ای شه و سل/ طانِ ازل
      مفتعلن /مفتعلن / مفتعلن / مفتعلن
      ببینید بزرگوار! بنده وقت گشتن ندارم وگر نه صدها نمونه می آوردم که کلمه ای در وزن شعر دو نیم شده و نیمی در یک قسمت و نیمی در قسمت دیگر است ،مثل کلمه سلطان که در این شعر بخش اولش و بخش دومش جداگانه در وزن قرار گرفته.اگر میخواهید بگویید چون در نیمه ی دوم مصرع است ایرادی ندارد ولی نباید در مرز بین دو نیمه مصرع باشد بنده از همینجا از ادامه بحث انصراف میدهم.در پناه خداوند
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      عزیز جانم جناب عزیزیان اولا : لازم نیست زور بزنید و اثبات کنید و مبرهن سازید که در علم عروض صفر الید هستید !!!! این امر بی تلاش شما برای من مبرهن است .
      ثانیا برادر عزیزم مثالی که از حضرت مولانا آورده اید وزن غیر دوری است نه وزن دوری
      ثالثا: بحث بر سر نا روا بودن آوردن نیمی از یک کلمه در یک نیم مصرع و نیمی دیگر از آن در نیم مصرع دیگر در وزن دوری است نه وزن غیر دوری و اساسا در وزن غیر دوری هر مصرع به دو نیم مصرع تقسیم نمی شود و مساله منتفی به انتفاع موضوع است
      رابعا : آنچه شما شاهد مثال آورده اید از حضرت مولانا که کلمه ی سلطان به دو پاره تقسیم شده و هر پاره ای از آن در یک رکن قرار گرفته ربطی به ما نحن فیه ندارد چون اولا وزن غزل مولانا غیر دوری است و نه دوری ثانیا بحث ما قرار گرفتن هر یک از دو پاره ی یک کلمه در یک نیم مصرع است ، نه در یک رکن افاعیلی. !!!!! و شما ظاهرا فرق نیم مصرع و رکن افاعیلی را نمی دانید و اگر می دانید خودتان را به کوچه ی علی چپ زده اید.
      خامسا عزیز جانم پذیرفتن سخن حق هیچ صدمه ای به شخصیت حضرتتان نمی زند اما نپذیرفتن سخن حق مانع پیشرفتتان در امر شاعری است . اگر می خواهید در امر سرودن پیشرفت کنید متواضعانه نقد پذیر باشید.
      ابراهیم هداوند
      ابراهیم هداوند
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب خدمت هر دو عزیز
      جناب استاد حاج محمدی ارجمند و مهرداد عزیزیان عزیز
      ابتدا گمان نمی‌کنم در این محفل ارزشمند، پشت نقد و نظراتی که دوستان و اساتید گرامی درج می‌کنند، قصد و غرضی باشد جز آموختن و آموختن. همانگونه که این کمترین قصد اعمال سلیقه نداشتم و چه بسا ممکن است لبِ هر عزیزی حینِ نوشتن نقد و نظر به لبخند آراسته باشد. اما متاسفانه نمی‌شود لحنِ کلام را پیوست کرد و آنچه که باقی می‌ماند جملاتی‌است خشک با علائمی نگارشی.
      آنچه که بنده از نقد استاد حاج محمدی عزیز دستگیرم شد این است که؛
      وزنی که جناب عزیزیان گرامی برای این غزل انتخاب کرده‌اند؛ به جهت تکرار دو رکن "فعلاتن مفاعلن" در هر مصراع؛ این قابلیت را دارد که هر مصراع را به دو پاره‌ی آهنگین و مزین به قافیه‌ی میانی یا حداقل به یک سکوتِ کوتاه در میانه‌ی مصراع مزین کند.
      مثل برخی مصاریع در غزل حضرت سعدی که مزین به قافیه‌ی میانی‌اند؛
      -جان باختن به کویت، در آرزوی رویت
      -ملک آن توست و فرمان، مملوک را چه درمان
      -گر یار با جوانان، خواهد نشست و رندان
      البته این غزل بر وزن"مفعولُ فاعلاتن، مفعولُ فاعلاتن" سروده شده است.
      و همانطور که استاد عزیز مرقوم فرموده‌اند هر نیم مصراع معادل یک "مفعولُ فاعلاتن" است. بر فرض عبارتی مثلِ "جان باختن به کویت" با "مفعولُ فاعلاتن" هم وزن است و خود حکم یک مصراع را دارد.
      هر بیت از غزل سعدی را می‌توان به چهار پاره تقسیم کرد بدون آنکه واژه‌ای نصفه و نیمه بماند.
      فی‌المثل؛
      "هر سلطنت که خواهی
      می‌کن که دلپذیری
      در دست خوبرویان
      دولت بود اسیری"
      و بدیهی‌است که اینگونه سرودن کلام را بسیار زیبا، آهنگین و دلنشین می‌کند.

      اما حال که اشاره به اوزان دوری شد بهتر است از محضر استاد بهره ببریم و از جنابِ عزیزیان هم تمنا دارم قدری تامل کنند چرا که درک مطلب خیلی پیچیده نیست.
      در باب اوزان دوری حرف و حدیث و اختلاف نظر بسیار است. عروض‌دانان معاصر برخی اوزان متناوب‌الارکان را دوری می‌دانند و برخی را خیر.
      معتقدند که قرار گرفتن یک هجای بلند در آخر نیم مصراع اول و قرار گرفتن یک هجای کوتاه در اول نیم مصرع دوم، وزن را مستعد ادغام کلمات می‌کند. اما در وزنی مثل "مفعولُ فاعلاتن مفعولُ فاعلاتن" که چهار هجای بلند در میانه‌ی مصراع قرار می‌گیرند امکان ادغام کلمات نیست و استفاده از هجای کشیده در آخر نیم مصراع منطقی‌تر است. و از این قسم ادله‌ها...
      اما این موضوعی نیست که از نگاهِ نکته سنجِ استاد حاج محمدی پنهان مانده باشد، خاصه آنکه در متن نقد به وضوح به این موضوع اشاره کرده‌اند.
      پس برداشت حقیر از فرمایشات استاد ارجمندم این است که در وزنِ متناوب الارکانِ "مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن" نیز، سراینده می‌تواند "دوری" بسراید با این شرط که در آخر نیم مصاریع از هجای بلند استفاده کند نه از هجای کشیده.
      و نهایتن اینکه به پندار حقیر، این سراینده است که قادر به دوری سرودن است و شاید بهتر است بگوئیم شعر دوری نه وزن دوری.
      مع‌الوصف این روده درازی بخشی از دغدغه‌ی ذهن کمین است که اصطلاح "شعر دوری" را بهتر می‌پذیرد تا "وزن دوری" را.
      و شاید مهمترین دلیلی که این کمترین دارد، این است که در عروضِ قدیم رد و نشانی از "وزنِ دوری" نیست اما از "تکرار" بله.
      با آرزوی قبولی طاعات برای هر دو عزیز، امیدوارم استاد ارجمندم هر وقت صلاح دیدند، در این صفحه یا صفحه‌ی حقیر یا صفحه‌ی خودشان، این کمین را از راهنمائی‌هایشان بی بهره نگذارند.

      با احترام.🌹
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      ۲ هفته پیش
      حضرت دوستدجناب هداوند عزیز
      با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات
      بر اساس نظر ابوالحسن نجفی، وزن دوری، وزن مصراعی است که لزوماً متناوب است و از دو پارۀ متشابه تشکیل و{{ واژه در پایان هر پاره تمام میشود}} و آخرین رکن هر نیمۀ وزن دوری، ناقص است؛ بنابراین، در اوزان دوری {{ممکن نیست که نیمی از واژه در پارۀ نخست و نیم ِدیگر در پارۀ دوم باشد }}

       وحیدیان کامیار نیز  در مقالۀ »بررسی اوزان دوری و در کتاب وزن و قافیۀ شعر فارسی به مقولۀ اوزان دوری می پردازد. ایشان اوزان دوری را از جملۀ اوزان متناوب الارکانی میداند که [[در آن نمی توان هجا یا هجاهایی از نیم مصراع نخست را با هجا یا هجاهایی از نیم مصراع دوم در یک رکن قرارداد ]]
       《وزن دوری》اصطلاحی مستحدثه و مربوط به عروض جدید است و در عروض قدیم معادلی برای آن نیست. هر وزن دوری دو مشخصه دارد:
      ۱- متناوب الارکان است و الگوی وزنی آن به دو پارۀ یکسان تقسیم میشود.
      ۲- رکن عروضی ناقص دارد یا قابل تقطیع به رکن یا ارکان عروضی ناقص است.

      یکی از تفاوت های اوزان دوری و غیردوری این است که {{هیچگاه در اوزان دوری واژه ای در میان دو پارۀ اوزان دوری قرارنمی گیرد}} در حالی که چنین حالتی در اوزان غیردوری ممکن است. برای مثال، در این بیت حافظ که در وزن غیردوری 《مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن》 سروده شده است، دو واژۀ 《بشکند》 و 《بویِ》 در میان دو
      نیم مصراع قرارگرفته اند، به طوری که نیمی از این دو واژه در رکن دوم و نیم دیگر در رکن سوم است:
      نسیم در سرِ گل بشکند کاللۀ سنبل
      چو از میانِ چمن بویِ آن کلاله برآید

      بر اساس عروض جدید، وزن دوری، وزن مصراعی است که لزوماً متناوب است و از دو پارۀ متشابه تشکیل و[[ واژه در پایان هر پاره تمام میشود ]] و آخرین رکن هر نیمۀ وزن
      دوری، ناقص است. این دقیق ترین تعریفی است که تاکنون از وزن دوری ارایه شده است.

      بنا بر این بر اساس دو مشخصۀ دورۀ تناوب و میزان سکوت میان دو نیم مصراع، میتوان اوزان دوری را از غیر دوری بازشناخت. در اوزان متناوب الارکانِ غیردوری، از آنجا که پس از یک دورۀ تناوب اشباع شده به مکث و وقف میرسیم، طبیعی است که این اوزان هیچ کشش اضافه ای را نپذیرند، در حالی که دورۀ تناوب اوزان دوری به لحاظ وجود رکن یا
      ارکان ناقص، غیراشباع و کمتر از دورۀ تناوب اوزان متناوب الارکان غیردوری متناظر آن است و از سوی دیگر، مدت وقفی که در نیم مصراع اوزان دوری است، بیشتر از مدت
      وقفی است که در نیم مصراع اوزان متناوب الارکان غیردوری متناظر آن است و به این ترتیب، انتهای نیم مصراع اوزان دوری حالتی شبیه پایان مصراع دارد و شاعر این مجال را مییابد که در آن به جای هجای بلند از هجای کشیده استفاده کند.
       
      ابراهیم هداوند
      ابراهیم هداوند
      ۲ هفته پیش
      استاد عزیز و ارجمندم دستبوسم
      باور بفرمائید زبان و قلمم قادر به سپاس از سخاوت‌تان نیست که اینگونه با حوصله و با متانت و با روی باز چشم و قلم رنجه می‌کنید و می‌آموزید.
      امیدوارم که قدردان حضور و دانشِ شما باشیم.
      از خداوند قادر برایتان سلامتی و طول عمر طلب می‌کنم.
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      ممنون از توضیحاتی که ارایه کردید،ولی این بحث ها با عرض معذرت بنده رو یاد مباحث حوزوی و رساله می اندازد.بنده هر زمان صلاح بدانم این حکمی که شما بدان اشاره فرمودید رو زیر پا له میکنم چون باور دارم هیچ آسیبی به شعر نمیزند بلکه از نظر موسیقیایی به آن هیجان بیشتری می دهد،با این وجود باز هم از وقتی که گذاشتید و توضیحاتی که نوشتید متشکرم 🌺🌺🌺
      ارسال پاسخ
      ابراهیم حاج محمدی
      درود دوست عزیز جناب عزیزیان گرامی
      لازم است کتاب موسیقی شعر استاد شفیعی کدکنی را بخوانید چرا که آنچنان که پیداست اطلاعاتتان در باره ی موسیقی شعر نیز از اطلاعاتتان در باره ی عروض و فنون و صنایع ادبی کمتر است. خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام
      هر دو مهردادیم
      هردو شاعریم
      هردو کچلیم
      اما من کمی تا قسمتی از شما ملایمترم مهرداد جان و به گمانم " زیر پا له میکنم " در شان شیرین زبانی چون شما نیست . خندانک
      بهنود کیمیائی
      ۲ هفته پیش
      خندانک با عرض سلام و احترام
      خدمت شما شاعر گرامی
      بسیار بسیار دلنشین بود
      لذت بردم
      دستمریزاد
      سبز باشید سبز بمانید
      لحظه لحظه های دلتان شاد
      روزتان خوش
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      محمد خوش بین
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما خندانک خندانک خندانک
      طوبی آهنگران
      ۲ هفته پیش
      باسلام
      نشد ی همجوار من که کنم کئمیا گری
      وز جادوی حسن تو رخ غمدیده زرکنم
      مجتبی شهنی
      ۲ هفته پیش
      درود فراوان
      بر شما
      بسیار بسیار
      عاااااالی

      قلمتان توانا🌹🌷🌸
      سيد هادی حسینی(هادی)
      ۲ هفته پیش
      درود جناب عزیزیان بسیار زیبا و دلنشین قلم زدید
      فروغ فرشیدفر
      ۲ هفته پیش
      درود بر جناب عزیزیان گرامی🌹

      بنشینم به انتخابِ مسیری و بنگرم
      به کدامین دیارِ خاطره امشب سفر کنم"
      👌👌
      زیبا بود.
      زنده باشید.
      🌹🙏🌹🙏🌹🙏🌹
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      ۲ هفته پیش
      از تمامی عزیزان بابت اظهار نظرشان سپاسگزارم🌺
      آرزو نامداری
      ۲ هفته پیش
      سلام جناب عزیزیان گرامی
      بسیار زیبا لذت بردم نویسا باشید بزرگوار خندانک خندانک خندانک
      محمد علی رضاپور
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود
      خدا قوت،
      بزرگوار!
      می توانید گزینه ی نقد را
      فعال نفرمایید!
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0