سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 2 ارديبهشت 1400
  • تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، 1358 هـ ش
  • سالروز اعلام انقلاب فرهنگي، 1359 هـ ش
  • روز زمين پاك
11 رمضان 1442
    Thursday 22 Apr 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      پنجشنبه ۲ ارديبهشت

      پنجره

      شعری از

      پژمان بدری

      از دفتر سپیدانه نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹ ۰۲:۵۴ شماره ثبت ۹۶۳۰۲
        بازدید : ۱۰۷۹   |    نظرات : ۱۲۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر پژمان بدری
      آخرین اشعار ناب پژمان بدری


      ساعت به وقتِ حسرت زنگ خورد
      چند نفر با شمایلِ خودم
      یکی سرکار می رود
      یکی هم آغوش انتظار
      خانه را ترک نمی کند
      یکی به کافه دیدار سرک می کشد
      یکی شبیه من
      همراهِ خاطرات دورِ میزی نشسته است
      بغض گلوی گرامافون را گرفته
      پاکت سیگارِ عزادار
      بر مزارِ فیلترها شیون می کرد
      که از چه داغی چنین سوخته اند؟؟؟
      فنجان قهوه برای تقدیر
      فال حافظ میگرفت:
      "مژده رسید که ایام غم نخواهد ماند"
      از نگاهِ پنجره امّا
      بیرون چهره ای اندوهگین دارد
      چترهایی دلتنگ
      زیر باران قدم می زدند
      از چشمِ ماشینها خواندم
      تنهایی بر تخت خدایی تکیه زده
      که همه جا در حالِ ویراژست
      وقتی برگشتنت سر قرار آمد
      پنجره راه افتاد
      سمتِ ساحل رفت
      تا برای آسایشِ سرنوشت
      رو به دریا باز شود!!

      پنجره
      پژمان بدری
      ۲۴
      اشتراک گذاری این شعر
      ۶۶ شاعر این شعر را خوانده اند

      بهنود کیمیائی

      ،

      رضا عزیزی (رهگذر)

      ،

      محمد باقر انصاری دزفولی

      ،

      سید محمد میرمحمدی جواد

      ،

      محمد جواد عطاالهی

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      آرمان پرناک

      ،

      طاهره حسین زاده (کوهواره)

      ،

      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)

      ،

      طوبی آهنگران

      ،

      مجتبی شهنی

      ،

      محمدکریمی (پویا)

      ،

      فاطمه رضایی برما(آینه عدم)

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      اصغر ناظمی

      ،

      تاراناصری راد تخلص خاطره

      ،

      منوچهربابایی

      ،

      مینا فتحی (آفاق)

      ،

      موسی ظهوری آرام(آرام)

      ،

      آرزو عباسی ( پاییزه)

      ،

      محبوبه سادات مزینانی

      ،

      پریسا مصلح

      ،

      فرشاد نوری

      ،

      محبوبه امیری

      ،

      قربانعلی فتحی (تختی)

      ،

      منیژه قشقایی

      ،

      سیدحسن خزایی

      ،

      بهروز عسکرزاده

      ،

      محمد قنبرپور(مازیار)

      ،

      مهرداد صالحی گل افشانی (مهراوی)

      ،

      آرزو هرسیج ثانی

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      مهدیس رحمانی

      ،

      مریم، شیرین ناز (ساغر دل)

      ،

      فروغ فرشیدفر

      ،

      برین بهار

      ،

      پژمان بدری

      ،

      شبنم سلیمی فرد(شاعرشب)

      ،

      عیسی نصراللهی

      ،

      مهرداد مانا

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      سید حاج احمدی زاده(ملحق)

      ،

      سارا رحیمی

      ،

      صادق کیانی (صادق)

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      سعید صادقی (بیدل)

      ،

      ابراهیم هداوند

      ،

      آذر مهتدی

      ،

      کیمیا طولابی

      ،

      شقایق بنی اسدی

      ،

      مسعود میناآباد مسعود م

      ،

      عاطفه بابازاده خمیران

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)

      ،

      منوچهر فتیان پور (راد)

      ،

      محمد حسین اخباری

      ،

      محمد سطوت (م سطوت)

      ،

      مهرداد عزیزیان بی تخلص

      ،

      ابوالحسن خرقانی(جوانمرد)

      ،

      نهال اصفهانی

      ،

      علی اصلاحی

      ،

      حمیدرضا نصرآبادی(طوفان)

      ،

      رضااشرفی فشی

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      ،

      محمد علی سلیمانی مقدم

      ،

      نگین امیری

      ،

      مهدی محمدی

      نقدها و نظرات
      سید حاج  احمدی زاده(ملحق)
      پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۹ ۲۰:۱۶
      سلام حضرت استادم عید سعید مبعث و همچنین عید سعید باستانی نوروز را پیشاپیش به شما و خانواده محترمتان تبریک و تهنیت عرض می نمایم همیشه در اوج کمال و معرفت باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ ۱۳:۲۰
      سلام جناب ملحق
      کوچیک شمام
      سپاسگذارم و همچنین بر شما تبریک شادباش
      مخلصات خندانک
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ ۱۳:۴۳
      درود پژمان عزیز
      از مطلب مفیدت بهره بردم
      بسیار فنی و دقیق است
      ولی کمترین که به تاریخ ادبیات از دور نگاه میکند
      روند جالبی را میبیند
      برای قرنها شعر زندانی دیوان سلاطین بوده
      حتی گفته میشود حضرت حافظ دیوان سالار و فردوسی طوسی در پی
      آنها بوده اند
      هر چند در این مورداستثنا هایی هم وجوددارد
      و شعرایی وابسطه به خانقاه ویاشاید کاملا آزاد نیز سروده اند
      درعصر حاضر شعر اسارت در دست اساتید ادیب انجمنهای شاعری و دانشکده های ادبیات رابه تلخی تجربه کرده است
      فکر نمی کنی با این وسعت جهانی و دسترسی به نت اوضاع کمی تا قسمتی متحول شده باشد
      و مردمان امروزی از زندانهای فرهنگی پیش ساخته فاصله گرفته باشند؟
      برایت سلامت و سعادت آرزو میکنم خندانک


      ابراهیم هداوند
      ابراهیم هداوند
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام بر شما جناب استکی گرامی
      راستش ساعاتی پیش پیام دوست عزیزم جناب شفیعی را دیدم و اطاعت امر کردم. شعر بانو "شقایق بنی‌اسدی" را خواندم و شرحی بر آن نوشتم تا به اشتراک بگذارم که متاسفانه اثر ایشان را نه در بین اَشعار دیدم و نه در دفترش.
      از قضا به این صفحه آمدم و مطالبِ قابلِ توجهِ پژمان را خواندم و البته مرقومه‌ی شما را. و خیلی ارتباط قابل تاملی بین مرقومه‌ی شما و مطالب پژمان نیافتم و هیچ نمیدانم چرا پای حافظ و فردوسی را آنگونه وسط کشیدید...!
      و هیچ نمیدانم چه دلایلی برای ادعای خود دارید!
      اما آیا شعر حافظ و فردوسی را فاقدِ موسیقی درونی و بیرونی خوانده‌اید؟
      آیا خواندن شعر حافظ و فردوسی احساس شما را تحریک نمی‌کند و خیال شما را بارور؟!
      آیا شعری بدون آرایه از حافظ و فردوسی خوانده‌اید؟!
      آیا در شعر حافظ عشق و عرفان و در کلام فردوسی عشق و حماسه نیافته‌اید؟!
      وانگهی امروز مگر اوضاع شعر و شاعری خیلی گل و بلبل است؟!
      الا ای حال با این که حافظ و فردوسی متاثر از اتفاقات و وقایع عصر خود شده‌اند، مخالفتی ندارم اما معتقدم که گوش شاعر بدهکارِ این قسم وقایع نیست و بشاعر تحت هر شرایطی که باشد کلام خود را به هر نحوی بیان می‌کند چه با کنایه چه با استعاره و .....
      امیدوارم مجالی بیابم و به شرح یکی از غزلهای حافظ که به ظن شارحان متعدد در محدودیتِ و معذوریتِ شاعر و در مدح شاه‌شجاع سروده شده است بپردازم تا شاید دیدگاهتان در باره‌ی حافظ عوض شود.
      البته پیداست که شما خود دیدگاهی درباره‌ی حافظ و فردوسی ندارید و انچه نوشته‌اید فقط نقل قول است.

      با احترام
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام پدر جان
      والا حافظ و سعدی و فردوسی امثال هم که خیلی بزرگند و برای جلب رضایت و دوری از گزند حسودان مدیحه سرایی میکردند که لابه لای همین اشعار کلی لیچار بار شاهان کردند
      و اتفاقا با ابنکه میگید شعر مافیایی شده کاملا موافقم
      ولی بنطرم با همین پیشرفت سطح ادبی عموم آدمیان نزول پیدا کرده و به شعرای پفکی رسیده این یعنی ما اسیر جهل شدیم تا آگاهی که در زمانهای قدیم بوده
      مخلصیم خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام جناب هداوند ارادت خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود جناب هداوند عزیز
      واقعیت آن است که نسل جدید بسیار ی از معیار های گذشته را نادیده
      می گیرد و این در واقع کلاس یا آموزشی که پژمان گذاشته میتواند بسیار کارساز و موثر باشد
      منظورم این بود که مقداری شرح و بسط بیشتر میتواند به توجیه و فراگیری دوستان کمک بیشتری نماید
      شرح دادم که در گذشته های دور دیوان سالاران و در سده اخیر دانشکده های ادبیات و انجمن های ادبی بار این آموزش و توجیه را بدوش میکشیدند
      ولی در شرایط دنیای مجازی تاثیر آنها کم رنگ شده
      و این گونه در واقع گلاس های پژمان عزیز میتواند بسیار راه گشا باشد
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود پژمان عزیز
      کاملا حق با شماست
      گفته میشود که حضرت حافظ به مرور چند و یا چندین بار بسیاری از غزل های خود را ویرایش نموده و اختلاف موجود در دیوان غزلیات مختلف شاید به همین جهت باشد
      ولی نسل امروزی مرجعی مطمین برای فراگیری یا افزایش سطح معرفت و آگاهی خود ندارد و یا نمیخواهد شاید هم عصیان مینماید
      لذا اینگونه گلاس ها یا کارگاه هایرآموزشی که شما زحمت کشیدی میتواند بسیار موثر باشد
      برایت بهترین ها را آرزو میکنم
      خرم و خوش باشی خندانک
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام
      خدا وندا زبان پارسی را از شر نقشه های که براش کشیدند پاک کند.
      این زبان در بین چهار زبان منطقه ای که در اثر حمله ی وحشیانه اعراب از بین رفت باقی ماند و ان هم به علت همت کسانی چون فردوسی و رودکی بود
      عرفانی که حافظ در شعر اورد و اوزانی که نهایت همبستری کلمات را توانایی دارد باعث جند گونه خواندن شده .بحث زیاد است
      استادم.نسل امروز به دو گانه گی فرهنگی رسیده یا اونطرف است و متمایل به a bcوی اینوری تست ک متمایل به ال و لا و نعم . کدام فرهنگسازی داره باعث تقویت زبان پارسی میشود.
      گمان نکنم الگویی بهتر از این افراد در ادبیات و عرفان برای نسل ما وجود داشت . اما حیف که مثل خیلی چیزا قدر ش را ندانستیم
      این داستان در موسیقی و تاریخ منحرفی که دارد تدریس میشود هم هست
      هیچ دانشگاه سالمی برای فرهنگ سازی و پیشنه باوری در برابر این نسل نیست
      عباسعلی استکی(چشمه)
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۵۳
      درود پژمان عزیز
      بسیار زیبا و دلنشین بود
      دستمریزاد
      موفق باشید خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۲۹
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۱
      سلام پدر جان
      سپاس از حضور همیشگی خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      درودبرشما خندانک
      شعرزیبایی بود خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام بانو عجم ممنون از حضورت خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      ۲ هفته پیش
      درود جناب پژمان
      شما که سال نو را به ما تبریک نگفتید


      اما سال نو شما مبارک خندانک



      با دو اکانت شعرتان را خواندم خندانک


      روزگارانتان بهاری خندانک


      ایام به کام خندانک
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      ۲ هفته پیش
      سلام مادر جان
      تاج سرید
      وجود شما خودش عیدِ
      خاک پای شما هستیم خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ ۱۳:۲۱
      به نام ساحت بلند شعر
      (اینو از جناب هداوند یاد گرفتم😁😁😁)

      بعد از خواندن کارهای بسیار ضعیف سپید و موج نو در سایت برآن شدم چند مطلب آموزشی در صفحه ی خودم نشر دهم.

      هرشاعری تا اشراف کامل بر گذشته ی ادبی زبان خود و آشنایی با ادبیات جهان نداشته باشد نمی تواند کار قابل دفاعی منتشر کند شناختِ
      موسیقی کلامی
      صرف و نحو
      آرایه ها از واجبات این راه است.


      بخش اول
      موسیقی در شعر سپید:

      جناب شفیعی کدکنی در کتاب موسیقی شعر نظام موسیقیایی را به چهار بخش تقسیم می کند.
      مجموعه عواملی که زبان شعر را از زبان روزمره به اعتبار بخشیدن آهنگ و توازن امتیاز می بخشند و باعث رستاخیز واژگان میشوند چهار دسته اند
      ۱)وزن
      ۲)قافیه
      ۳)ردیف
      ۴)هماهنگی صوتی
      که برای هماهنگی صوتی اهمیت ویژه ای قائل است
      هماهنگی صوتیsound patterns چیست؟

      هر مجموعه عناصر آوایی به لحاظ اشتراک صامت ها و مصوت موجود در سراسر مجموعه ی گفتمان امکان تناسبهای ویژه ای را دارند مثلا اگر نصوت او یا آ یا ای یا صامت سین یا شین به هارمونی خاصی تکرار شوند مشاطه ای شیرین برای شعر میشود.
      (مشاطه ای شیرین برای شعر میشود/واج آرایی شین)
      سهم بسیار عمده ای از موسیقی شعر در همین هماهنگی اصوات نهفته است.
      که در ادامه از منطر زبان شناسی جدید به بررسی آن می پردازیم.

      عوامل موسیقی ساز از منظر زبان شناسی براساس کتاب زبان شناسی ترانه حسین قلی پور/روزبه آزادی
      الف)توازن واجی
      ب)توازن هجایی
      ج)توازن واژگانی
      د)توازن نحوی
      و)توازن ساختمانی

      توازن واجی:
      توازن واجی شباهت هایی دارد به مباحث مطرح شده در واج آرایی و سجع ها اما شاید کاملتر باشد.

      یکسان بودن هم خوان اول:

      ببر-بید پند-پا شیر-شتر سیر-سرکه

      یکسان بودن اولین واکه:
      واکه چیست:

      به واجی می‌گوییم که هنگام ادای آن، گذرگاهِ هوا باز باشد.
      که در فارسی ۶ واکه(مصوت) ۲۳ همخوان(صامت) وجود دارد.

      بار-ناب شور-خون بیست-ریز

      یکسان بودن همخوان آخر:
      مرد-طرد سال-پول شیر-تار

      یکسان بودن همخوان و واکه اول:

      ماست-ماند کاشت-کار تیر-تیک باد-باران

      همسان بودن همخوان اول و آخر:
      بار-کور مست-ماست میز-موز

      همسان بودن همخوان و واکه در کلمات دو هجایی:

      دندان-ناودان امکان-امسال

      ادامه دارد....
      سعید صادقی (بیدل)
      سعید صادقی (بیدل)
      شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ ۱۴:۱۸
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد جواد عطاالهی
      محمد جواد عطاالهی
      حدود ۱ ماه پیش
      ممنون از مطالب آموزنده شما جناب بدری
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام جواد جان تاج سری خندانک
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      با احترام به ساحت بلند شعر
      (تضمین از جناب هداوند😄😄😄)

      با سلام
      با بخش دوم شعر سپید و موج نو در خدمت شما هستم
      البته این مطالب به درد کلاسیک سرایان نیز میخورد و حتی کسانی که بر اریکه ی غرور تکیه داده اند.
      بعد از این سلسله مقالات به اشعار امروزی خواهم رسید و مبین مشکلاتِ جامعه ی ادبی می شوم( تضمین از جناب استکی😄😄😄)

      توازن هجایی:
      وزن و انواع آن
      که خود به تنهایی مبحث بسیار گسترده ایست و از حوصله ی کلمات این تحقیقات خارجست.

      توازن واژگانی:
      در این مرحله ابتدا باید به تعریف جناس بپردازیم:
      یکسانی و هم سانی دو یا چند واژه است در واج های سازنده با اختلاف در معنی پس  جناس به معنای آوردن کلماتی با تلفظ نزدیک به یکدیگر است.
      انواع جناس:

      همگونی ناقص(جناس ناقص):
      جناس ناقص حرکتی : اختلاف در  حرکت یا مصوت کوتاه دو کلمه است. مانند: گُل ، گِل 
      سرشک گوشه گیران  چو دَریابند ، دُر یابند
      رُخِ مهر از سحرخیزان  نَگردانند  اگر دانند  حافظ

       جناس ناقص افزایشی : دراین جناس ، یکی از کلمات ، یک حرف  اضافه داشته باشد . مانند : طاعت ، اطاعت  /  عادل ، معادل 

      نکته: گاهی ممکن است ، حرف اضافه در وسط قرار بگیرد و یا در آخر بیاید. مانند :  قامت ، قیامت    / روا ، روان

      جناس تام  : کلمات ،  لفظ یکسان و معنای متفاوتی دارند. مانند : شیر ،  شیر – گور ، گور 

      بهرام که گور می گرفتی همه عمر 
      دیدی که چگونه گور بهرام گرفت  خیام  
       گور در مصرع اول به معنی گورخر  ، و در مصراع دوم به معنی قبر است.

      جناس  مرکب : جناسی که از دو کلمه ی هم هجا هم وزن تشکیل شده که در تکیه اختلاف دارند یکی ساخت  بسیط وساده ، دیگری ساخت مرکب است.
       مانند : کمند و   کم اند

      گفتمش باید بری نامم زیاد
      گفت آری می برم نامت ز یاد فرصت شیرازی
      زیاد اول کثرت را می رساند و ز یاد دوم به مخفف از یاد هست و در شعر به معنای فراموشی.

      جناس مطرّف : درجناس مطرّف ،  اختلاف  در حرف رَوی است
      حرف رَوی : به آخرین حرف اصلی قافیه گفته می شود مانند : آزاد ، آزار   /   باد ، بام  /  مقام ، مقال 

      جناس خط : دراین نوع جناس ، تفاوت در نقطه ی کلمات است . مانند: درست ، درشت  /  سیر ، شیر 

      جناس لفظ : دراین جناس ، کلمات باهم  در تلفظ یکسان هستند ولی املای متفاوتی دارند
      مانند : خار ، خوار /  قریب ، غریب
      خاست ، خواست     /  فترت (جدایی ) ، فطرت
      فِراق ، فَراغ   / ارز، ارض، عرض 

      جناس اشتقاق  : دراین جناس ممکن است کلمات هم ریشه باشند مانند : رسول ، رسیل ، ارسال، که هرسه از رَسَلَ مشتق شده اند.
      نکته:گاهی ممکن است ، دو واژه شبیه هم باشند؛ به طوری که فکر کنیم از یک ریشه باشند ؛ که به آن جناس شبه اشتقاق می گویند مانند : کمان ، کمین   از یک ریشه نیستند.

      جناس قلب یا مقلوب  :  این جناس را کمتر به عنوان جناس  مطرح می کنند. اما از توابع جناس است در این صورت قلب ، جا به جا شدن حروف یک کلمه است.  مثل  : سُبحان  ، سَحبان  ؛ که دراین مثال حروف «ح» و «ب» جابه جا شده اند 
      نکته: گاهی اوقات ، قلب به طور کامل اتفاق می افتد. مانند : راز ، زار  که دراین مثال کلمه ، کاملا وارونه شده است.
      و مثال هایی دیگر : درز ، زرد  /   جنگ ، گنج   /   ریش ، شیر  


          
      توازن نحوی:
      تکرار الگوی نحوی شیوه ای است که کمک بسیار به برجستگی کلام می کند و از روشهای موثر در آشنایی زدایی زبان به شمار می آید در واقع تکرار الگوی نحوی قرینه سازی نحوی می باشد علاوه بر این که تکرار نحوی آهنگی دلنشین می بخشد با تاکید نیز همراه است.
      در زبان فارسی امکان جابجا کردن عناصر یک جمله بسیارست
      که بر اساس این انعطاف جابه جایی های نحوی یا تکرارشان به سه دسته تقسیم می شوند.
      نکته: تکرار در اشعار کلاسیک با آرایه ی تصدیر اتفاق می افتد.

      دسته اول تکرار ساختمان نحوی مرتب:
      تو دستهایت را می بخشیدی
      تو چشمهایت را می بخشیدی
      تو مهربانیت را می بخشیدی
      تو زندگانیت را می بخشیدی
      وقتی که من گرسنه بودم
      فروغ فرخزاد

      هرکسی را هر قبیله ای را توتمی است توتم من توتم قبیله ی من قلم است قلم زبان خداست قلم امانت آدم است قلم ودیعه ی عشق است هر کسی توتمی دارد و قلم توتم من است و قلم توتم ماست شریعتی

      توتم: چیزی که به عنوان سمبل مورد پرستش قرار گیرد.

      خوش بینی برادرت ترکان را آواز داد
      تو را و مرا گردن زدند
      سفاهت من چنگیزیان را آواز داد
      تو را و همگان را گردن زدند
      شاملو

      دسته ی دوم تکرار ساختمان نحوی مشوش:
      به کلمات یکی برود بگوید
      یکی برود به کلمات بگوید
      از بی راهه به رویای امشب من نیایند.

      دسته ی سوم مطرود و عکس:
      من سایه ام را به میخانه بردم
      هی ریختم خورد
      هی ریخت خوردم
      اخوان

      ادامه دارد....
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      خندانک
      ممنون اررحمتی کشیدیدجناب پژمان خندانک
      آموختم درکلاس درستان خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      محمد جواد عطاالهی
      محمد جواد عطاالهی
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام
      (تضمین از بانو امیری😁😁😁)

      با بخش سوم پیش نیازهای شعر سپید همراه شما هستم
      چاکرات فراوان که کلماتِ این شاعرِ دیوانه را می خوانید
      (شاعر دیوانه تضمین از جناب مولایی😄😄😄)


      همانطور که در قبل بیان شد ساختمان و ساختار شعر بسیار اهمیت دارد. محمد حقوقی در تشریح ساختار منسجم یک اثر می گوید:هر اثر هنری طرحی است که از مجموع فکر و تخیل و زبان چگونگی بیان و ترکیب و ادغام اینها در هم افکنده می شود هر شعر موفق سازمانیست متشکل از واژه هاست درست مثل سازمان بدن انسان شعر فقط جریان خون نیست لطافت پوست هم نیست خون در بدن با چه هدفی حرکت می کند؟ با هدف حیات بخشی و اگر کالبد نباشد خونی جریان پیدا نمی کند.

      افزون بر عواملی مانند جاذبه ی تصویری(که از نظر من مهمترین رکن شعر امروزست و به زودی به آن خواهم پرداخت)
      یا رابطه نوین بین اشیا نوعی هم اهنگی صوتی یا حسی
      باعث استحکام ساختمان شعر می شود
      که محمود فلکی در کتاب موسیقی در شعر سپید فارسی
      با بررسی اشعار شاملو آنها را به چند دسته تقسیم کرده است

      الف) آهنگ ردیفی-کناری
      که خود دو بخش است
      آهنگِ کناری و اهنگ درونی
      شاملو با اینکه کلا وزن را مردود میدانست اما از قافیه غافل نبود
      مثلا
      تکیده/ زبان در کام کشیده/از خود رمیدگانی در خود خزیده

      بنا به تعریف قافیه در شعر کلاسیک
      تکیده کشیده خزیده هم قافیه اند.

      یا

      نخستین
      کا در جهان دیدم
      از شادی غریو بر کشیدم
      من ام آه
      آن معجزت نهایی
      بر سیاره ی کوچک آب و گیاه

      دیدم کشیدم
      آه گیاه هم قافیه اند.


      ۱)آهنگ کناری:
      این نوع اهنگ از ره گذر حرکت قافیه ای ردیفی در پایان سطر و یا در پایان بند پدید می آید و به دو شیوه شکل می گیرد

      شیوه ی نخست:
      سطر به سطر
      مانند تکرار ای یا ی در انتهای هر مصرع شعر زیر:
      من بودم و شدم
      نه زان گونه که غنچه ای
      گلی
      یا ریشه ای
      که جوانه
      یا دانه ای
      که جنگلی
      راست بدان گونه
      که عامی مردی شهیدی
      تا آسمان بر او نماز برد.

      شیوه ی دوم:
      استفاده از قافیه و ردیف یا فقط قافیه در پایان هربند
      همانطور که نیما آنرا زنگ مطلب می خواند.

      دیری ست است نعره می کشد از بیشه ی خموش
      کک کی که مانده گم
      زچشمها نهفته پری وار
      زندان بر او شده است علفزار
      نیما

      وار با قسمت دوم کلمه ی مرکب علفزار یعنی زار هم قافیه است.

      ۲)آهنگِ درونی:
      این نوع از قافیه و ردیف درون سطرها پدید می آید مجموعه ی هم آهنگی هایست که در نتیجه ی هم سانی واژگانی و وحدتِ بین مصوت هاو صامتهای واژگان درون یک شعر به وجود می آید.
      شکل نخست:به صورت قافیه

      صدایی بودم
      شکلی میان اشکال
      و معنایی یافتم

      صدایی و معنایی هم قافیه اند

      شکل دوم:هم آهنگی مصوت ها و صامتها

      ۱۲بار تکرار مصوت الف در و واژه ی شعر زیر بی آنکه مخل باشد

      خدایا خدایا
      سواران نباید ایستاده باشند
      هنگامی که
      حادثه اخطار می شود.

      یکی دیگر از عزیزانی که به شدت از این نوع هم اهنگی مصوتها و صامتها حتی بهتر از پیشینیان بهره برده مهرداد جمشیدی
      (مانا) است.

      و دست مهربانت
      که مرهم مصائب مسیحا بود
      و نسیم نفسهایت
      که نهیب می زند بر دوزخ نمرود
      به قربان قدمهایت
      که سجده گاه ستارگان سیناست

      در این چند سطر به بسامد بالای حروف س م د ه توجه کنید که چه هارمونی خاصی به کلمات بخشیده است
      البته این کار نباید تصنعی باشد یعنی باید به اقتضای زبان اتفاق بیوفتد.

      نکته: از عروض به عنوان آهنگ بیرونی یاد می شود
      و چه بسا شاعران بسیار کلاسیک سرا عطش آهنگ درونی نیز داشته اند.

      در عهد ما ای بی خبران عیش و نوش عمر گذران
      شور و حال آشفته سران عزم گرم صاحبنظران
      كو كو

      در جمع ما ای همسفران داغ و درد صاحب هنران
      راه و رسم روشن بصران آه و اشك خونین جگران
      كو كو

      معینی کرمانشاهی

      به کرشمه ی عنایت نگهی به سوی ما کن
      که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
      سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
      به کدام دوست گویم که محل راز باشد؟

      در این شعر سعدی
      عنایت طاقت بپوشم گویم
      حکم قافیه میانی را دارند

      و مولانا نیز بسیار از این روش استفاده کرده است.

      ادامه دارد....
      محمد جواد عطاالهی
      محمد جواد عطاالهی
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محبوبه امیری
      محبوبه امیری
      حدود ۱ ماه پیش
      با درود بی مرز و عرض ادب و احترام ...

      جناب بدری گرامی و بزرگوار
      اگرچه در این بازار شام چیزی به نام حق تألیف
      و کپی رایت معنا نداشته و ندارد اما انتظار می رود
      ادیبی چون شما نه فقط در کلام و ذکر منبع بلکه در
      سایر منافع اقتصادی مؤلفان را سهیم نمایید خندانک

      از مزاح گذشته نحوه ی اشتراک مفاهیم ارائه شده
      در خصوص اشعار سپید که به مدد قلم شما ایجاد شد
      جای بسی و بسیاری سپاس و امتنان دارد ، باشد که
      با خواندن این نقدها ما نیز ، نه چون شما بلکه سپیدی
      به حد وسع خویش و آموزش های شما بنویسیم ...


      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام بانو امیری
      نفرما

      ما هنوز تو طبیعت اشعار شما کنار زدیم داریم جوج میزنیم خندانک خندانک
      خاک پای شما
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      با درود و بدرودهای عموما الکی جوامع هنری سلام😄😄😄

      در مباحث قبلی تا جایی پیش رفتیم
      که موسیقی در اشعار سپید و مشتقاتش به چه شکلهایی صورت می گرفت
      نوع دیگر این آهنگین کردن هم آوایی است.

      هم آوایی:
      اگر در شعر کهن قافیه با قواعد خاص خود یافت می شود
      و از ارکان اصلی شعر فارسی است اما در هم آوایی یک شکل بودن اصوات نقش قافیه را بازی میکند و تنها در شعر آزاد به عنوان عنصری مستقل خود را نشان می دهد
      قافیه در شعر آزاد تنها در حروف رَوی نیست. بلکه همانند سجع متوازن که در آثار کهن داشته ایم رستاخیز میکند و چنین واژگانی تنها در وزن و اهنگ یک سانند.
      به کلمات زیر توجه کنید:
      مواج نقاد بور کوه باد ناب سرد هشت

      با در نظر گرفتن این تعاریف میتوان به این نتیجه دست یافت که شاعر آزاد سرا با قافیه ی آزاد یا هم آوایی کلام بستری روان برای شعر فراهم میسازد.

      نکته:تعریف حروف رَوی:
      آخرین حرف اصلی قافیه را «رَوی» می گویند. به عنوان مثال در کلمات جام، وام، دام، نام و آرام، حرف «م» روی است.
      نکته:از چنین سبک قافیه ای در تکست های رپ بسیار استفاده میشود.


      قسمت بعدی به هم آهنگی واژگانی تصویری می رسیم

      هم آهنگی واژگانی- تصویری:
      این نوع آهنگ در شعر به دوشکل در شعر نمود می یابد

      ۱)هم آهنگی از ره گذر طباق و تضاد:

      همخوانی و پیوند معنوی و ارگانیک بین واژه های فریاد زندگی لبان برآماسیده آزادی و گل سرخ در تصویر شعر زیر هم آهنگی زیبایی به ان داده است:
      پسِ پشت مردمکانت/فریاد کدام زندانی ست/ که آزادی را بر لبان آماسیده/گل سرخی پرتاب میکند؟
      شاملو

      تعریف طباق و تضاد:

      هرگاه شاعر یا نویسنده ،دو کلمه ی متضاد را به گونه ای هنری به کار برد،به آن آرایه تضاد(طباق)می گویند.

       مانند آب وآتش- شب وروز- خنده وگریه و...

      شاه وگدا به دیده دریادلان یکیست
      پوشیده است ،پست وبلند زمین درآب
      صائب تبریزی

      در نومیدی ،بسی امیداست
      پایان شب سیه ،سپید است
      نظامی

      ۲)هم آهنگی از ره گذر تکرار و موضوع

      در شعر بر سرمای درون که مایه ی اصلی آن را عشق تشکیل می دهد
      تکرار آی عشق آی عشق ود پیدا نیست در پایان هر بند فضای ریتمیکی به شعر می بخشد

      آی عشق آی عشق
      چهره ی آبیت پیدا نیست
      آی عشق آی عشق
      چهره ی سرخت پیدا نیست

      در سایت خانوم آرزو عباسی در شعر آهای با توام از این روش به خوبی استفاده کرده است.

      نوعی دیگر از موسیقی شعر سپید ترنم جویباری است.

      ترنم جویباری:

      به نثر زیر توجه کنید

      چون به مسجد جامع در آمدم و به حوض فرو شدم و سجاده بر طاق نهادم و جامه ها در میان آن کردم و به آب فرو شدم یکی فرود آمد و فراز شد و جامه و کفشم برگرفت و برفت
      اسرار التوحید
      در نثر کهن فارسی واژگان چنان مناسب کنار هم چیده میشدند که حرکت زبان ترنم رام و آرام جویبار را تداعی می کند.

      موضوع مهم دیگر در اشعار سپید شیوی نگارش است

      یافتن محل مناسب گسستها و پیوستها و چگونگی پی هم نویسی یا جدا نویسی در شعر سپید یکی از عوامل مهم در سهل خوانی و آهنگین کردن شعر است.

      شگفتا
      که مرا
      بدین مستی
      شوری نیست

      به نظر می رسد که اگر که مرا بدین مستی باهم در یک سطر نکاشته میشد چندان تفاوتی نمیکرد ولی با جدا نویسی که مرا مکث پس از مرا هم قافیه بودنش با شگفتا را کاملا آشکار می سازد.

      دوست عزیزی هم سوال داشت یا اینجا یا تو خصوصی هرجا راحت بود در خدمتشم.


      ادامه دارد...

      بهنود کیمیائی
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۰۷:۱۸
      با عرض سلام و احترام خدمت شما شاعر گرامی بسیار بسیار عالی بود روزتان خوش
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۲۹
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۱
      سلام بر کیمیایی ترین
      متشکرات ویژه خندانک
      ارسال پاسخ
      رضا عزیزی (رهگذر)
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۰۹:۰۳
      درودهاااا طبعتان جوشان خندانک خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۲۹
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۲
      سلام بر رهگذرترین
      ممنونات خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۰:۰۵
      بداهه ای تقدیم شعر زیبای شماشاعر بزرگوار
      دراین طوفان زندگی
      دل تنهاست
      خواندن شعرت
      آرامش ساحل دریاست
      خندانک خندانک خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۲۹
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۲
      سلام جناب دزفولی
      سپاس از باب بداهه خندانک
      ارسال پاسخ
      سید محمد میرمحمدی جواد
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۰:۵۹
      سلام و ادب
      تنهایی بر تخت خدایی تکیه زده

      خیلی خوب
      خندانک خندانک
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۸:۲۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۲۹
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۲
      سلام بر جوهدترین
      خیلی خوب وجود توست خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد جواد عطاالهی
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۱:۱۴
      سلام جناب بدری
      اشعارتان پنجره خیال را بر بکر ترین مناظر می گشاید
      قلم زیبایتان مانا
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۸:۲۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۳۰
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۴
      سلام بر محمدجواد دوست داشتنی
      خاک پاتیم
      خیال ارجع ترین رکن شعر امروزست خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد جواد عطاالهی
      محمد جواد عطاالهی
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۶:۱۰
      سلام پسر عمو
      موفق باشید خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۳۰
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۴
      سلام پسرعمو ممنون خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۷:۱۶
      سلام جناب بدری
      دورود برشما
      بسیار زیبا
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۳۰
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۴
      سلام بانو آهنگران لطفتان مستدام خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۸:۲۲
      خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۳۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۸:۲۲
      خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۳۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۸:۳۱
      درود فراوان بر جناب بدری بزرگوار
      بسیار
      عالی
      بود خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۳۰
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۴
      سلام بر مجتبی ترین مخلصات خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ۱۸:۳۱
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۳۰
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      يکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ ۱۹:۳۵
      بسیار زیبا وتلخ بوداما دراخر دلمان را پشت پنجره تا کنار ساحل بردید
      درودتان باد
      🌷🌷🌷
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۳۱
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۵
      سلام بر خاطره خرین
      حضورت ارزشمند خندانک
      ارسال پاسخ
      مینا فتحی (آفاق)
      يکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ ۲۱:۰۸
      درودها جناب بدری ارجمند

      فنجان قهوه برای تقدیر
      فال حافظ میگرفت:
      "مژده رسید که ایام غم نخواهد ماند"

      به‌به گلی دیگر از باغ زیبای شعرتان
      برقرار و برمدار باشید

      خندانک خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۳۱
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۶
      سلام بر آفاقترین
      شما خودتان گل سرسبد هر باع و بوستانید
      کوچیک شما خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۲۸
      درود بر شما جناب بدری عزیز، شاعر خوب و بزرگوار خندانک خندانک

      مثل تمام آثار ارزشمندتون عالی و فاخر بود خندانک خندانک خندانک

      مانا باشید و سرفراز گرانقدر خندانک خندانک
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۲۰:۰۴
      سلام آرزو عزیز خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۸
      سلام بر پاییزه ترین
      اول بابت حضور روشنی بخشت سپاس
      دوم بابت مهمان نوازیت دس بوس مهرت هستیم خندانک
      ارسال پاسخ
      پریسا مصلح
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۰۸:۳۶
      درود برشما خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ ۲۰:۱۳
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۸
      سلام و درود بر پریسا مصلح خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۱۶:۳۷
      سلام ودرود استاد بانوی ارجمند الا له سرخ
      رحیم زاده بزرگوار
      بسیا ر بسیار عالی
      و زیبا وجزاب بود
      موفق باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ ۲۰:۱۳
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۹
      سلام جناب فتحی
      کوچیک شمام
      اما بانو آلاله سرخ کسی دیگرست خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۲۰:۰۳
      درود جناب بدری گرامی
      خندانک خندانک
      و مثل همیشه تشخیص های زیبا و مخصوص به قلم خودتان
      و پایان بندی زیباتر خندانک
      بسرایید همیشه به مهرو روشنا

      خندانک خندانک خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ ۲۰:۱۳
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۹
      سلام بر منیژه ترین
      سایه ی نگاه محبت آمیزت بر سر این صفحه همیشگی باد
      متشکراتم خندانک
      ارسال پاسخ
      بهروز عسکرزاده
      دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ ۲۰:۲۸
      سلام
      "رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند"
      البته نقل قول است فقط؛ نرسید اصلاً...
      قلمتان همیشه نویسا.
      خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ ۲۰:۱۳
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۱۰
      سلام استاد عسکرزاده ی مهربان
      کوچیک شما خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدیس رحمانی
      سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ ۱۹:۴۴
      درودتان خندانک
      پاینده باشید خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ ۲۰:۱۳
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۱۰
      سلام بر رحمانی ترین دورودتان خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۰۰:۲۷
      تصویر سازی عالی بود
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۱۱
      سلام بر شاهرخ ترین
      تصویر تو در صفحه ام مایه ی بالندگی منست خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      فروغ فرشیدفر
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۰۱:۳۵
      درود بر جناب بدری ، ازنوع پژمان!🌹
      (چون گویا بدری های محترم دیگری هم درسایت داریم)
      شعر بسیار زیبا وخاصی بود.
      ازآن نوعی که بنده هیچ وقت قادر به سرودنشون نیستم ولی لزخواندنشون لذت میبرم.
      سرافراز باشید.
      🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۱۳
      سلام بر فروغ زمانه
      تشکرات ویژه
      هرکسی در جایی خاص طبعش به اوج میرسد
      مثلا شما در کلاسیک
      و لذت بخش مینویسید
      اگر خوبی هست از نگاه پاک شماست خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
       برین بهار
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۰۲:۰۷
      درود به شما
      زیبا بود خندانک
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۱۴
      سلام بر بهارترین
      زیبا وجود شماست خندانک
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ ۱۳:۲۲
      سلام بر بهار ترین سپاسمندم خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      شبنم سلیمی فرد(شاعرشب)
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۴۵
      زیبا بود👏👏
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ ۱۳:۲۳
      سلام بر شاعر شب
      خیلی مخلصات خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      عليرضا حكيم
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۷:۰۲
      درود بر شما جناب بدری
      شعری زیبا بود
      موفق باشید
      در پناه حق
      خندانک خندانک خندانک
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ ۱۳:۲۳
      سلام بر حکیم ترین
      کوچیک شما خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      عیسی نصراللهی
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۷:۰۳
      شعر چند آیتم مهم نیاز دارد:
      آهنگ
      صورخیال
      شاکله یا همان ساختارمحوری
      روانشناختی
      شخصیت محوری
      تناسب روایی
      و مخاطب شناسی ( این را همین لحظه اضافه میکنم)
      یعنی راوی بایستی ذهن و روحیه ی مخاطب را نیز در نظر بگیرد.بدون اینکه خواننده را دیده باشد برایش مفهوم را سابقا توضیح داده باشد یعنی طبیعت و سیاست و اجتماع و موضوعات مختلف را پیش از آنکه خود بمیرد برای او باقی گذارده و از شعرگریزی جلوگیری کند.
      آیا حتما با زبان راوی قبلا باید آشنایی داشته باشیم.مثلا یک رومانیایی اگر زبان پارسی نداند و بخواهد شعری بخواند مترجم نیاز دارد؟پاسخ مثبت است
      اما چه بسیارند هم زبانانی که گویی سروده شان به رسم الخط غریبی نوشته شده است / نیازی نیست که مترجم برای زبانی بیگانه استخدام کنیم همین که شعری به زبان پارسی هم غریبگی داشته باشد این خود زوایای پنهانی دارد که از صد زبان مهجور هم اضمحلال تر است
      صحبتم کُلیست و بحثی بود که قبلا میخواستم بنویسم.


      ساعت به وقتِ حسرت زنگ خورد
      چند نفر با شمایلِ خودم
      یکی سرکار می رود
      یکی هم آغوش انتظار
      خانه را ترک نمی کند
      یکی به کافه دیدار سرک می کشد
      یکی شبیه من
      همراهِ خاطرات دورِ میزی نشسته است



      میخواهم سایه را در این شعر شرح دهم:


      ﺳﺎﯾﻪ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻭ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﺷﮕﺮﻑ ﺁﻥ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ﺗﻠﻘﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﺣﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭﻟﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺭﻭﺣﺒﺨﺶ ﺑﺎﺷﺪ
      ﺳﺎﯾﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻣﻨﺘﺸﺮﻧﺸﺪﻩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺗﺖ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ،ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺎ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ... ﺳﺎﯾﻪ ﺩﻟﻮﺍﭘﺲ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﭽﺮﮐﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻓﻘﺶ ﻧﺎﭘﯿﺪﺍﺳﺖ .... ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻏﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﺵ ﺑﮑﺸﺪ .
      ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺛﺮ ﺳﺎﯾﻪ ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺱ ﻋﻘﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺟﻤﺎﻉ ﺭﺟﺎﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺠﻬﻮﻝ ﻭ ﮔﺮﺧﯿﺪﻩ،ﺑﺎ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﻣﻄﺮﻭﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮﺟﺴﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﺩ ... ﺍﺑﻠﯿﺲ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﻮﭼﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ / ﺑﺮﻭ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ / ﺩﺳﺖ ﺧﯿﺲ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮔﻞﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﻣﯿﮑﺸﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺎﻕ ﺑﺎﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻧﮓ ﻭ ﺑﻠﻮﺭﯾﻦ ﺗﻨﮓ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﺷﺒﻪ ﻓﮑﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﺳﺖ . ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻏﻤﯿﻦ ﺟﺴﺪﯼ ﺑﯿﺮﺥ ﺑﺮ ﺯﻫﺘﺎﺏﺩﺭﯾﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻭﺭ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺁﻣﺎﻝ ﺑﻮﮔﺎﻡ ﺩﺍﺳﯽ ﺑﺮ ﯾﮏ ﺗﺨﺘﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺗﻠﺦ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺯﻫﺮ ﺧﻨﺪﯼ ﻣﻠﯿﺢ ﺑﺮ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﯽ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺳﺮ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺑﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺎﻣﺘﻤﻮﻝ ﭼﻨﺪ ﺟﻨﺲ ﺧﻨﺰﺭﯼ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮐﻮﭺ ﺍﯾﻞ ﺑﺮﻭﺩ /
      ﻧﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ... ﻣﮑﺎﻥ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻔﺴﯽ ﺑﺮ ﻏﺮﻭﺏ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﺭﺷﮑﻪ ﻭ ﻣﺮﺩ ﮔﺎﺭﯾﭽﯽ ﺳﻮﺩﺍﯼ ﺧﯿﺎﻝ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮐﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﺍﺝ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﻖ ﻫﻖ ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻨﺪد
      ﺩﯾﮕﺮ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﻭﻫﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻧﮓ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺯﻥ ،ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺟﺴﻢ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺩﻡ ﺑﺨﺖ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺑﺮﻧﮓ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺻﻨﻮﺑﺮ ﻭ ﮐﻮﻧﻪ ﺧﯿﺎﺭ ﺑﺎ ﻃﻌﻢ ﮔﺲ ﺗﺮﻧﺠﺒﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺰﻭﺍ ﺑﺮﺩﻩ / ﺳﺮ ﺑﺮ ﻧﻤﯿﺘﺎﺑﺪ / ﮐﻠﯿﺪ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﻭ ﭼﻮﺑﯿﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻗﻔﻠﯽ ﻓﺮﻭﺑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﻣﺮﺩ ﺳﺎﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺍﺵ ﻫﯿﭻ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺵ ﻧﻤﯿﻤﺎﻧﺪ/
      در شبی که ماه از افتادن خویش در هراس است، در یک نیمه شب عریان که انداخته پوستین تار خود بر این سپید افروز ،پیرمردی گویا سالهاست گل نیلوفر قرن را بوییده است و هر هر خنده را با دودستش سخت میگیرد....لرزشی عمیق بر تن وانهاده در آستان در...مرد انگار سالها پیش مرده بود ﻧﻘﺪ ﻭ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺭﺍﻭﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮔﺎﻩ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ .

      این سایه ها،این اوهام دست از سرمان بر نمی دارند
      در هاشوری بی رنگ می آیند و می روند، درست خودم را دیده بودم:
      یک ساعت، نه... چند ساعت در شمایلِ کودکی ام از سینه های چروکیده اش شیر مینوشیدم

      این سایه هایی که می آیند
      گاهی دختری اند که از ایستگاهِ بارانیِ یک خیابانِ پهن جا مانده است و گاهی خداست که بدور از تبعیض شبی در کنار من است و شب بعد از آن در کنارِ قصابِ محل که گوسفندی نشانه گرفته است.همیشه از این اوهام بدم آمده است
      ولی اینبار باید کار را یکسره میکردم
      مخفی شدم
      در گوشه ای ماندم
      نزدیک که شد.... تمامِ دشنه ام را با حس انتقام و تمرد از عادات ناخواسته بر سینه ی چروکیده اش فرو بردم
      دیگر تمام شده بود...
      آمده ها برای نیامده ها/ دیده ها برای ندیده ها شرح میدادند:
      عیسا خودکشی کرده است
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ ۱۳:۲۴
      سلام جناب نصرالهی
      خاک پای مرام شماییم خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      عیسی نصراللهی
      چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ ۱۷:۰۳
      شعر چند آیتم مهم نیاز دارد:
      آهنگ
      صورخیال
      شاکله یا همان ساختارمحوری
      روانشناختی
      شخصیت محوری
      تناسب روایی
      و مخاطب شناسی ( این را همین لحظه اضافه میکنم)
      یعنی راوی بایستی ذهن و روحیه ی مخاطب را نیز در نظر بگیرد.بدون اینکه خواننده را دیده باشد برایش مفهوم را سابقا توضیح داده باشد یعنی طبیعت و سیاست و اجتماع و موضوعات مختلف را پیش از آنکه خود بمیرد برای او باقی گذارده و از شعرگریزی جلوگیری کند.
      آیا حتما با زبان راوی قبلا باید آشنایی داشته باشیم.مثلا یک رومانیایی اگر زبان پارسی نداند و بخواهد شعری بخواند مترجم نیاز دارد؟پاسخ مثبت است
      اما چه بسیارند هم زبانانی که گویی سروده شان به رسم الخط غریبی نوشته شده است / نیازی نیست که مترجم برای زبانی بیگانه استخدام کنیم همین که شعری به زبان پارسی هم غریبگی داشته باشد این خود زوایای پنهانی دارد که از صد زبان مهجور هم اضمحلال تر است
      صحبتم کُلیست و بحثی بود که قبلا میخواستم بنویسم.


      ساعت به وقتِ حسرت زنگ خورد
      چند نفر با شمایلِ خودم
      یکی سرکار می رود
      یکی هم آغوش انتظار
      خانه را ترک نمی کند
      یکی به کافه دیدار سرک می کشد
      یکی شبیه من
      همراهِ خاطرات دورِ میزی نشسته است



      میخواهم سایه را در این شعر شرح دهم:


      ﺳﺎﯾﻪ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻭ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﺷﮕﺮﻑ ﺁﻥ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ﺗﻠﻘﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﺣﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭﻟﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺭﻭﺣﺒﺨﺶ ﺑﺎﺷﺪ
      ﺳﺎﯾﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻣﻨﺘﺸﺮﻧﺸﺪﻩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺗﺖ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ،ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺎ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ... ﺳﺎﯾﻪ ﺩﻟﻮﺍﭘﺲ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﭽﺮﮐﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻓﻘﺶ ﻧﺎﭘﯿﺪﺍﺳﺖ .... ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻏﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﺵ ﺑﮑﺸﺪ .
      ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺛﺮ ﺳﺎﯾﻪ ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺱ ﻋﻘﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺟﻤﺎﻉ ﺭﺟﺎﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺠﻬﻮﻝ ﻭ ﮔﺮﺧﯿﺪﻩ،ﺑﺎ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﻣﻄﺮﻭﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮﺟﺴﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﺩ ... ﺍﺑﻠﯿﺲ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﻮﭼﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ / ﺑﺮﻭ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ / ﺩﺳﺖ ﺧﯿﺲ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮔﻞﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﻣﯿﮑﺸﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺎﻕ ﺑﺎﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻧﮓ ﻭ ﺑﻠﻮﺭﯾﻦ ﺗﻨﮓ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﺷﺒﻪ ﻓﮑﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﺳﺖ . ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻏﻤﯿﻦ ﺟﺴﺪﯼ ﺑﯿﺮﺥ ﺑﺮ ﺯﻫﺘﺎﺏﺩﺭﯾﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻭﺭ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺁﻣﺎﻝ ﺑﻮﮔﺎﻡ ﺩﺍﺳﯽ ﺑﺮ ﯾﮏ ﺗﺨﺘﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺗﻠﺦ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺯﻫﺮ ﺧﻨﺪﯼ ﻣﻠﯿﺢ ﺑﺮ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﯽ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺳﺮ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺑﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺎﻣﺘﻤﻮﻝ ﭼﻨﺪ ﺟﻨﺲ ﺧﻨﺰﺭﯼ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮐﻮﭺ ﺍﯾﻞ ﺑﺮﻭﺩ /
      ﻧﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ... ﻣﮑﺎﻥ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻔﺴﯽ ﺑﺮ ﻏﺮﻭﺏ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﺭﺷﮑﻪ ﻭ ﻣﺮﺩ ﮔﺎﺭﯾﭽﯽ ﺳﻮﺩﺍﯼ ﺧﯿﺎﻝ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮐﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﺍﺝ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﻖ ﻫﻖ ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻨﺪد
      ﺩﯾﮕﺮ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﻭﻫﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻧﮓ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺯﻥ ،ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺟﺴﻢ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺩﻡ ﺑﺨﺖ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺑﺮﻧﮓ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺻﻨﻮﺑﺮ ﻭ ﮐﻮﻧﻪ ﺧﯿﺎﺭ ﺑﺎ ﻃﻌﻢ ﮔﺲ ﺗﺮﻧﺠﺒﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺰﻭﺍ ﺑﺮﺩﻩ / ﺳﺮ ﺑﺮ ﻧﻤﯿﺘﺎﺑﺪ / ﮐﻠﯿﺪ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﻭ ﭼﻮﺑﯿﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻗﻔﻠﯽ ﻓﺮﻭﺑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﻣﺮﺩ ﺳﺎﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺍﺵ ﻫﯿﭻ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺵ ﻧﻤﯿﻤﺎﻧﺪ/
      در شبی که ماه از افتادن خویش در هراس است، در یک نیمه شب عریان که انداخته پوستین تار خود بر این سپید افروز ،پیرمردی گویا سالهاست گل نیلوفر قرن را بوییده است و هر هر خنده را با دودستش سخت میگیرد....لرزشی عمیق بر تن وانهاده در آستان در...مرد انگار سالها پیش مرده بود ﻧﻘﺪ ﻭ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺭﺍﻭﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮔﺎﻩ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ .

      این سایه ها،این اوهام دست از سرمان بر نمی دارند
      در هاشوری بی رنگ می آیند و می روند، درست خودم را دیده بودم:
      یک ساعت، نه... چند ساعت در شمایلِ کودکی ام از سینه های چروکیده اش شیر مینوشیدم

      این سایه هایی که می آیند
      گاهی دختری اند که از ایستگاهِ بارانیِ یک خیابانِ پهن جا مانده است و گاهی خداست که بدور از تبعیض شبی در کنار من است و شب بعد از آن در کنارِ قصابِ محل که گوسفندی نشانه گرفته است.همیشه از این اوهام بدم آمده است
      ولی اینبار باید کار را یکسره میکرد
      مخفی شدم
      در گوشه ای ماندم
      نزدیک که شد.... تمامِ دشنه ام را با حس انتقام و.تمرد از عادات ناخواسته بر سینه ی چروکیده اش فرو برد
      دیگر تمام شده بود...
      آمده ها برای نیامده ها/ دیده ها برای ندیده ها شرح میدادند:
      عیسا خودکشی کرده است



      نصراللهی
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ ۱۳:۲۴
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      مجتبی شهنی
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      آذر مهتدی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود جناب بدری
      زیبا و تامل برانگیز
      🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام بانو
      مخلصات خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      مجتبی شهنی
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      مجتبی شهنی
      مجتبی شهنی
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      کیمیا طولابی
      حدود ۱ ماه پیش
      بسیارعالی
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      مجتبی شهنی
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام

      و درود
      جناب پژمان بدری عزیز
      از شیخ الرییس سعدی یاد گرفتم
      سروده زیبایت مفرح ذات است و کلاس درست ممد حیات شعر
      پس در هر ( کامنتی ) نظری دوسپاس واجب است
      سپاس اول برای سروده ات
      سپاس دوم برای کلاس
      وسپاسی دیگر از خودم مضاف بر آن دو ... که خیلی آقایی
      مانا باشی با مهر
      -------------------------- خندانک خندانک خندانک
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام جناب میناآباد

      ما مریدِ بی جیره مواجبتیم

      قربان قدمت
      خودت یه گلستان گلی خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام:

      درود و عرض ادب
      به امید سالی سرشار از عشق و دور از نکبت و پلشتی ها
      نوروز تان خجسته
      ----------------------------------- خندانک خندانک خندانک
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      ۲ هفته پیش
      سلام مخلصیم جناب مینااباد
      دس بوسیم خندانک
      ارسال پاسخ
      حمیدرضا نصرآبادی(طوفان)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام شما استاد کامل در تحلیل شعر وتوانا در خندانک خندانک خندانک خندانک نثرونظم هستید در اکثر نظراتی که ازشما خواندم در تحلیل شعر عزیزان به صورت منظم وروایی تمام آموخته های خویش را به خراج گذاشته اید وذکات علم می پردازید دست مریزاد

      حیف باشد که این همه معلومات را مدون نفرمایید وکتابت نکنید موید ومنصور باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      پژمان بدری
      پژمان بدری
      ۲ هفته پیش
      سلام جناب طوفان
      من کوچیک شمام
      ما کی باشیم
      منم یه علاقه مند به گلستان ادبم
      مریدیم و چاکرات خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0