سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 8 اسفند 1399
  • روز امور تربيتي و تربيت اسلامي
15 رجب 1442
  • وفات حضرت زينب سلام الله عليها، 62 هـ ق
Friday 26 Feb 2021

    پر نشاط ترین اشعار

    ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

    جمعه ۸ اسفند

    مهاجر

    شعری از

    سعید صادقی (بیدل)

    از دفتر اشعار کلاسیک نوع شعر غزل

    ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹ ۲۲:۳۷ شماره ثبت ۹۲۶۳۹
      بازدید : ۳۳۱   |    نظرات : ۴۸

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر سعید صادقی (بیدل)
    آخرین اشعار ناب سعید صادقی (بیدل)

    میان  وحدتی  پنهان  یقین  دارم  که میدانی
    چون  آواز سپیدم  را  ز پژواکم  همی خوانی 
     
    من از خود تا خدا اکنون  شتابان در بیابانم 
    به قول حضرت حافظ  روا مپسند  حیرانی
     
    نه از راهت جدا گشتم  نه بیماری روحانی
    چنین  پیوند  مستوری  سزاوارِ مسلمانی
     
    امان از لحظه ای غفلت فغان از راه ظلمانی 
    زمین  در  حیرتی مبهم  کند رفتار  بحرانی
     
    ز باور های سرشارم اگر پرسی چه باید گفت؟
    جدا  از قید من هایی که شد  پا بندِ عنوانی
     
    چه بسیارند لذت ها چه بی روح اند حاجت ها
    * کجا   دانند   حال    ما   سبک  سرهای  زندانی
     
    هزاران راه نارفته ، هزاران منزل و منظور
    تماما   در   رهآبادِ   تعلق های   نفسانی
     
    حجابی در دل ظلمت حجابی بعد از او پر نور
    مگر همت به  کار آید  به وقتِ  کشف  ایمانی
     
    اگر  ره  یافتی  دیگر  به بعد از نور و ما فیها 
    مداوم سجده ی دل کن محیط قدس سبحانی
     
    عجب اینها شنیدی بیدل و تردید کردی تو
    زمین در روز رستاخیز دهد اقرار طوفانی
    _____________________
    حضرت حافظ
    *شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل
    کجا دانند حال ما سبک بالان ساحل ها
    ۱۳
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۴۶
    درود بزرگوار
    بسیار زیبا و عارفانه بود
    موثر و پر معنی
    یاد حضرت حافظ را گرامی داشتید
    سعادت بزرگی برای حضرت عالی است خندانک خندانک
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۰:۵۶
    سلام و درود بر شما
    جناب چشمه عزیز
    در معنا حافظ بر من
    منت نهاد و در ماده
    شما خندانک
    ارسال پاسخ
    نگین امیری
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۷:۴۱
    شعر قشنگی بود اقای بیدل

    ز باور های سرشارم اگر پرسی چه باید گفت؟
    جدا از قید من هایی که شد پا بندِ عنوانی

    چه بسیارند لذت ها چه بی روح اند حاجت ها
    * کجا دانند حال ما سبک سرهای زندانی

    خندانک خندانک
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۴۶
    سلام و درود نگین خانم عزیز

    اگر از میان این دو بیت بیت اول را انتخاب میکردی یک فکرایی برای آینده ی معرفتیت میکردم😄 چرا که واقعا یک بیت عارفانه ی سختی بود. شانسی زدی نه؟

    ممنونم از حضورت پای شعرم و ممنونم از توجه شما به شعر حقیر خندانک
    ارسال پاسخ
    مریم کاسیانی
    مریم کاسیانی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۱۹
    ارسال پاسخ
    نگین امیری
    نگین امیری
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۳:۲۵
    برای آینده معرفتیم یه فکری کنید
    من شانسی کاری رو انجام نمیدم خندانک
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۴:۱۴
    جدی میگی؟ سخته ها نگی نگفتم؟
    ارسال پاسخ
    مهدی سالوند (مهدی)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۱۲
    درود
    بسیار زیبا
    دستمریزاد
    خندانک خندانک
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۴۷
    سلام و عرض ادب و احترام
    خدمت استاد سالوند گرامی
    به مهر باشید و نور خندانک
    پاینده باشید خندانک
    ارسال پاسخ
    مریم کاسیانی
    مریم کاسیانی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۲۰
    درود جناب سالوند گرامی🌹
    ارسال پاسخ
    پریسا مصلح
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۱:۲۶
    درودها برشما خندانک خندانک
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۰۵
    برقرار باشید و پاینده
    سرکار خانم مصلح خندانک
    ارسال پاسخ
    مریم کاسیانی
    مریم کاسیانی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۲۰
    پریسا جان❤
    ارسال پاسخ
    سحر غزانی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۱:۵۳
    سلام به شما جناب صادقی
    شعر متفاوت و زیبایی بود خندانک خندانک
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۰۹
    بینهایت سپاس
    از نگاه متفاوت
    و محترمانه شما
    سحر گرامی به
    این شعر

    ممنونم خندانک
    ارسال پاسخ
    مریم کاسیانی
    مریم کاسیانی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۲۰
    سحر عزیزم❤
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۲۴
    سلام بر بیدل ترین دلدار
    یعنی شاهد رستاخیز حافظ نظر دیگه ای هستیم؟؟؟؟
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۲۸
    سلام بر پژمان عزیز
    درست نمیتونم متنتو بخونم
    متوجهش نمیشم یه بار دیگه
    بنویس؟
    ارسال پاسخ
    پژمان بدری
    پژمان بدری
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۲۲:۵۴
    منظور این بود انگار یه حافط دیگه در کالبد بیدل در حال ظهوره
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۱:۱۷
    عه
    خخ
    عنان دل از کف دستان روحم رفت
    ینی میشه واقعا ؟!!!

    حالا کو تا غلط غلوطا قالب مرتفع بشه
    خخخ

    چه شود خندانک خندانک
    منو سلطان حافظ
    چقدم که از بیدل خوشش میومد خندانک

    زنده باشی پژمان عزیز
    مریم کاسیانی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۲۵

    سلام و درودها جناب بیدل ارجمند🌺
    ابیات کاملا روشن بودند که یقینا از نور معرفت درونی شما سرچشمه گرفتند
    عجب اینها شنیدی بیدل و تردید کردی تو
    زمین در روز رستاخیز دهد اقرار طوفانی

    بنظرم پایانی ازین بهتر نمیشد ،آفرین برشما
    مسیر چامه هایتان همیشه روشن و زلال باد🌹


    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۳۸
    سلام و عرض ادب و احترام
    خواهر مهربانم خانم کاسیانی عزیز
    وقتی در شعرم حس و حال مفاخره به نحوی
    دست میدهد باید یه جوری سرکوبش کنم
    این بیت مرا به یاد چند شعر انداخت که نگذاشتم
    هنوز و شاید اصلا نگذارم ولی خوب میدانم که با بیت
    پایانی چه بر سر بیدل آوردم.

    دور از مزاح اما انتخاب بیت پایانی برای شعرم بسیار مهم بود چراکه از منظر خواننده ابیات همه انگار از یک شاعر دارای عُجب می آید، حال بیا و خودت را معرفی کن. اما سعی کردم تخلیه ی به جایی باشم در جای خواننده از سویی و از سویی دیگر در مسیر پیشرونده ی ابیات هم از هیبت محشر برای هیجان آخر استفاده کنم خندانک
    ارسال پاسخ
    آرمان پرناک
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۲۹
    سلام و عرض ادب جناب بیدل گرانقدر
    بسیار زیبا و پندآموز . بهره مند شدم از کلامتان
    در پناه حق باشید
    خندانک خندانک خندانک
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۴۰
    سلام و عرض ادب و احترام
    خدمت دوست خوبم پرناک عزیز
    ممنونم از حضور صادقانه و پر ارزشت
    امیدوارم که در تمامی مراحل و مقاصد خود
    بدرخشی خندانک
    ارسال پاسخ
    سهیل خواجوند مانی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۹:۱۸
    درود
    بسیار زیبا سرودید
    خندانک خندانک
    سینا خواجه زاده
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۲۳:۰۷
    هزاران راه نارفته ، هزاران منزل و منظور
    تماما در رهآبادِ تعلق های نفسانی
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    درود بیکران محضرتان شاعر گرامی
    دوست ارجمندم جناب صادقی

    بنده سروده تان را چند بار خواندم.
    گاهی دلیلِ طولانی شدنِ خواندنِ سروده،
    تلاشِ ذهنیِ خواننده برای دستکاری و اصلاحِ در لحظه است.
    البته بنده پیشنهادهای خود را خدمتتان نخواهم گفت،
    چرا که حال و هوایِ فکری خود را از شما به اندازه کافی دور می دانم که مطمئن باشم پیشنهادهایم در واقع مستحق احتسابِ دخالت در سیرِ فکری شاعر عزیز اند.

    بنده مفهومِ بیتِ بالا را که به گمانِ بنده یکی از بیتهای زیبا و محکمترِ این سروده است، برای بررسی پیشنهاد کردم:

    خواهش می کنم، دو باغ میوه را در نظر بگیرید،
    باغبانِ باغِ نخست:
    - به پایِ درختانش کود می ریزد.
    - آنها را به موقع آبیاری می نماید.
    - انواعِ رسیدگی و هرس نمودن و حذف هرزعلف ها، آفت کش و ...

    و باغبانِ باغ دوم:
    - به پای درختانش اسید می ریزد.
    - آنها را با شور آب آبیاری می کند.
    - هیچ گونه رسیدگی نمی کند ...

    و این پرسشهای بنده از شما:
    - انتظارِ شما چیست؟
    بطور درصدی، کدام باغ میوه ی بیشتری در فصلِ برداشت، داشته باشد.؟

    - در میانِ درختانِ باغِ دوم، آیا آنهایی که خشکیده شده اند، سزاوارِ سرزنش اند؟

    - در میانِ درختانِ باغِ نخست، آیا آنهایی که میوه ی بسیار داده اند، شایسته ی ستایش اند؟

    - تکلیفِ خشکیده های باغ نخست و نخشکیده های باغِ دوم چیست؟

    بر اساسِ پاسخهایمان به این پرسشها، تفاوتِ دیدگاهِ بنده و شما، درباره ی اینکه ((هواهای نفسانی مای نوعی را از رفتنِ هزاران راه نارفته بازداشت یا خیر))، شکل می گیرد.

    شاد و تندرست باشید.
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۱:۲۸
    سلام دوست من جناب سینا زاده عزیز

    در مواردی که شما فرمودید باید عرض کنم

    اگر خود شمای نوعی چهل شبانه روز عاشقانه بدور از نتیجه گیری پروردگار را با آداب خاص خود پرستش کنید، خدانود دیچه های حکمت را در درون شما سرازیر میکند؟ این هم از میوه که محصول یک دوره ی چهل روزه بوده است.

    ببینید هرچقدر هم که دور افتاده باشد آدم از یاد خدا راه اینطور نیست که جداسازی از تعلق ها برایش ناممکن باشد. عرض کردم آنقدر دقیق و حساب شده آدابش با تعداد روز ریاضت آمده ۴۰ روز.

    حال دیگر آن تصویر شما بعید میدانم به چنین خشونتی باشد.
    ارسال پاسخ
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۹:۴۱
    درست است که مانند عطاری در تاریخ داریم که هفت شهر عشق را با تمام پیچ و خم هایش پیمود و نگاشت تا برسد به مقصود، اما اینطور که شما نوشتید و بر عطار گذشت بر همه اتفاق نخواهد افتاد!!! مولانا با دیدن شمس همه ی آنچه لازم بود را میگرفت و روز به روز شمس زندگی اش برایش جلوه ای تازه تر داشت. این از آن روزگار که خود مولانا میگفت ما از پی ثنایی و عطار آمدیم ولی هیچ گاه زجر عطار را نکشید. در روزگاران خودمان شهدا با تلنگری راهی بزرگترین معرکه ی قطع تعلق ها میشدند و ابدا هم درخت آبدیده و باغبانی درخور نداشتند، اما کافی ست سری به وصیت نامه های گرانبهایشان بزنید که چه میوه هایی دادند و دارند به طور زنده میدهند چون با ما زندگی میکنند. اگر ابهامی ماند خوشحال میشوم مطرح شود
    سینا خواجه زاده
    سینا خواجه زاده
    دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ ۱۷:۲۳
    درود دگربار دوست ارجمندم
    شاعر بزرگوار، جناب صادقی
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    ضمنِ پوزش خواهی، که نظری نوشتم و
    رفتم.
    البته بنده نقد نکردم که،
    پرسشِ بنده از دیدگاهِ بررسی و مقایسه ی
    دستآورد های دنیوی مطرح شده است، البته شاید بتوان آن را به
    دیگر ابعاد نیز گسترش داد اما بنده(فعلاً) علاقه ای به بررسی جنبه های اُخروی را ندارم.(دلیلش را اگر بخواهید، سخت بودنِ این دست تحلیل هاست)
    بنابراین، چنانچه شما علاقه ای به جنبه های دنیوی دارید، پرسشِ بنده در حوضه ی توجه شما می گنجد و می توانیم به آن بپردازیم.

    ارادتمندم.
    مهدی پاشائی ( صهبا )
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۲۳:۳۹
    سلام بر جناب صادقی عزیز
    بیت آخر، مصرع آخر، گمانم از وزن خا ج شده‌اید.
    و دیگر اینکه کاش بعضی از واژگانی را که باعث کهنگی شعر می‌شوند، حذف نمایید و جایگزین مناسبی برایشان بیابید. مثل "ز" مثل " همی" مثل آوردن میم به جای نون در ابتدای افعال منفی و .....
    در کل ممنون از شعری که مهمانمان کردید.
    برقرار و مانا باشید.
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۰:۳۵
    سلام دوست عزیز جناب پاشائی گرامی
    خیلی خوشحالم و ممنون از حضور صمیمانه
    شما پای شعر حقیر. بله انگار یک هجا در قسمت اول مصراع آخر بیت آخر جا مانده که ان شا الله درستش خواهم کرد. ممنونم. در مورد اینکه فرمودید نباید منفی را با میم بیاورید خوب تنها یک مثال بود که اگر دقت بکنید نقل به حافظ بود و بر میکشت به قرن هفتم و طریقه ی گفتار خود حضرتش. در مورد دیگر از کلمات ز و همی باید عرض کنم سعیم را میکنم که که قالب کلاسیک را در کلمات امروز بگنجانم اما این کلمات خیلی کمک کننده هستند تا هم حس کلاسیک را نگه دارند و هم نگویم که از لغات کهنه استفاده کردیم و درون قالبی کلاسیک لغاتی امروزی بریزیم.

    ممنون
    ارسال پاسخ
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۱:۰۸
    دوست عزیزم چند مرتبه چک کردم نه از وزن خارج نشدم
    ایرادی ندارد.
    مهدی پاشائی ( صهبا )
    مهدی پاشائی ( صهبا )
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۳:۵۲
    سلام بر بیدل عزیز
    جناب صادقی از سعه صدر و مناعت طبعتان بی‌نهایت مسرور و خرسندم.
    هدف نقد کمک کردن به هرچه بهتر شدن اثر ادبیست. من در شعر ایراد کوچکی را دیدم و با شما در میان گذاشتم و شما با بزرگواری پذیرفتید و با اصلاح آن اثر خود را قوی‌تر کردید. این خلاصه کار بود. در انتقاد کسی قصد خدشه وارد کردن یا خدای ناکرده جسارت ندارد. هدف فقط کمک به بهتر شدت است. همین.
    در ضمن منظور من او تونویسی در قالب‌های کلاسیک این است که طرز گفتار ما هر چه بیشتر به زبان امروزی و در حال جریان، نزدیک‌تر گردد. به این بیت از فاضل نظری دقت کنید:
    بی‌قرار توام و در دل تنگم گله‌هاست
    آه بی‌تاب شدن عادت کم‌حوصله‌هاست

    و بیتی دیگر:

    به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد!
    که تو رفتی و دلم ثانیه‌ای بند نشد

    یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
    از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

    ببینید چقدر زبانش امروزی است. همه قالب‌ها غزل کلاسیک هستند.


    مانا باشید و برقرار
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۴:۱۸
    سلام مجدد
    دوست عزیز
    قطعا قراری جز این در نقد نیست و هر دو مان بر این واقفیم
    و احتمالا تمام عزیزان در این مجموعه

    اما فرمودید راجب امروزی بودن لغات و حفظ قالب کلاسیک.
    نگاهتان را به مقایسه ای می اندازم

    ۱۰ بیت حقیر
    مستور ، فغان

    ابیاتی که از دوستان شاعر آوردید
    سوگند، گله

    خوب به نظر خودتان کدام امروزی ترند؟
    مهدی محمدی
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۰:۵۱
    سلام و عرض ادب
    غزل زیبایی بود.
    در خصوص مصرع آخر با شاعر فرهیخته، آقای پاشائی عزیز موافقم خندانک
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۰:۳۶
    سلام و عرض ادب و درود
    مهدی عزیز استاد خوب
    بله منم همینطور ممنونم خندانک
    ارسال پاسخ
    حسن  مصطفایی دهنوی
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۷:۰۲
    سلام و درود
    بسیار زیبا است
    شادکام باشید
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۰:۳۶
    سلام و درود
    ممنونم بسیار ممنون
    زنده و برقرار باشید خندانک
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۲۰:۰۵
    افرین دوست خوبم
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۲۱:۳۵
    خیلی ممنونم
    جناب شفیعی عزیز
    درود بر شما رفیق خندانک
    ارسال پاسخ
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۷:۴۱
    درودجناب صادقی ارجمند

    نه از راهت جدا گشتم نه بیماری روحانی
    چنین پیوند مستوری سزاوارِ مسلمانی

    سپاس که ما راهم بهره مند می کنیداز معانی آسمانی .

    اگر ره یافتی دیگر به بعد از نور و ما فیها
    مداوم سجده ی دل کن محیط قدس سبحانی

    مهر حق همراهتان خندانک خندانک
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۴۳
    سلام و عرض ادب
    سرکار خانم قشقایی
    بزرگوار

    با انتخاب ابیاتی که آوردید
    باز هم مانند گذشته هوشتیارم کردید
    آگاه هستید و البته مایلم نکته ای رو بگم

    شما قطعا آنقدر آگاهید که دریابد هیچ کس را نباید در قالبی در بسته (ولو آن قالب رو به افق های بی انتها نشاندار ) برد و از او تعریف و تمجید کرد. صداقت کلامتان را جدا لمس میکنم. ولی چون خطر در قالب آمدن ها را میدانم و از دیگر رو میدانم که خوب اصلا این من نیستم خواستم شما را که به واقع در این محفل هنری یکی جزو یکی از صمیمی ترین دوستان گرانقدر بنره هستین را از این کار منع کنم.

    جوانی هستم ۳۲ ساله
    با بینهایت کوله باری از حسرت
    با بینهایت جا برای پیشرفت در تمامی عرصه ها

    نه صحبت از تواضع است
    نه کلامی از ریا و خدعه و نیرنگ
    دنیای من دنیای سازهای متفاوت
    در هماهنگی ست.

    در پایان اما چقدر صداقت شما را
    در بلندای ابراز لایق تقدیر میدانم
    ممنونم خندانک
    ارسال پاسخ
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۰:۱۶
    درودمجدد ، بزرگوار هستید
    اما به این منظورم نبود هرگز
    کل ابیات زیبابود و بنابه اون لحظه این دوبیت
    را جدا کردم ، و اینکه بنده چه کسی باشم که قصد آگاهی کسی دیگر را داشته باشم.
    والبته این مسیر ، مسیریست یک نفره
    برای هرانسانی مختص به خود او...

    بسرایید به مهر همیشه .
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۰:۳۰
    فکر کنم درست متوجه منظورم نشدید

    سادش این میشه
    شما گفتید ما را راهی آسمان کنید

    دیدم من کیم که بخوام کسی رو راهی آسمان کنم
    و نکنه با چهار تا شعر عرفانی نوشتن خیلی علیه السلام جلوه کنم. خوش به حال اونایی که هستن.

    منظور این بود گفتم رفتن تو هر قالبی چه علیه السلام شدن ها چه اسکورسیزی شدن ها، چه ژان وار ژان شدن ها جوه که آدم باید مراقب باشه خیلی.

    در پناه حق
    مریم کاسیانی
    مریم کاسیانی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۱۹
    بانو قشقایی عزیز❤
    ارسال پاسخ
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۴:۰۸
    ما ز بالاییم و بالا می رویم
    ما ز دریاییم و دریا می رویم

    ما از آن جا و از این جا نیستیم
    ما ز بی‌جاییم و بی‌جا می رویم

    لااله اندر پی الالله است
    همچو لا ما هم به الا می رویم

    خندانک خندانک

    متوجه عرایضتان شدم .
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۴:۳۰
    مهرت برجان مریم بانو خندانک
    سعید صادقی (بیدل)
    سعید صادقی (بیدل)
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۵:۵۹
    لا اله اندر پی الالله است
    همچو لا ما هم به الا می رویم

    چقدر زیبا بود

    خوشحالم
    درک متقابل حاصل شد خندانک
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
    ارسال پیام خصوصی

    نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0