سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 16 اسفند 1399
  • روز وقف
23 رجب 1442
    Saturday 6 Mar 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

      شنبه ۱۶ اسفند

      آرامستان برگها

      شعری از

      علی ربیعی

      از دفتر از کوچه ها تا سفر نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۹ ۱۰:۲۷ شماره ثبت ۹۱۸۷۲
        بازدید : ۶۳   |    نظرات : ۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علی ربیعی

      پاییز که میرسد از راه
      اگر ابری و بادی نباشد
      طلوع و غروب
      مثل خانه اموات آرام و تنهایند
      اما رویاهایی دارند
      به رنگ مدادی بر ورق پاره های زندان
      یا زردی که بر دامن گلدار خواهران غمگین دنیاست
      و من روزهای تهرانم
      بعد از نشستی طولانی
      در بلوار کشاورز 
      این چنین می گذرد
      به حیرانی ساده یک بره که به سلاخی میرود
      سربازی هم نیستم که به روده سربازان دشمن شلیک کنم
      می خواهم زیر بازوی هر سربازی را که مجروح هست بگیرم
      فکر می کنم
      بهتر انست که آدمی در همه حال قدردان آدمی باشد
      آنکه شمشیر می کارد
      خون درو می کند
      نمی دانم چرا یهو
      از پاییز دلگیر امسال
      فلاش بک به سالهای جنگ زدم
      حتما یه هارمونی در این میان هست
      آه یادم آمد
      کشتار یکساله کرونا
      برابری کرد با کشتار سالهای جنگ
      تمرین مشق شب
      در هیاهوی ارابه ها
      رفیقان بی سر
      معشوقه های ناکام
      بهتر آنست برخیزم
      آرام آرام قدم بزنم
      بلوار کشاورز را
      بیخیال این همه خبرهای بد
      وداع شوق
      تدفین امید
      ازدحام بیمارستانهای پارس و ساسان و آریا
      خلوتی هتلها و خاموشی سینماها
      قتل عام کرونا
      سه نوامبر
      انتخابات امریکا
      جنگ قره باغ و مرگ بی دلیل سربازان آذری و ارمنی
      بارها نوشته ام دنیا همین است
      همچنانکه آدمی
      روزگار عجیبی ست
      با باری از ترس و تردید
      حتی با  یک قدم زدن ساده
      در بلوار کشاورز هم مشکل دارد
      آرام آرام بی آنکه بدانی درختان رنگ می بازند
      آرام آرام بی آنکه حس کنی شاخه ها تُنُک می شوند
      آرام آرام بی آنکه ببینی هوا سرد شده است
      خزانی رسیده است از راه
      بی دغدغه هر آنچه که در شاهراه زندگی ست
      از نامرادی مهر
      تا خمیازه آبان امسال
      و تو در این میان تنهایی
      مثل برگهایی که آرام آرام فرو می ریزند
      و بعد با نسیمی
      آرام آرام دور می شود
      میروند  آنجا که آرامستان برگهاست

      تهران آبانماه ۹۹ ع-بهار 
       
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۱۷:۴۶
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و پر معنی است
      مبین مشکلات جامعه جهانی
      دستمریزاد خندانک
      علی ربیعی
      علی ربیعی
      چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۲۰:۲۰
      ارادت دارم دوست فرهیخته
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۱۹:۰۳
      درود بر شما
      قلمتان همواره سبز و مانا خندانک
      لايك
      علی ربیعی
      علی ربیعی
      چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۲۰:۲۱
      زنده باشی و سعادتمند دوست بزرگوار
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0