پنجشنبه ۹ اسفند
انتهای انزوا شعری از رسول رفیقی
از دفتر شعرناب نوع شعر سپید
ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۲۹ تير ۱۳۹۹ ۰۱:۲۱ شماره ثبت ۸۷۹۴۹
بازدید : ۲۱۵ | نظرات : ۱۶
|
آخرین اشعار ناب رسول رفیقی
|
قرن ها سپری شد
روزها افسار گسیختند
دست ها به زنجیر زمان محصور
اسلحه ها هنوز شلیک می کنند
برای تصاحب زمین
هر روز با احترام
با دسته گل
تحویل داده می شود
جنازه ی بی گناهی
قلب
جریان عشق را گم کرد
تصنعی شد لبخندمان
سردابه های شهر
پناه انسان های سرگردان
دیگر برای تشکر
کسی دستت را نمی فشارد
با دندان های مسلح
پوستت را می درند
تو
بلعیده شدی
در انتهای انزوا
و مذاب شدند
حرف های ناگفته ات
مرثیه ای باید خواند
برای جهانِ اسیر مدرنیته
برای معشوقه های مجازی
برای لاله های سوخته
استخوان هایم تیر می کشند
از این دردهای ناتمام
استخوان هایم
تیر می کشند
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.