سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 8 خرداد 1399
    6 شوال 1441
      Thursday 28 May 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        پنجشنبه ۸ خرداد

        خسته شعرم

        شعری از

        مهدی ولی الهی

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۹ روز پیش شماره ثبت ۸۵۵۵۵
          بازدید : ۲۲   |    نظرات : ۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهدی ولی الهی

        خسته ام شعر علاج غم جانکاهم نیست
        واژه ای کو که به داد دل تنگم برسد
        دلِ دریا زده ام مضحکه ی مرداب است
        ساحلی نیست به فریاد نهنگم برسد

        درد دارد بنویسی و خودت گریه کنی
        درد دارد که بدانی قلمت دشمن توست
        واژه ها مرثیه گویان دلم بر خیزید
        فصل ناکامی دستان من ازدامن توست

        جنگلی خشکم و اندیشه آتش دارم
        یک کلاغم که خیالات چکاوک دارم
        جسدی دل زده از غربت گورستانم
        به تو ای مرگ به حقانیتت شک دارم

        مثل یک برگم و مستعمره طوفانم
        سرنوشتی پر از اندوه مصور دارم
        جبر این رقص غم انگیز مراخواهدکشت
        باید از لوح دلم نقش تورا بردارم

        فصل ها پشت سر هم همه پاییز شدند
        قامت عاطفه ام خم شد وازساقه شکست
        یک نفس می کشم و بازدمم صد آه است
        سرخی صورتم از سیلی احساس من است

        درمسیری که به دستان خداهم سنگ است
        آن قطارم که به تکلیف عبور آمده ام
        ازسکوت ته یک دره تاریک بگو
        تا همین فاصله هم آه به زور آمده ام

        مثل خفاش که در دام چراغ افتاده
        رنج یک فاجعه ام که اتفاق افتاده
        زندگی عاقبت اسطوره ی تردیدم کرد
        بین دست و دلم از بس که نفاق افتاده

        کوه یخ بودم ودر حال فرو ریختنم
        چه ترک ها زده تقدیر به دیواره ی من
        جرم نا دیده چه کردی که دراین قربانگاه
        تیرباران شده ای سایه ی بیچاره ی من

        در غزل خیزترین نقطه دنیا که تویی
        من غم انگیزترین شاعردور ازوطنم
        چه غریبانه به رویای خودم می خندم
        منِ بی گور به فکر کم و کیف کفنم
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۶ روز پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و غمگین بود خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۷ روز پیش
        سلام وارادت
        به استاد وشاعر وهنرمند بزرگوار
        همیشه قلمتان وزین نویساباد
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد علی سلیمانی مقدم
        ۷ روز پیش
        درود بر شما
        خیلی زیبا بود
        ⚘🌾⚘
        در این بند،
        "فصل ها پشت سر هم همه پاییز شدند
        قامت عاطفه ام خم شد و از ساقه شکست
        یک نفس می کشم و بازدمم صد آه است
        سرخی صورتم از سیلی احساس من است"

        کاش قافیه مصراع دوم و چهارم مثل هم بود
        🙏🙏
        علیرضا بنایی
        ۷ روز پیش
        سلام و درود
        زیبا و دلنشین
        خندانک خندانک
        مصطفی دهقانی
        ۷ روز پیش
        به به روز مارا ساختید
        درودتان باد مرد شاعر
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0