سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        حلقه ی زلف یار

        شعری از

        باقر رمزی ( باصر )

        از دفتر دفترچه بغلی سیاه مشقهای من نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۲۳:۲۵ شماره ثبت ۸۵۰۶۲
          بازدید : ۴۸۶   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

         
         
        حلقه ی زلف یار
         
        عطر گل و بهار رفت قامت یار غار رفت
        گوشه ی چشم یار رفت وز دل ما نگار رفت
         
        سوسن و لاله خم شده ناله ی  زیر، بم شده
        شعر و شعور کم شده چون که زما وقار رفت
         
        از سرما سحر پرید مرغ شکسته پر پرید
        جان من و جگر پرید در پی آن تبار رفت
         
        حلقه ی زلف یار کو مهره ی برج مار کو
        در صدف آن شکار کو دردی شام تار رفت
         
        آیه به گوش من رسید جام شراب تن رسید
        دایه به داد زن رسید سوره ی ننگ و عار رفت
         
        آه من از شب آمده ناله به غبغب آمده
        جان به سر و لب آمده روح من از دیار رفت
         
        زمزم  و طور و تاج تو تب زده ام علاج تو
        سرو سهی و کاج تو نایب کردگار رفت
         
        چشم تو بی نظیر بود قطره ای در کویر بود
        پیر دلم صغیر بود مو پی جویبار رفت
         
        دختر رز عروس شد جلوه ای از جلوس شد
        گر چه کنون عبوس شد لیکن از این حصار رفت
         
        باقر رمزی باصر
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۰۹:۴۲
        خندانک خندانک
        علیرضا خوشرو
        شنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۰۰:۲۴
        سلام....
        درود بر استاد رمزی عزیز...
        بسیار زیبا بود و دلنشین...
        ......
        🌹
        محمد باقر انصاری دزفولی
        شنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۰۹:۴۱
        با سلام وارادت استاد بزرگوار
        همیشه
        طبعتان جوشا
        زبانتان گویا
        قلمتان نویسا
        دلچسب و زیبا شعری بود
        هزاران درودتان باد
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        يکشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۰۰:۲۸
        درود استاد عزیز
        دلنشین بود
        زنده باد 🌹🌹
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        6