سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 19 فروردين 1399
  • شهادت آيت الله سيد محمد باقر صدر و خواهر ايشان بنت الهدي توسط حكومت بعث عراق در سال 1359 هـ‌.ش
14 شعبان 1441
    Tuesday 7 Apr 2020
      یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

      سه شنبه ۱۹ فروردين

      مرگ عشق(غزل)

      شعری از

      م فریاد(محمدرضا زارع)

      از دفتر برگ آخر نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ ۰۱:۳۹ شماره ثبت ۸۱۷۶۹
        بازدید : ۵۵۰   |    نظرات : ۶۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

      مُد بود روزی عاشقی اما مُدش افتاد
      سردارِ عشق آهسته از اسب خودش افتاد...
       
      می گفت لابُد تا قیامت زندگی زیباست
      وقتی که له شد زیر پایش، "لابُدش" افتاد
       
      تا شهر معشوق خودش با دلخوشی پر زد
      آخر رسید آنجا ولی تنها کُدش افتاد
       
      مثل نمک با شورِ شیرین دل به دریا زد
      در حجله ی فرهاد یاد پِریودش افتاد
       
      می خواست با شعر و غزل پنهان کند غم را
      چشمش به خاکِ رویِ شعرِ تا شده ش افتاد
       
      عقل آمد و باقی نماند آنجا به جز شهوت
      معشوق گم شد در دلش یاد خودش افتاد
       
      آنقدر محوِ ساق پای خوش تراشش شد
      تا عاقبت از چشم پاکِ هُدهُدش افتاد
      (م. فریاد)
      ۲۰
      اشتراک گذاری این شعر
      ۵۱ شاعر این شعر را خوانده اند

      حمیدرضا گلشن

      ،

      میترا فرجی

      ،

      امیر علی علیزاده ( الف سکوت)

      ،

      مینا مرادی(ققنوس)

      ،

      مسعود میناآباد مسعود م

      ،

      زهرازیدآبادی(نازلی)

      ،

      حمیدنوری(احمد)

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      یدالله عوضپور آصف

      ،

      حمید میرزانژاد

      ،

      سمیرا_خوشرو

      ،

      ملیحه سجادی

      ،

      فاطمه اصفهانیان امیری ( فریماه )

      ،

      فروغ فرشیدفر

      ،

      حسین فیضی(نمکی)

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      مهدی نساجی

      ،

      طاهره حسین زاده (کوهواره)

      ،

      منصوره موسوی

      ،

      ابراهیم هداوند

      ،

      م فریاد(محمدرضا زارع)

      ،

      امیر مسعود شفیق

      ،

      آذر جهانی

      ،

      میم موسوی

      ،

      برین بهار

      ،

      شعله(م جلیلی)

      ،

      شریف شریفیان

      ،

      سودابه طهماسبی

      ،

      سمیِّه صباح ((گُلنار))

      ،

      علی کلان

      ،

      معصومه فیروزی کریانی

      ،

      محمد باقر انصاری دزفولی

      ،

      بتول رجائی علیشاهدانی(صنم)

      ،

      سیدمحمدطباطبایی

      ،

      سید احسان موسوی ( سام )

      ،

      کیمیاطولابی

      ،

      احسان کریمیان علی آبادی

      ،

      مهدی ملکی الف

      ،

      هدیه جعفری تفرشی(هدیه)

      ،

      ولی اله بایبوردی

      ،

      مرتضی قربان نژاد(واپسین)

      ،

      میناجونبخش

      ،

      لیلا دهقانی

      ،

      سید فتح اله هاشمی

      ،

      محمدرضا ملکی باتیس

      ،

      احمد

      ،

      ایمان اسماعیلی راجی

      ،

      ابراهیم سراج

      ،

      علیرضا غلامی (متا)

      ،

      زینب بویری (خزان)

      ،

      محمد سطوت پیکانی

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۲۰:۰۶
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و پر معنی است خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۴۴
      سلام استاد
      ممنون از شاگردنوازیتون
      در پناه حق باشید
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۲۱:۲۵
      درود استاد طباطبایی عزیز
      خیلی خوش اومدین  
      ممنونم از شاگردنوازیتون
      و کامنت انرژی بخشتون
      واقعیت اینه که حقیر، عشق رو حادثه ای ازلی و ابدی میان خالق و مخلوق میدونم که پیش میره و به شکلهای مختلف از جمله عشقهای زمینی ظهور میکنه بقول شمس تبریزی:
      عشق اگر بدنام گردد غم مخور
      عشق دارد نام و القابی دگر
      اگه روند عشق درست باشه و بر طریق حقیقت پیش بره، انسان رو به عنوان بر دوش گیرنده ی این امانت به سمت تکامل پیش میبره و نهایتاً به شکل یه عشق عمومی نه تنها نسبت به تموم انسانها، که نسبت به تموم جهان آفرینش متجلی میشه، یعنی هرچه انسان به قسمتهای بیشتری از جهان آفرینش عشق بورزه کاملتره، و چه زیبا استاد سخن_سعدی_ چهره ی اصلی عشق رو به تصویر کشیده در این بیت:
      به جهان خُرّم از آنم که جهان خُرّم از اوست
      عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

      حقیر، سعی کردم همیشه نگاهی آمیخته به طنز به عشق زمینی داشته باشم تا باور غلط \"عشق زمیتی تمام عشق است\" رو در ذهنها بشکنم، عشق زمینی یکی از هزار گوشه ی موسیقی زیبای عشقه، نه تموم اون!

      صد دشنه به دل کارد چون دست برآرد عشق
      صد باغ غزل رویَد هر دشنه که کارد عشق

      در محضر او باید دست از دل و جان شستن
      خوش باشد اگر تیری بر دل بنگارد عشق

      ابر نفَسش هردم از رحمت هستی پُر
      آدم به وجود آید بر خاک چو بارد عشق

      عمریست که با داغم می سوزم و مشتاقم
      داغی که به دل دارم بر دیده گذارد عشق

      بیگانه مرا هرگز با خویش مپندارید
      معشوق چو یک باشد بیگانه ندارد عشق

      میخانه نمی خواهد این نعره ی مستانه
      هرجا که دلی باشد فریاد بر آرد عشق... (م. فریاد)

      باز هم سپاسگزارم از حضور ارزشمندتون
      و اشعار زیباتون
      سایه تون مستدام
      زنده باشید استاد خندانک
      سیدمحمدطباطبایی
      سیدمحمدطباطبایی
      سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ ۱۲:۲۶
      درودتان شاعر گرانقدر جناب زارع عزیز و نازنین
      سپاسگزارم به مهر نازنین آشنائیتان موجب سرافرازیست،

      و اما عشق مقوله ایست که درین مقال نگنجد ، بسیار اندیشمندان در وصف و تبیین آن به عجز درماندند
      حضرت مولانا می فرماید:

      در نگنجد عشق در گفت و شنید

      عشق دریایی است قعرش ناپدید

      قطره‌های بحر را نتوان شمرد

      هفت دریا پیش آن بحری است خرد

      آنگونه که اگر بخواهیم در اوصاف عشق سخن رانده و ویژگی‌های آن را بشماریم، اگر صدها بار داستان خلقت از نو تكرار شده و هر بار قیامتی بر پا شود، باز شرح عشق به اتمام نرسيده و جاري و ساري است.
      که درین مورد باز حضرت مولانا می فرماید:

      شرح عشق ار من بگویم بر دوام
      صد قيامت بگذرد وآن ناتمام

      هر چه گویم عشق را شرح و بیان

      چون به عشق آیم خجل باشم از آن

      گر چه تفسیر زبان روشنگر است

      لیک عشق بی‌زبان روشن‌تر است

      چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت

      چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

      پس عشق را نمی‌توان توصیف و تبيين و تفسير کرد و نگاشت بلکه عشق وجهی ادراکی و شهودی است .

      به تعبیر این کمترین:

      تا بلیٰ گفتيم در روز الست

      عشق آمد بردل و جان ها نشست

      س -م -ط

      پس عشق به مفهوم علوي آن روشنگر باطن و راهگشاي طريق و شعشعهء ضمير است ، وديعه ايست فطري و لاهوتي كه فلسفه حيات فارغ ازآن متصور نيست.

      تا دعاکرد مرا مرشد میخانه ء عشق

      گشت آغاز به مهتاب شب افسانهء عشق

      چون به ظلمات نیابد دل ما آب حیات

      روشن راه شد اسکندر فرزانهء عشق

      س- م - ط

      ارادتمند
      سیدمحمدطباطبايي خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ ۱۳:۲۰
      درود استاد طباطبایی عزیز خندانک
      بله عشق چیزی نیست که در سخن بگنجه، بقول حافظ بزرگ:
      سخن عشق نه آن است که آید به بیان
      ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت

      تمام جهان
      بازتاب دو کلمه است: دوستت دارم
      (م. فریاد)

      جهان
      تجلّیگاه عشقیست بی پایان: میان ما و خدا
      ما در آغوش خدا به دنبال او می گردیم
      او در دلهای ما به دنبال خودش...
      (م. فریاد)

      هرکسی جنبه ای از عشق رو می بینه و تفسیر میکنه، مثل داستان فیلی که در اتاقی تاریک بود در مثنوی مولوی.
      حقیر هم از زاویه ای که می بینم آنچه از زبان الکنم بر می آید میگم، و چه بسا نادرست باشه و حقیقت چیزی دیگر.
      ای عدم از عشق تو آدم شده
      با الَم آمیخته عالم شده

      هر دو جهان بک وجب از کوی تو
      نیست شود هرچه به جز روی تو

      پهنه ی هستی همه آیات توست
      روح بشر بازدم ذات توست

      گر ملَکت سجده کند بر بشر
      یافته از عشق تو آنجا اثر

      سجده کند بر نفَس پاک تو
      ورنه بشر نیست بجز خاک تو
      (از مثنوی باد صبا_ م. فریاد)

      باز هم سپاسگزارم استاد از حضور ارزشمند و پربارتون خندانک
      حمیدرضا گلشن
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۰۷:۰۰
      درود جناب زارع عزیز
      قلمتون نویسا
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۴۵
      سلام غزلسرای توانا
      ممنون از حضور پرمهرتون
      در پناه حق باشید
      ارسال پاسخ
      امیر علی علیزاده ( الف سکوت)
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۰۷:۴۸
      بادرود
      شعرتان را بسیار دوست داشتم. حستان به دور از عام گویست. خندانک
      در این زمانه سرد عاشق شدن خیالیست
      بی ناز چشم لیلی این درد را دوا نیست
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۴۶
      سلام بر سکوت
      ممنون از حضور انرژی بخشتون
      و شعر زیباتون
      در پناه حق باشید
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۱۱:۰۸
      درود دوست شاعرم استاد زارع عزیز خندانک
      همواره از خوانش اشعار شما لذت وافر می برم با ارزوی موفقیت روز افزون خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۴۷
      سلام استاد نوری عزیز
      ممنون از حضور انرژی بخشتون
      و لطف همیشگیتون به این ناچیز
      در پناه حق باشید
      ارسال پاسخ
      مینا مرادی(ققنوس)
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۱۱:۴۱
      فکر کردم بشود عاشق شیدایی بود
      همچو نیلوفر مرداب تماشایی بود
      فکر کردم که چو قدیسه ی هر ایینی
      میشود در دل معشوق به زیبایی بود
      ان دم جنگ من و خون و تب ثانیه ها
      فکر تو پیش چه کس بود چه غوغایی بود
      مرگ بالین من دین من و دنیا بود
      در میان. دل من حیف چه رویایی بود
      سوختن رسم من شعله وش بی دین است
      ساختن با دگران وصله ی بی جایی بود
      خواستم زخم نبینی و به یغما نروی
      تهمتم دادی عجیب است چه یغمایی بود
      دور از چشم تو صد بار شکستم بی تو
      به امید نظرت بود چه دنیایی بود
      از همین دور تو را در بر خود میدیدم
      و امیدم به تو و لحظه ی می آیی بود

      درود استاد عزیزم
      بسیار.زیبا نگاشتید
      بداهه ای تقدیم شعر زیبایتان
      مانا باشید به مهر
      حسین فیضی(نمکی)
      حسین فیضی(نمکی)
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۲۹
      زیبا خندانک
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۴۸
      سلام بر ققنوس
      ممنون از حضور پرمهرتون
      و لطفتون به این ناچیز
      و سپاس بخاطر شعر زیباتون
      در پناه حق باشید شاعربانوی اندیشمند
      ارسال پاسخ
      یدالله عوضپور    آصف
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۱۲:۰۵
      استاد گرانسنگ درودبرشما
      غزلی بسیار پربار خلق کرده اید
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سبزی فروش کوچه می زد بانگ
      این روزها ایام ارزانی ست
      همراه سبزی یک سبد هم عشق
      هرکس بخواهد مفت و مجانی ست
      آصف
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۵۰
      سلام استاد آصف عزیز و دوست داشتنی
      ممنون از شاگردنوازیتون
      و لطف همیشگیتون به این ناچیز
      و سپاس بخاطر شعر بسیار زیباتون
      در پناه حق باشید
      ارسال پاسخ
      حمید میرزانژاد
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۱۲:۱۹
      درود برشما خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۵۱
      سلام آقای میرزانژاد گرامی
      ممنون از حضور پرمهرتون
      در پناه حق باشید
      ارسال پاسخ
      سمیرا_خوشرو
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۱۳:۵۰
      درودتان استاد گرامی،بسیارعالی بود🌹🌹🌹👏👏👏👌👌👌
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۵۲
      سلام استاد خوشروی گرامی
      ممنون از حضور پرمهرتون
      و لطف همیشگیتون به این ناچیز
      در پناه حق باشید
      ارسال پاسخ
      حسین فیضی(نمکی)
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۳۴
      خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۵۲
      سلام آقای فیضی گرامی
      ممنون از حضور پرمهرتون
      و لطفتون به این ناچیز
      در پناه حق باشید
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۱۹:۱۹
      سلام :
      درود بر شما استاد زارع بسیار عزیز ...
      تما م سروده هایت هدف دار و جانپسندند
      کاش اشاره شما به سلیمان نبی و هدهد و بلقیس گسترده تر میبود
      فعلا ............ خندانک
      ---------------------------------------- خندانک
      حقاّ که غـــــــــــــمت از تو وفادار تر است
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۸:۱۳
      سلام استاد میناآباد عزیز
      ممنون از حضور دلگرم کننده تون
      و لطف همیشگیتون به این ناچیز
      ببخشید اگه نارسا بود این شعر، البته میدونم که با وجود نارسایی شعر، شما متوجه شدید چی گفتم خندانک
      در پناه حق باشید
      ارسال پاسخ
      منصوره موسوی
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۰۹:۵۷
      درود بر شما
      و احسنت
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۸:۱۴
      سلام خانم موسوی گرامی
      ممنون از حضور پرمهرتون
      در پناه حق باشید
      ارسال پاسخ
      ابراهیم هداوند
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۶:۰۴
      درود جناب زارع عزیز
      غزل زیبایی خواندم و دوست داشتم بیشتر بنویسم اما بعلت ضیق وقت مختصری مینویسم و شاید کمی پراکنده...و از این جهت پوزش میطلبم.
      "مرگ عشق" غزلی است بر وزن "مستفعلن مستفعلن مستفعلن فَعلُن" بحر رجز مثمن محذوف. مضمون غزل اشاره دارد به عشقی که تا دیروز واقعی بود اما امروز فهمیدیم که اینطور نیست! و یا در تعبیری مناسب به ماهیت عشق می پردازد. "سردارِ عشق" استعاره ی ترکیبی است. عشق سرداریست که از اسب و اصل می افتد. گرچه این مضمون آشناست اما سبک و سیاق نوشتاری و تلمیح شاعرانه ی این غزل و ایضا محتوای آمیخته به طنز آن شاید مخاطب را بر سر دوراهی طنز و جد قرار میدهد. گرچه معتقدم طنز را باید همیشه جدی بگیریم. تلمیح در این غزل ذهن مخاطب را قرن ها عقب میکشاند و به یک داستان عاشقانه و یا ناعاشقانه ی تاریخی پیوند می زند تا چهره ی عشق در قرن ها پیش را، امروز به مخاطب نشان بدهد. عشق در اینجا باکره نیست. باز تاکید میکنم منظور ماهیت و به نوعی چهره ی واژه ی عشق است و به نوعی متقابلا هوس و شهوت را نشانه میرود. واژه ی "پریود" یا اصطلاح "پریودیک" بکارگیری نامتعارفی در این غزل ندارد بلکه چهره ی ناعشقی را نشان میدهد که دوباره و یا چند باره و این بار شاید مصلحتی اتفاق می افتد. "تکرار" وصله ایست که به عشق واقعی نمی چسبد.
      و اما در این معرکه رد پایی از عقل می بینیم که با توجه به مفهوم، کم رنگ است و در آخر معرکه وارد میشود که دور از انتظار هم نیست اما...اگر چه عقل اغلب دیر می آید اما همیشه تاثیر گذار است و ای کاش بجای "آنجا"..."اینجا" بود تا تاثیر چشمگیرتری داشت.
      برای ایجاد ارتباط بین "آمد" و "آنجا" نیاز است تا مخاطب کمی تامل کند. به عبارتی امروز دریافته است که عشق دیروز فقط هوسی زودگذر بوده است.
      ارادتمندم.
      خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۸:۱۹
      سلام استاد هداوند عزیز
      ممنون از حضور انرژی بخشتون
      و نقد و نظر ارزشمندتون
      مثل همیشه منصفانه و حکیمانه
      خیلی ممنونم که وقت میذارید و شعرها و نوشته های حقیر و بقیه دوستان رو با دقت میخونید و راهنمایی می فرمایید
      بی شک یکی از کسانی که همواره در ارتقای سطح کیفی آثار دوستانی مثل این حقیر، نقش مثبت و سازنده دارند شمایید
      سایه تون مستدام
      در پناه حق باشید
      ارسال پاسخ
      امیر مسعود شفیق
      شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۸ ۰۴:۰۰
      اگر کمی با ادبیات آشنا باشی ،
      با یکی دو دستخط میشود پی به داشته های نگارنده ان ببری.
      استاد زارع عزیز . خندانک
      سرود هایت را میخوانم و لذت میبرم ،
      ومیبینم که زلف گره خورده ات به گیسوان ابریشمین ادبیات فاخر فارسی
      چه زیبا جلوه گری میکند و خواننده را سر ذوق می آورد
      بمانی وبسرایی هماره از این دست
      سلامت باشی و پایدار . خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۰۰:۴۱
      سلام شاعر خلاق
      ممنون از حضور انرژی بخشتون
      و لطفتون به این ناچیز
      زنده باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر جهانی
      شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۸ ۰۷:۳۹
      درود استاد بزرگ
      چه زیبا و خواندنی
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۰۰:۴۲
      درود شاعربانوی با ذوق
      ممنون از حضور پرمهرتون
      و لطفتون به این ناچیز
      شاد باشید خندانک
      ارسال پاسخ
       برین بهار
      شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۸ ۱۳:۵۳
      درود
      میخواست با شعر و‌غزل پنهان کند غم را...
      مثل همیشه عالی خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۰۰:۴۲
      درود شاعربانو بهار
      ممنون از حضور پرمهرتون
      شاد باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      شریف شریفیان
      شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۱۷
      سلام درود استاد زارع عزیز
      غزلی بسیار زیبا
      به هر عشقی نتوان دل بست
      دست مریزاد ادیب توانا
      خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۰۰:۴۳
      درود استاد شریفیان دوست داشتنی
      ممنون از شاگردنوازیتون
      و لطفتون به این ناچیز
      زنده باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      سودابه طهماسبی
      شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۸ ۱۵:۳۹
      درود .
      خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۰۰:۴۴
      درود بر شما استاد
      ممنون از حضور پرمهرتون
      شاد باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      علی کلان
      شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۸ ۲۲:۲۶
      خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۰۰:۴۴
      درود آقای کلان گرامی
      ممنون از حضور پرمهرتون
      شاد باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      يکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸ ۰۹:۱۴
      قلمتان
      سرشار از شورواحساس است
      پایداروجاوید باشید
      شاعرواستادبزرگوار
      خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۰۰:۴۵
      درود استاد انصاری عزیز
      ممنون از شاگردنوازیتون
      و لطف همیشگیتون به این ناچیز
      زنده باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      يکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸ ۱۵:۲۷
      مد بود روزی عاشقی و بی قراری
      حالا شده دنیا غم و سوز نداری
      یک روز مجنون و غم لیلا و دوری
      یک روز فرهاد و جدایی های زوری
      یک روز رنگ عاشقی رنگ جنون بود
      پایان کار عاشقی یک سیل خون بود
      اما دگر قلبم نمیگردد پی عشق
      دیگر فروریخته است شالوده ی عشق

      بداهه ای تقدیم شعر زیبایتان
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۰۰:۴۶
      سلام شاعربانو
      ممنون از حضور پرمهرتون
      و لطف همیشگیتون به این ناچیز
      و شعر زیباتون خندانک
      شاد باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      بتول رجائی علیشاهدانی(صنم)
      يکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸ ۱۶:۵۵
      عالی درودتان باد استاد گرانقدر ناب و زیبا مثل همیشه
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۰۰:۴۷
      درود شاعربانوی اندیشمند و توانا
      ممنون از حضور انرژی بخشتون
      و لطفتون به این ناچیز
      شاد باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      سیدمحمدطباطبایی
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۱۱:۴۲
      درودتان استاد شاعر فرزانه جناب زارع نازنین
      غزل زیبایتان را خواندم و محظوظ شدم ، ولی مفهوم و بیان شاعرانه تان که بنوعی بیانگر دیدگاه نسل جوان به مقوله و مفهوم عشق است کمی هولناک بنظرم رسید ، به تعبیری یاد داستان شیخ صنعان حضرت عطار افتادم ، شاید تبیین وجه ظاهر و بعد جسمانی عشق درین روزگار یادآور همان تذکر حضرت مولانای جان است که فرمود :
      عشق هایی کز پی رنگی بود
      عشق نبود عاقبت ننگی بود
      لیکن نازنین استاد شاعرم به تعبیر این حقیر عشق مفهوم زادن و خلق آدمیست و رسالت انسان در درک معنی از آفرینش و مفهوم عشق به عنوان اکسیر خلقت و هستی است:

      با تو اي عشق جهان بوي شقايق دارد

      صبح از عطر تو صدها دل عاشق دارد
      م ط

      و یا:

      هیچ دانی که اگر عشق نباشد همه هیچ

      زندگی هیچ و جهان هیچ و همه عالم هیچ
      م ط

      عشق گوهر وجود است و درکش سر منشاء امید

      عشق یعنی عطر شب بو ها به خواب
      عشق یعنی عکس نیلوفر در آب
      عشق یعنی چکچک گنجشک مست
      عشق یعنی شب طلوع ماهتاب
      عشق یعنی آبی دریای پاک
      غلت غلتان موج ها در پیچ و تاب
      عشق یعنی در زلال چشمه سار
      می جهد ماهی به بازی با حباب
      گر به نومیدی دلت خاکستری است
      می شود رنگین دلت با عشق ناب

      ارادتمند شما
      سیدمحمدطباطبایی
      خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      مسعود میناآباد مسعود م
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۲۴
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸ ۲۱:۲۶
      خندانک
      ارادت دارم استاد میناآباد عزیز خندانک
      سیدمحمدطباطبایی
      سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۰۵
      درودتان نازنينم
      سپاسگزار و سرفرودم

      نگرش انديشمندانه تان به مقوله عشق و مثنوي پر مغز و محتوايتان سخت بدل نشست
      صلابت و محتوايش هم طراز و همسنگ مناجات معروف مخزن الاسرار حضرت جامي ( اي همه هستي ز تو پيدا شده )بود ، احسنت و حبذا و دستمريزاد خندانک خندانک خندانک

      آري نازنين دوست انديشمندم اين بحثي مطول است ، موضوع مباحثه آدمي از ازل تا ابد ، پس نيكوتر آنكه به مضمون منقول خودتان از حضرت خواجه حافظ الكتاب :

      ساقيا مي ده و كوتاه كن اين گفت و شنفت

      اميد كه گذر عمر مجالي دهد و سعادتي نصيب گردد تداوم مبحث حضورا به تلمذ محضرتان انجامد

      باقي بقا
      سايه سار مهرتان گستران
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸ ۲۰:۴۹
      درود استاد
      به این حقیر لطف دارید
      بله درست فرمودید مثنوی باد صبا بر وزن مخزن الاسرار نظامی هست
      می آموزم از شما و بقیه اهالی پرمهر سایت
      ممنونم از حضور پربارتون خندانک خندانک خندانک خندانک
      زنده باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      احسان کریمیان علی آبادی
      سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۱۱
      توانمندی شما در سرودن شعر باورنکردنیست
      شعرهایتان ارزش بارها خواندن را دارد
      درود بزرگوار
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸ ۲۰:۵۰
      درود آقای کریمیان گرامی
      ممنونم از حضور انرژی بخشتون
      و لطفتون به این ناچیز
      زنده باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی ملکی الف
      سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۲۴
      احسنت
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸ ۲۰:۵۱
      درود و آفرین بر شما غزلسرای اهل دل
      ممنون از حضور پرمهرتون
      شاد باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      هدیه جعفری تفرشی(هدیه)
      چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸ ۰۱:۰۲
      بسیار زیبا....دلنشین و چون اینه شفاف....قاصرم در چنین سرودنی...ولی بسیار اشنا با انچه مایه سرودن چنین شعری ست....بسیار بسیار ِلذت بردم...با ارزوی اینکه روزی از شاگردی در مکتب دوستانی چون شما زبان الکن شعر ما هم گشوده شود.
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸ ۲۰:۵۳
      سلام بر بانو هدیه عزیز
      ممنون از حضور انرژی بخشتون
      و لطفتون به این ناچیز
      شکسته نفسی می فرمایید شاعربانوی آیینه دل
      از شما کم نیاموخته ام
      شاد باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      ولی اله بایبوردی
      چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸ ۱۵:۱۷
      سلام و درود
      قابل تامّل
      دستمریزاد
      استاد ارجمند
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸ ۲۰:۵۴
      سلام و عرض ادب استاد
      ممنون از حضور پرمهرتون
      و لطفتون به این ناچیز
      زنده باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      سید احسان موسوی ( سام )
      حدود ۱ ماه پیش
      دست‌مریزاد بزرگوار
      بسیار زیبا و دلنشین
      سپاس‌ بی‌کران جهت نشر این سروده‌ی قابل تأمل خندانک خندانک خندانک
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      ۲ هفته پیش
      استاد لذت میبرم از شعرهاتون
      بسیار عالی
      مانا باشید
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0