سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 19 آذر 1398
  • تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي به فرمان حضرت امام خميني -ره-، 1363 هـ ش
14 ربيع الثاني 1441
    Tuesday 10 Dec 2019
      در نوشتن از آنچه دیگران نوشته اند ، نباید یاری خواست ،بلکه از جان و دل خویشتن است که باید یاری جست.ویکتور هوگو

      سه شنبه ۱۹ آذر

      سرباز

      شعری از

      زینب روزبهانی فر

      از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۱۰ روز پیش شماره ثبت ۷۹۱۹۳
        بازدید : ۱۲   |    نظرات : ۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر زینب روزبهانی فر
      آخرین اشعار ناب زینب روزبهانی فر

      سری دارم که پای دارش آروم و قرارش نیست
      بذاریدش بره بر باد موندن توی کارش نیست
      زبونش سرخه انگار خون عالم توی حرفاشه
      سکوتش لقمه ی سنگه که خیلی خوشگوارش نیست
      یه سری هست تو این سر که خون می شه با ابرازش
      یه شمشیره که جز تو فکر روز کار زارش نیست
      نفس هاش میله زندانه پیش شورش حرفاش
      یه اسب سرکشه که جز جنون چیزی مهارش نیست
      همون حلاجه که این روزها کمتر شده صبرش
      به جز یه حرف ساده راهی بین اون و دارش نیست
      یه حرفی هست که قبل از این سر اونو خیلیا گفتن
      انا الحقی که غیر از سنگ و خون در انتظارش نیست
      سری دارم که می جنگه فقط با واژه هاش این جا
      مثه سرباز تنها جز تفنگش هیچ کی یارش نیست
      ما پیروز کدوم جنگیم که یه عده هنوز از اون
      غنیمت می برن اما با ما جز زخمهای یادگارش نیست
      کسی که بار دنیا روی شونه اش مونده پایینه
      یکی بالا و بالاتر می ره که چیزی بارش نیست
      یکی تا شام می ره تا جهان خالی نشه از نور
      یکی هم پشت میزش جز توی فکر ناهارش نیست
      زمستون با زمستون سر رسید و عمرمون‌سر شد
      چرا با سال هامون اسم و رنگی از بهارش نیست
      ما دریاییم؛ یه دریایی که دورن قطره هاش از هم
      مثل منظومه ای که هیچ چیزش رو مدارش نیست
      من و تو حقمون این بی وقاری نیست اما خوب
      کسی که فکر نونه دیگه تو فکر وقارش نیست
      نمک پرورده ی اشکیم و قاتق می کنیم از خون
      اگه از ما نگیرن نون رو، اون هم اعتبارش نیست
      پر از فریاد ماهی هاست خواب بستر هامون
      تو خواب تفته مون حتا دیگه رویای بارش نیست
      به هر کس اومد از هر راهی دل بستیم و بیرا رفت
      به دریایی زدیم که هیچ نشونی از کنارش نیست
      تو دستامون فقط رویایی بود از سیب و فهمیدیم
      که از رویای ما تو آستین ها غیر مارش نیست
      نخواه از هر کی اسمش شد وفا کارش وفا باشه
      که ورزشگاه آزادی هم آزادی تو کارش نیست
      ۰
      اشتراک گذاری این شعر
      ۲ شاعر این شعر را خوانده اند

      زینب روزبهانی فر

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۸ روز پیش
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و جالب بود خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0