سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 18 آذر 1398
  • معرفي عراق به عنوان مسؤول و آغازگر جنگ از سوي سازمان ملل، 1370 هـ ش
13 ربيع الثاني 1441
    Monday 9 Dec 2019
      به کسی عشق بورز که لایق عشق تو باشد نه تشنه عشق ... چون تشنه عشق روزی سیراب می شود.ویکتور هوگو

      دوشنبه ۱۸ آذر

      پاییزان

      شعری از

      محمد شمس باروق

      از دفتر عارفانه نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۸۸۲۳
        بازدید : ۱۱۱   |    نظرات : ۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      آخرین اشعار ناب محمد شمس باروق

      برگ ها یک به یک ریختند، پاییزان شد
      بادو باران آمد هوا یک لحظه بهاران شد
      نیامدی تا بچینیم سیب سرخی از باغ
      که ماند بر سر آن شاخه تا زمستان شد
      گفته بودی می آیی،آخر من ماندم و... آه
      چقدر یک‌ شبه هوا سرخ و طوفان شد
      نیامدی باغ پدر زیر برف سفید گم شد
      نیامدی مادر من تنها و بی مهمان شد
      چقدرچشم ‌به در انتظار آمدنت ماندم
      گذشتن از من و رفتن برایت آسان شد
      آخر قصه‌ من وتو چقدر تلخ تمام شد
      آنچه از خدا نمی‌خواستم آخر همان شد
      سیب سرخ سر شاخه ماندخشک شد
      ناله ام در باغ ماندو زیر برگ پوشان شد
      هوا سردشد و میوه در درخت تنها ماند
      بی تو صورت سیب خشک بی جان شد
      دگر من ماندم و چشم یخ زده باغ بی رمق
      بعد ما این باغ خالی از برگ عریان شد
       
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بزرگوار
      غمگین و زیبا بود خندانک
      اعظم قارلقی
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۲ هفته پیش
      با غرض سلام
      همیشه
      بهترین ها را برای شما آرزو می کنم
      قلمتان مانا ونویسا باد
      شاعربزرگوار
      هزاران درود درود
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سیده نسترن طالب زاده
      ۲ هفته پیش
      درختها همه عریان شدند و آبان شد
      و باد آمد و باران گرفت و ـ.
      شعریست از سرکار خانم پانته آ صفایی بروجنی
      کاش مینگاشتید الهام گرفته از شعر فوقست ..که از مصادیق انتحال ادبی نباشد ..

      زیبا بود برادر گرامی
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0