سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 8 خرداد 1399
    6 شوال 1441
      Thursday 28 May 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        پنجشنبه ۸ خرداد

        تظاهر

        شعری از

        مصطفی رضائی

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ ۲۰:۱۳ شماره ثبت ۷۸۲۳۸
          بازدید : ۱۵۵   |    نظرات : ۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مصطفی رضائی

        دلم شکسته شد از این همه نفاق و ریا
        خدای من تو کجایی، بیا، بیا  و بیا
        به هر که روی نمودم، جمال او " احمد" 
        ولی چو نیک بدیدم، دلش چو سنگ سیاه
        به روی خود به تظاهر چو آفتاب صباح
        درون همه آتش، شرر و حقد و گناه
        کنار گیرد و آغوش بر کشد که بیا
        دو دست زیر قبا  دشنه ای برای تباه
        زبانشان همه شیرین، لبان  شکوفاخند 
        روایتش ز علی و حکایت از. بودا
        چنان به حذف حقیقت اراده شان جاری
        محمد و همه اولاد، حق کنند برپا
        به روز های محرم، سیاهپوش حسین
         برای کشتن ایشان،  چنان  عبیدلله
        رضا رضا و علی گو و یا حسین  حسین
         ولی به محضر  مامون  کمر کند دولا
        تمام کن سخنت مصطفا تو میدانی
        فقط ز  بهر منافق کنون دهند بها
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۸ ۰۰:۱۱
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود خندانک
        مسعود میناآباد  مسعود م
        شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۲۷

        این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
        کس نیست که این گوهر تحقیق نسفت

        هر کس سخنی از سر سودا گفتند
        ز آنروی که هست کس نمی‌داند گفت -------- خیام
        --------- خندانک
        سلام بر شما دوست گرامی
        اعظم قارلقی
        شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸ ۱۹:۵۰
        عرض سلام و درود
        عاااالی خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        وحيد سخايي
        شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸ ۱۹:۵۳
        آرزو میکنم برایت لبخند های ناگهانی و بی وقفه را وقتی که دل عاجز میشود از تکرار روزها و شب های پر از بغض ، آرزو میکنم برایت در پس تمام نرسیدن ها، نداشتن ها از یاد نبری رویاهای قشنگت را که هر تمام شدنی به معنای پایان زندگی نیست . . .
        درود بر شما سروده بسيار زيبايي بود .، لذت بردم ، قلمتان سبز🌹🌹💐💐
        محمدحسین برزکار
        يکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۸ ۱۳:۱۴
        باسلام ودرود مصطفی جان کلامتون شیوا وزیبابود درمصرع اول خدایه من توکجایی بیابیا خداهمیشه همه جاهست اون ماهستیم که بایدبسمتش بریم میشد اینگونه نوشت خدایه من تودست ماگیرویاری نما ولی درکل شعرتون زیبابود
        شهرام مودب
        يکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۴۹
        خدای من تو کجایی، بیا، بیا و بیا خندانک
        درودتان خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0