سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 6 اسفند 1398
    3 رجب 1441
    • شهادت حضرت امام علي النقي الهادي عليه السلام، 254 هـ ق
    Tuesday 25 Feb 2020
      قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

      سه شنبه ۶ اسفند

      معجزه

      شعری از

      سمیرا_خوشرو

      از دفتر عاشقانه های شبنم نوع شعر غزل مثنوی

      ارسال شده در تاریخ شنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۲۷ شماره ثبت ۷۷۲۴۳
        بازدید : ۷۲   |    نظرات : ۱۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر سمیرا_خوشرو

      #غزل_مثنوی
      معجزه
       

      با نسیمَش باغِ امّیدم دوباره جان گرفت!
      سرزمینِ خشکِ قلبم بوسه از باران گرفت!
       
      با طلوع چشمهایَش ماه دی خرداد شد!
      فصلِ یخبندانِ دل با گرمی اش پایان گرفت!
       
      در چمنزارِ دلم مانند آهوها دوید
      زندگی در بیشه ی تنهایی ام جریان گرفت!
       
      سینه ام آتشفشانی خسته و خاموش بود
      با محبّت وامی از گرمای تابستان گرفت!
       
      خواست با نورِ دلَش خورشیدِ اقبالم شود
      آسمانِ زندگی از بختِ بد طوفان گرفت!
       
      تک درختِ باغِ دل را ارتشِ سیلاب برد!
      سیبِ دارِ آرزو از سنگِ خارا تیر خورد!
       
      لک لکِ خوشبختی از ویرانه های من پرید!
      چشم های منتظر جز رنج و بدبختی ندید!
       
      برّه ی دشتِ دلم قربانیِ تقدیر شد!
      حسرتِ بوسیدنش بر قابِ دل تصویر شد!
       
      پشتِ دل را خشمِ غولِ بی کسی ها خاک کرد!
      خنجرِ نامهربانی سینه ام را چاک کرد!
       
      بارِ دیگر خشک شد سرچشمه ی عشق و امید!
      باغِ دل پژمرده شد، از عاشقی خیری ندید!
       
      ابرِ عاشق روز و شب بارید بر صحرای دل
      زد جوانه دانه ی پنهانیِ رویای دل!
       
      معجزه آمد... خدا هم عشق را بی مرز کرد!
      دامَنِ گلدانِ دل را عشقِ او سرسبز کرد!
       
      مینویسم روز و شب از شعله های عشقِ او
      دفترم آتش گرفت از جمله های عشقِ او!
       
      من زلیخا هستم و زندانیِ کنعانی ام!
      دوستَش دارم، اگر چه عاشقی پنهانی ام!
       
      #سمیرا_خوشرو_شبنم
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ ۲۲:۱۳
      درود بانو
      غمگین و زیبا بود خندانک
      سمیرا_خوشرو
      سمیرا_خوشرو
      چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۳۵
      درود سپاس بزرگوار
      ارسال پاسخ
      منوچهر منوچهری (بیدل)
      يکشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ ۱۷:۲۳
      بسیار زیبا سرودید احسند خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سمیرا_خوشرو
      سمیرا_خوشرو
      چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۳۵
      درود،سپاس گرامی
      ارسال پاسخ
      محمد خسروی فرد
      يکشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ ۱۹:۵۴
      درود بر شما
      بسیار زیباست
      خندانک خندانک خندانک
      سمیرا_خوشرو
      سمیرا_خوشرو
      چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۳۴
      درودتان سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد ( مسعود م )
      دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸ ۲۲:۰۳
      سلام

      _______________ خندانک
      سپاس که زیبا مینویسید بانو
      سمیرا_خوشرو
      سمیرا_خوشرو
      چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۳۴
      درود سپاس گذامی
      ارسال پاسخ
      عبدالامیر الهی(مسکین)
      دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸ ۲۳:۳۲
      درودها نثارتان باد
      بسیار زیبا سروده اید
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سمیرا_خوشرو
      سمیرا_خوشرو
      چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۳۳
      درودتان،سپاسگزارم بزرگوار
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0