سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

سه شنبه ۳۰ مهر

باران بهانه بود

شعری از

سیده نسترن طالب زاده

از دفتر آبی اثیری( کلاسیک) نوع شعر چهار پاره

ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۷۷۰۸۴
  بازدید : ۱۹۸   |    نظرات : ۲

رنگ شــعــر
رنگ زمینه

انسان بهانه بود، خدا اشک آفرید
باران بهانه بود، که عاشق کنی مرا!
از آیه های سرخ نجیبانه ی تنت
زیباترین شکوه شقایق کنی مرا

نیلی ترین سانحه ی موج می خزید
آغوش تو بر طپش کوهسار ریخت
در حله های وحشی بیتاب قله ها
پوشید وزن، صاعقه ی آبشار ریخت

در بند های آهنی دیر خسته شد
جولاهه ی حسرت فواره های نور
مریم ترین غزاله ی تندیس شعرها
مستانه رفت در کنف ابرهای دور

یلدا بهانه بود و برفی که بیدریغ
لبخند مهربان تو را برگ میزند
یا خاطرات آبی نُتهای خسته را
با گامهای اوج صدا برگ میزند

آوازهای شرقی محبوس محو شد
ویرانه های آتش تاریخ چشم تو
زیبایی عصاره ی شبرنگ قرنهاست
آرامش سکوت پریشان خشم تو

اسرار آسمان خدایان دروغ نیست
در رو به آشنایی لاهوت من گشا
نو شو، به عطر نابترین لحن نسترن
لبرا به بزم شعله ی یاقوت من گشا
۸
اشتراک گذاری این شعر

آموزش و نقد شعر

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1