سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 29 دی 1398
    25 جمادى الأولى 1441
      Sunday 19 Jan 2020
        * «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»آلبرت انیشتن

        يکشنبه ۲۹ دی

        یادت هست؟! (در قالب سروش)

        شعری از

        علی معصومی

        از دفتر غزل واره ها نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ ۱۳:۲۲ شماره ثبت ۷۶۲۶۸
          بازدید : ۱۲۱   |    نظرات : ۱۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        یادت هست؟!
        روزگاری که خانه ارزان بود
        روی هر چینه پر زقندان بود
        سفره در سفرها نمکدان بود
        خانه باغ قدیم یادت هست؟!
        ...
        آنطرف نغمه قناری بود
        این طرف تقُّ تقِّ گاری بود
        دشت لبریز چشمه ساری بود
        کوچه باغ قدیم یادت هست؟!
        ...
        روستا را درخت توتی بود
        شاخه ها را کمی بلوطی بود
        پشت بام و دوتا قروتی ۱ بود
        توت باغ قدیم یادت هست؟!
        ...
        قروت: کشک
        ....
        آشیان کلاغ زیبا بود
        بر درختی بلند بالا بو
        سنتی تر ز خانه ی ما بود
        سمت باغ قدیم یادت هست؟!
        ...
        دیگر او خانه ای نمی خواهد
        کشمش و لانه ای نمی خواهد
        یار و بیگانه ای نمی خواهد
        برج باغ قدیم یادت هست؟!
         
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ ۱۰:۲۵
        درود استاد عزیز
        بسیار زیبا و خاطره انگیز بود خندانک خندانک خندانک
        علیرضاوالیزاده
        پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ ۱۷:۰۳
        زیباست‏ ‏و‏ ‏دلنشین‏ ‏جناب‏ ‏معصومی‏

        بداهه‏ ‏تقدیمی~~~

        روزگار‏ ‏ساده‏ ‏ای‏ ‏را‏ ‏داشتیم
        دلبر‏ ‏و‏ ‏دل‏ ‏داده‏ ‏ای‏ ‏را‏ ‏داشتیم

        دوستان‏ ‏و‏ ‏اشنایان‏ ‏مهربان‏ ‏
        مثل‏ ‏والی‏ ‏زاده‏ ‏ای‏ ‏را‏ ‏داشتیم

        با‏ ‏مناجاتی‏ ‏همیشه‏ ‏رو‏ ‏به‏ ‏را
        کاسه‏ ‏ی‏ ‏پر‏ ‏باده‏ ‏ای‏ ‏را‏ ‏داشتیم

        پشت‏ ‏هم‏ ‏مانند‏ ‏کوهی‏ ‏استوار
        وقتی‏ ‏از‏ ‏دست‏ ‏داده‏ ‏ای‏ ‏را‏ ‏داشتیم
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ ۰۳:۱۹
        خندانک
        ارسال پاسخ
        همایون طهماسبی (شوکران)
        پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ ۱۷:۳۶
        درودتان جناب معصومی دوست فرزانه و گرانقدر
        بسیار زیبااااااا
        قلمتان جاری
        خندانک خندانک خندانک
        رضا زمانیان قوژدی خلو دخو
        پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ ۱۹:۲۶
        آری آن کوچه باغ یادم هست
        قارقار کلاغ یادم هست
        آن همه اشتیاق یادم هست
        طعم تلخ فراق یادم هست
        آن دو چشمان زاغ یادم هست
        کودکی هایمان چه زود گذشت
        سخت و آسان و هر چه بود گذشت
        همه سودا بدون سود گذشت
        شصت و هفتاد و این حدود گذشت
        ظرف روی اجاق یادم هست
        غیر از آن خاطرات چیزی نیست
        لقمه کوچک و لذیذی نیست
        نوکر و کلفت و کنیزی نیست
        ارزشش درهمی، پشیزی نیست
        آن همه اتفاق یادم هست
        #رضا_زمانیان_قوژدی
        بداهه تقدیم به استاد معصومی عزیز
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ ۰۳:۲۰
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ ۲۳:۲۲
        درود بزرگوار

        بسیار زیبا بود خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ ۰۳:۲۰
        سلام :

        به سراغ من اگر میآیید
        نرم و آهسته بیایید ، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من (سهراب)
        _____________ . خندانک

        درود
        حاج مهدی عاطف
        جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ ۱۰:۰۱
        خندانک خندانک خندانک
        مهدی سالوند (مهدی)
        جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ ۲۲:۳۳
        درود

        پاینده باشید

        خندانک خندانک خندانک
        نیلوفر (دختر پاییز)
        شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۸ ۱۳:۱۵
        درود استاد گرامی بسیاار زیبا خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمدعلی رضاپور(مهدی)
        سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ ۲۲:۵۴
        سلام و درودتان جناب معصومی عزیز!
        بسیار زیبا سروده اید.
        فِرِسته ی زیبایتان را می توان پنج شعر جداگانه در قالب سروش دانست؛ ولی اگر همه را یک شعر بپنداریم، آن شعر در قالب مسمّط خواهد بود؛ البته اگر قافیه ی مصراع پایانی در هر رشته، متفاوت با سایر رشته ها بود، شعرتان یک سروش پیوسته محسوب می شد.
        اثر زیبایی آفریده اید.
        باز هم درود
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0