سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        امید واهی

        شعری از

        برین بهار

        از دفتر شعرناب نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۵ تير ۱۳۹۸ ۱۷:۱۲ شماره ثبت ۷۵۲۰۶
          بازدید : ۲۶۵۴   |    نظرات : ۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر برین بهار

        دلم آشوب و حیرانم، ندانم 
        چرا یه لحظه هم یک جا نمانم
        که از اول مرا این قصه غم بود
         نصیبم از خوشی یک  آه و دم بود
        بسان روح سرگردانم انگار
        َو از افکار شوریده تلنبار
        نمی بینم  کسی را یار باشد
        یکی درگفتن ورفتار  باشد
        همه سر درگریبانند و خاموش
        وفاداری و یکرنگی  فراموش
        فقط شب از پی شبهای تاریک
        میان کوچه های تنگ و باریک 
        به یک  امید واهی  زنده هستیم
        نشستیم و نشستیم و نشستیم
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۸ ۲۳:۳۴
        درود بانو
        بسیار زیبا و غمگین بود خندانک
         برین بهار
        برین بهار
        دوشنبه ۱۷ تير ۱۳۹۸ ۰۰:۲۹
        درود به شما
        زیبا نگاه شماست سپاس از توجهتون🙏
        ارسال پاسخ
        احسان کشاورز
        يکشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۸ ۰۹:۱۱
        درود بر شما بانو بسیار زیبا سرودید قلمتان سبز و پایدار باشید
         برین بهار
        برین بهار
        دوشنبه ۱۷ تير ۱۳۹۸ ۰۰:۳۰
        درود و‌سپاس از توجه شما
        ممنون همچنین شما🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        همایون طهماسبی (شوکران)
        يکشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۸ ۱۳:۰۲
        درودتان
        زیبااا
        خندانک خندانک خندانک
         برین بهار
        برین بهار
        دوشنبه ۱۷ تير ۱۳۹۸ ۰۰:۳۱
        درود و‌سپاس🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1