سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 1 خرداد 1398
  • روز بهره‌وري و بهينه‌سازي مصرف
  • روز بزرگداشت ملاصدرا، صدرالمتألهين
  • آغاز محاصرة اقتصادي جمهوري اسلامي ايران توسط آمريكا، 1359 هـ ش
19 رمضان 1440
  • ضربت خوردن حضرت علي عليه السلام، 40 هـ ق
Wednesday 22 May 2019
    هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

    چهارشنبه ۱ خرداد

    برشیت

    شعری از

    سیده نسترن طالب زاده

    از دفتر "در محاق ئیل" نوع شعر سپید

    ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۳۵۱۱
      بازدید : ۲۰۷   |    نظرات : ۱

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه


    سفر
     پیدایشی دگرسانست
    روایت تلخ رویشی از عدم،
    در جست و جوی طلای خدایان
    به خوابی ژرف...

    از ماورای کهن، اینک
     در هجوم کنیسه های سرد
    با گراوه ی عطش، سرود تازه ای داشته باشم..
    از برجهای خون، در انزوای سکوت دشتهای برف
    رجعت سازهای عدن مرا به خویش میخواند که ایستاده باشم..
    باز
    کرانه های دریای تیبریاس، ابریق غروبنده ی مس، و اندام سربین کوهستانی شکسته
    در گدار صامت بلند آزادی
    و_آزادی_"، ای واژه ی همیشه سبز!
    الهگان شعر انگشتانت مرا از خویش میگیرد، که دویده باشم..

    تو را،
    اقیانوسْ ساحت مواج
     آبیگام شهوت سرزمین آهوها،
    ازآن دست
    ، که مردان موسیقی و شراب،
    _در معراج دیرنده ی آتش و آب_، دوست میدارم...
    در بندرگاه کبود چشمانت، لجه های شطح آسمان
    در رمه های اشک
     نشسته بر زانوان عبودیت خویش
    خیره بر انکسار افقهای بنفش اورشلیم
    آنگاه که حقیقت را از عشق میگیرند، با جام پسح آرمیده باشم..
    میتپم
    به لابه ی گرم جنگلهای منگرو،
    به اسارت عهد شب گیسوانم
    و خورشید و ماه، با جولان کهکشانهای بکر سینه ام
    ، که تو را سراییده باشم
    سوگند به طور
    به کتیبه ی شرح بیت المعمور
    "اِهیه اَشِر اِهیه"
    ،
    پروردگاران به گل نشسته ی اعصار را به سخره می گیرم
    ، اشباح ستیهنده ی لات و منات!
    در شکنجه ی شهید هر فوریه
    ، اهیه اشر اهیه
    بی توبه ای!
     در شبات.

    .
    .
    .
    (ابرها
    در غبار یخ آذین هر زمستان
    تاریخ را نقره فام گریسته اند
    تزویر شمع ها سیاه
    افسوس شمع ها، سپید!!...)

    .
    .
    .

    در آوردگاه گشن آهنگها
    از فراز تپه ی گنجشکها
    ، به کشف نگاه تازه ای از من اگر می آیی،
    بوی چوب و رُزهای وحشی را بینقاب تلاوت کن
    تا برای تو خوانده باشم

    در زخم تاج عشق
     با یادهای سرخ
    در حجم بینهایت عطری که هست،
    شاعوت را به شکوفه بنشینم
    و تو را،
    تو را ای شرافت موعود!
    بر لبهایم داشته باشم...
    ..

    سیده نسترن طالب زاده

    "از اشعار ترجمه شده ام به زبان عبری و  روسی"
    ۸
    اشتراک گذاری این شعر

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.