سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 22 آذر 1397
    6 ربيع الثاني 1440
      Thursday 13 Dec 2018
        من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

        پنجشنبه ۲۲ آذر

        بقایا

        شعری از

        باقر رمزی ( باصر )

        از دفتر دفترچه بغلی سیاه مشقهای من نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۶ روز پیش شماره ثبت ۶۹۵۱۷
          بازدید : ۳۲   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب باقر رمزی ( باصر )

         
         
        نتیجه تصویری برای خون
         
        بقایا
         
        يوسف اينجا حرم امن زليخاست بيا
        اين ندا از شكم مادر حواست بيا
         
        واعظان در شرف شهر همه منتظرند
        گرچه اين قاعدگي از همه
        پيداست بيا
         
        موعد وصل تو با ديده يعقوب كجاست ؟
        بي گمان در صدف گوهر فرداست بيا
         
        دم زنم من ز رداي تن ات اي سرو بلند
        خون معروف جگر در تو هويداست بيا
         
        آتش خشم مرا از لب جيهون مچشيد
        كين همان مائده ي خشك بقاياست بيا
         
        تا به آغوش تو من بار دگر سر بنهم
        اين تن آغوش خلاء وار و شكيباست بيا
         
        ار كه در درگه حق موعدت اين است برو
        ورنه اين جمعه  گل و لاله مهياست بيا

        باقر رمزي باصر
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۵ روز پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و جالب بود خندانک
        مجید شیاسی  مجید
        ۵ روز پیش
        سلام بسیارعالی درودبرشما
        حسین دیلم صالحی
        ۵ روز پیش
        سلام استاد رمزی
        چه زیبا سروده اید ماندگار باشید
        ار كه در درگه حق موعدت اين است برو
        ورنه اين جمعه گل و لاله مهياست بيا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        عشقِ فرهادست و دل شیرین زبانی می کند
        عقل هم در عشق او با دل تبانی می کند
        بلبلِ زارِ وجودم در تب وتابِ نگار
        زین همه اصرارِ ما او لن ترانی می کند
        بین که در فصلی خزان وسردیِ ایام هم
        با وجود عشق او، دل گلفشانی می کند
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        دم زنم من ز رداي تن ات اي سرو بلند
        خون معروف جگر در تو هويداست بيا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ماندگار باشید
        فائزه طاهری
        ۴ روز پیش
        استاد گرانقدر
        آفرینشتان چنان زیباست که مرا مجذوب خود ساخته
        درود های فراوان 👏👏👏👏👏🌺
        همایون طهماسبی (شوکران)
        ۴ روز پیش
        درودتان استاد رمزی گرامی
        بسیاااااااار زیبااااااااا
        خندانک خندانک خندانک
        شعله
        ۴ روز پیش
        کاری نکنیم چشم کسی تر گردد
        یا چشم خدا ز سوی ما برگردد

        ظلمی نکنیم لرزه به دل نندازیم
        شاید که دلی بی خبر از سر گردد

        سیلی به گلی به غنچه ای ننوازیم
        ای وای اگر که صورتی تر گردد

        دل را نکنیم راه عبور و گذران
        اینجا بنشین مسافرت برگردد

        مالی نخوریم از یتیمی و کسی
        شاید که زمین بی در و پیکر گردد

        مستی به ازین که قلب و جانی شکنیم
        هوشیار که دل شکست چون خر گردد


        شعله
        M.H.J
        شعله
        ۴ روز پیش
        خندانک خندانک
        کبری یوسفی
        ۳ روز پیش
        سلام استاد بزرگوار
        زیبا وعالی می سرایید
        درودتان
        ددپناه حق
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.