سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 4 اسفند 1397
    18 جمادى الثانية 1440
      Saturday 23 Feb 2019
        عقيده بازي ست كه به عقل نظم و نظام مي دهد.سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        شنبه ۴ اسفند

        حلوای حضورت...

        شعری از

        سعید فلاحی

        از دفتر مخاطب خاص... نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷ ۱۴:۵۱ شماره ثبت ۶۸۸۰۷
          بازدید : ۳۳۱   |    نظرات : ۱۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        حلوای حضورت...
        چه فرق می‌کند
        در کجایی
        چه می کنی
        در خانه باشی
        در خیابان
        یا در خوابی ناز
        عمر در گذر است
        چه فرق می‌کند
        در کجایی
        چه می‌کنی
        کنار پنجره
        درون اتاق خواب
        یا در تاکسی
        سرت کنار سر من است
        و حظ لمس نازکِ زیر پوشت در زیر پوست انگشت‌های من؛
        حلواتی می دهد به کام ام
        حلوای حضورت!
        عسل تن ات!
        شهد تن تو...
         
        سعید فلاحی(زانا کوردستانی)
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷ ۱۴:۰۶
        خندانک
        درود
        دلنوشته ی زیبایی بود خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ ۱۰:۳۲
        درود بر شما
        سپاسگذارم خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷ ۲۱:۰۳
        درود خندانک
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ ۰۰:۴۱
        درود بر شما خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدرضا کوزه گر کالجی
        يکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷ ۰۷:۰۰
        سلام
        درود بر شما که قلمی شیوا دارید.
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        يکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷ ۰۹:۲۲
        درود و ادب
        سپاس از لطفتون...
        خندانک
        ارسال پاسخ
        کبری یوسفی
        يکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷ ۰۸:۴۶
        سلام
        الهی قلمت خوش برقصدوسبز
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        يکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷ ۰۹:۲۲
        سلام و احترام
        مهربانو مهربانیتان مانا... خندانک
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        يکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷ ۱۴:۱۳
        خندانک
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ ۰۰:۴۱
        سپاسگذارم خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        دکتر محمد مهدی بخارائی
        يکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷ ۱۴:۵۰
        شهد دل انگیزی است.
        درود بر شما خندانک
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ ۱۰:۳۰
        سپاس
        پاینده باشید خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ ۰۰:۰۶
        خندانک خندانک
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ ۱۰:۳۰
        خندانک درود بر شما خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عظیم شفاعت
        سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ ۰۳:۵۳
        درود بر شما خندانک خندانک خندانک
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ ۱۹:۱۶
        درود بر شما
        پاینده باشید
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید فلاحی
        چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷ ۰۹:۳۱
        بر تخیل و زبان مهار بزنیم



        عنوان مجموعه اشعار : با تو بودن...
        شاعر : سعید فلاحی


        عنوان شعر اول : کابوس رفتنت
        آرام
        مثل جوجه از تخم
        سر در می آورم از زیر پتویم!
        سر می چرخانم
        کعبه ی تن بهار آلودت را
        زیارت میکنم
        و در دل میگویم:
        "عجب کابوس بدی!"
        دوباره کابوس رفتنت را دیدم

        نبودنت مرا از زندگی می ترساند!
        همانند همان جوجه
        که از نوازش های گربه می لرزد!.

        عنوان شعر دوم : چشمه
        من
        مثل یک پرنده پر می‌کشم
        مثل یک گلبوته
        به گل می‌نشینم
        و مثل تنهایی
        بزرگ و بی‌حجم ام
        و در پیرامون تو
        درخت میشوم تا تو تکیه دهی!
        و جوی آبی می شوم
        تا تن خستگی را
        از تن خسته ات بروبی
        و چشمه ای می شوم
        تا جرعه جرعه از من بنوشی...

        من هر آنچه که تو دوست داری می شوم...

        عنوان شعر سوم : حلوای حضورت...
        چه فرق می‌کند
        در کجایی
        چه می کنی
        در خانه باشی
        در خیابان
        یا در خوابی ناز
        عمر در گذر است

        چه فرق می‌کند
        در کجایی
        چه می‌کنی
        کنار پنجره
        درون اتاق خواب
        یا در تاکسی
        سرت کنار سر من است
        و حظ لمس نازکِ زیر پوشت در زیر پوست انگشت‌های من؛
        حلواتی می دهد به کام ام
        حلوای حضورت!
        عسل تن ات!
        شهد تن تو...
        نقد این شعر از : آرش شفاعی
        شعرهای «سعید فلاحی» شعرهای خاصی است و می توان به آیندۀ شعری او امیدوار بود؛ در این باره توضیح خواهم داد ولی مسأله این است که همین شعرهای خاص تا رسیدن به نقطۀ مطلوب، فاصله زیادی دارند. گفتم شعرهای خاص، منظورم شعرهایی است که در نگاه، تخیل و ساخت از بسیاری از شعرهای معمول روزگار ما متفاوت است. شاعر در این شعرها گاهی توانسته است زاویه دید تازه ای نسبت به جهان پیرامون خود پیدا کند و به همین دلیل این بخش ها از شعرهای شاعر، ما را به او و شعرش امیدوار می کند.
        این شروع خوب از شعر «کابوس رفتنت» که تخیلی خاص و زاویه دیدی غیرمعمول در شعر را نشان می دهد:
        آرام
        مثل جوجه از تخم
        سر در می آورم از زیر پتویم!
        یا این سطرهای شعر «چشمه»:
        مثل تنهایی
        بزرگ و بی‌حجم ام
        و در پیرامون تو
        درخت میشوم تا تو تکیه دهی!
        یا این بخش از شعر «حلوای حضورت» :
        چه فرق می‌کند
        در کجایی
        چه می‌کنی
        کنار پنجره
        درون اتاق خواب
        یا در تاکسی
        سرت کنار سر من است
        نشان دهندۀ این است که با شاعری متفاوت رو به روییم که اگر بر ذهن و زبان خود مسلط بشود و عشق و علاقۀ خود به زیاد حرف زدن و مطول کردن بی منطق شعرهایش را مهار کند، می تواند شاعری متفاوت و خوب باشد.
        بگذارید دربارۀ مسلط شدن بر ذهن و زبان هم مثال بزنیم و بگوییم شاعری که هنوز تخیل و زبان تربیت نشده ای دارد، چگونه می تواند به راحتی دستاوردهای شعرهایش را به باد دهد. مثلاً در شعر نخست بعد از آن شروع موفق در شعر، با این سطرها مواجه می شویم:
        سر می چرخانم
        کعبه‌ی تن بهار آلودت را
        زیارت می‌کنم
        و در دل می‌گویم:
        "عجب کابوس بدی!"
        دوباره کابوس رفتنت را دیدم
        این چند سطر در شعر اولاً کاملاً اضافه هستند. یکبار دیگر شعر را با حذف این سطرهای سست و اضافی بخوانیم:(البته با حذف آنهمه علامت تعجب بی دلیل)
        آرام
        مثل جوجه از تخم
        سر در می‌آورم از زیر پتویم

        نبودنت مرا از زندگی می‌ترساند
        همانند همان جوجه
        که از نوازش های گربه می‌لرزد
        می بینید که با یک شعر منسجم، دارای تخیل ممتاز و زبان خوب مواجهیم اما شاعر نتوانسته است علاقۀ خود را به زیاد سرودن و طولانی کردن شعر مهار کند در نتیجه نه تنها شاهد مطول شدن و اطناب در شعر هستیم، ترکیب های ضعیف و ناامیدکننده ای مانند «کعبۀ تن بهارآلود» هم وارد شعر شده است که باعث می شود شعر واقعاً از اوج به حضیض سقوط کند.


        منتقد : آرش شفاعی

        شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.
        لیلا طیبی
        ۲ هفته پیش
        درود بی پایان نثار حضرتتان استاد فلاحی گرام

        سلامتی و موفقیت شما را آرزومندم

        در پناه حق
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک

        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک

        در پناه حق

        خندانک
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        ۴ روز پیش
        درودتان

        خندانک خندانک

        خندانک خندانک

        خندانک خندانک

        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.