سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 24 آبان 1397
  • روز كتاب و كتاب‌خواني
  • روز بزرگداشت آيت الله علامه سيد محمدحسين طباطبايي، 1360 هـ ش
8 ربيع الأول 1440
  • شهادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام، 260 هـ ق
Thursday 15 Nov 2018
    من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

    پنجشنبه ۲۴ آبان

    خواب غفلت

    شعری از

    عظیم شفاعت

    از دفتر شعرناب نوع شعر مثنوی

    ارسال شده در تاریخ ۸ روز پیش شماره ثبت ۶۸۷۴۲
      بازدید : ۴۸   |    نظرات : ۹

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر عظیم شفاعت

    شُدم اَندر سرای شادمانی 
    که جویم راه و رسم زندگانی 
     
    فلاکت در سرایم موج میزد 
    زِ دردِ زندگی در اوج میزد 
     
    بسی گَشتم که جویم راه از رَه 
    در این بی راهِه رَه دیدَم که گمرَه 
     
    شُدم گُمرَه درونِ زندگانی 
    نجُستم رَه کُنون چونان که دانی 
     
    رَه گُمراهیم هَموار دیدم
    به چَشمِ بَسته این رَه را دویدم 
     
    گمان کردم که راهم اینچنین است 
    نَدانستَم که شیطان در کمین است 
     
    دلار آمد به دستانم شناور 
    فراموشَم بِشُد آن حَیّ داور 
     
    فُزون شد مال من جانِ برادر
    فَقیران را شدم آقا و سرور 
     
    فراموشم بِشُد آن زندگانی 
    شُدم شیدا کنون در زندگانی 
     
    بَسی چون قَرّه در اموال گشتم 
    مثال بره ای پروار گشتم
     
    نبودَم بره چون کفتار بودَم 
    بَسی قافل زِ این گُفتار بودم
     
    که دنیا را حقیقت اینچنین است
    حسابَت با کرامَ ال کاتبین است 
     
    بِمانَد مال و ثروت ای برادَر 
    نَبرُدی جُز کُفَن با خود تو بهتر
     
    زِ خوابِ غفلطم بیدار گَشتَم 
    بَسی دَر سوگِ تنهائی نشستَم 
     
    نگَه کردَم هَمی بَر زندگانی 
    مُرورَم شُد چو اَحوالِ جوانی 
     
    بدیدَم حالیا گُم گُشته ام مَن 
    دَر این وادی هَمی سَر گشته ام من 
     
    نَدارَم مَن زِ نیکوئی نشانی 
    نَدادَم تِکه نانی بَر جوانی 
     
    بجز خود مَن کَسی را چون نَدیدَم 
    فقیران را به زیرِ پا کشیدَم 
     
    ندارَم مَن زِ مَردی چون نشانی 
    چو مَن گُمرَه شُدَم دَر زندگانی  
     
    کنون بیدار گشتم من زِ غفلط 
    خدایا کُن مدد یا رب عنایت 
     
    شبی از مال و ثروت پاک گشتم 
    به راه توبه درگاهت نشستم  
    ۲
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
    ۸ روز پیش
    کنون بیدار گشتم من زِ غفلت
    خدایا کُن مدد یا رب عنایت .......................... خندانک
    عظیم شفاعت
    عظیم شفاعت
    ۷ روز پیش
    سپاسگذارم بانو
    ارسال پاسخ
    عباسعلی استکی(چشمه)
    ۷ روز پیش
    درود بزرگوار
    آموزنده و بسيار زيباست خندانک خندانک خندانک
    سعید چرخچی
    ۸ روز پیش
    عالی بود
    قلمتان سبز خندانک
    کبری یوسفی
    ۷ روز پیش
    درود بزرگوار
    خداقوت برقرا ر باشی
    زیبا بود خندانک خندانک
    مجید اسکندری
    ۷ روز پیش
    آموزنده بود..درود خندانک خندانک خندانک
    عظیم شفاعت
    عظیم شفاعت
    ۷ روز پیش
    درودتان جناب اسکندری خندانک
    ارسال پاسخ
    لمیا سبتی پور (صحرا)
    ۷ روز پیش
    سلام ودرود بزرگوار
    بسی گشتم که جویم راه از ره
    بسیاااااارررر عالی خندانک خندانک خندانک
    خندانک
    عظیم شفاعت
    عظیم شفاعت
    ۷ روز پیش
    سپاسگذارم بانوی گرامی خندانک


    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.