سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 2 شهريور 1398
  • آغاز هفته دولت
24 ذو الحجة 1440
  • روز مباهله پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله، 10 هـ ق
Saturday 24 Aug 2019
    هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

    شنبه ۲ شهريور

    مترسک

    شعری از

    ایمان نوش آذری

    از دفتر شعرناب نوع شعر هایکو

    ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ ۰۰:۰۶ شماره ثبت ۴۴۲۲۱
      بازدید : ۵۰۲   |    نظرات : ۲۳

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر ایمان نوش آذری
    آخرین اشعار ناب ایمان نوش آذری

    آنقدر در مزرعه ماندم
    خیالم برد صاحب آنم
    مترسکم
    کودنِ مغز پوشالی......
    ۴
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ ۱۴:۰۵
    درود گرامی
    کوتاه و زیباست خندانک خندانک خندانک
    ایمان نوش آذری
    ایمان نوش آذری
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۱:۴۱
    خندانک
    ارسال پاسخ
    حسين زرتاب
    چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ ۰۳:۰۶
    سلام و سپاس دوست ارجمند

    قلمتان همواره پویا
    ایمان نوش آذری
    ایمان نوش آذری
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۱:۴۱
    خندانک
    ارسال پاسخ
    ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
    چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ ۰۸:۰۳
    جناب آقای نوش آذریِ غزیز، سلام علیکم.
    ................................................................
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    ایمان نوش آذری
    ایمان نوش آذری
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۱:۴۱
    سلام بزرگوار
    ارسال پاسخ
    صفیه پاپی
    چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ ۰۸:۴۷
    ................... خندانک خندانک خندانک .......................
    درود همشعر خوبم خندانک
    زیباااا بود خندانک خندانک خندانک
    مترسک می تواند نماد تنهایی، دانایی، درماندگی، عشق و سکوت و ...هم باشد
    سپاس بابت انتشار آن خندانک خندانک
    ..................... خندانک خندانک خندانک .........................

    هدیه به اهالی خوب شعر ناب:

    جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: «بین شما کسی هست که مسلمان باشد؟»
    همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد. بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت: «آری من مسلمانم.»
    جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا. پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند. جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که می‌خواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد. پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد.
    جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید: «آیا مسلمان دیگری در بین شما هست؟»
    افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را به قتل رسانده نگاهشان را به پیش‌نماز مسجد دوختند. پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت: «چرا نگاه می‌کنید؟ به خدا قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمی‌شود!»
    ایمان نوش آذری
    ایمان نوش آذری
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۱:۴۱
    خندانک
    ارسال پاسخ
    وحید کاظمی
    چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ ۰۹:۰۷
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    درود بر شما
    ایمان نوش آذری
    ایمان نوش آذری
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۱:۴۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    مریم صفری
    چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ ۱۲:۱۱
    و من مترسک ساده کنار جالیزم
    که از شکوه حضور کلاغ لبریزم
    کلاغ دلبر من دور می شود زین جرم
    که من مترسک ساده کنار جالیزم

    بداهه..مریم صفری
    تقدیم
    ایمان نوش آذری
    ایمان نوش آذری
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۱:۴۲
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    هاوارِ هَه لوی
    چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ ۱۳:۲۲
    سلام
    دستمریزاد خندانک
    ایمان نوش آذری
    ایمان نوش آذری
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۱:۴۲
    خندانک
    ارسال پاسخ
    ایمان نوش آذری
    چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ ۲۲:۱۲
    خندانک
    محمد رحیم کاظمی
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۰۸:۳۵
    سلام
    کوتاه و زیبا
    دستت درد نکنه خندانک خندانک خندانک
    ایمان نوش آذری
    ایمان نوش آذری
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۱۶:۲۰
    خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود احمدی
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ ۱۳:۵۴
    درودی دگر باره بر شما...
    دست مریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک


    بیتی از آخرین سروده ام :

    یک شب دوباره خشم خود را جار خواهم زد !

    در ناف « تهرانسر » خودم را دار خواهم زد !
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0