پنجشنبه ۱۴ فروردين
ملهم از شعر(تاوان) شعری از
از دفتر غربت موهوم نوع شعر
ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۴۲ شماره ثبت ۴۳۸۲
بازدید : ۹۵۵ | نظرات : ۲۸
|
|
به من نزدیک نشو! قائم به عقلی نیستم! یک برجِکِ جادویی ام خالی و پوشالی ام! در عصرِ آهن! در فراقِ فخرِ آهن آبستنِ عریانی ام!! بر گُسَل های فرتوت اسکلت رقصانم و عصیانی ام! من در ذهنِ سایه ی خشکِ زمان زندانی ام! شرور و نادانم اگر من بقایای حماقتِ گُسل های فقیر از کانی ام!! به نظاره ام نشسته ای چرا؟ ننِشین! با طلوع خود، بگشای پنجره ی خسته ی هویتِ من! آیا من پژواکِ باور های کهنه ام؟! گر چنین ست: پس بیا تار های باورم، کن استحاله!؟ می توانم روی پای خود بایستم؟ به من نزدیکِ شو! نزدیکِ شو! سنگِ من در حسرتِ طنازِی ی تیشه ست! و ریشه ی انسانی ام در به در وای! تشنه ی اندیشه ست! بازیچه ی غرایضم! زاده شده ی لذّتَم! قربانی ی یک، جانی ام!؟ من هوَسَم! یک هوسُِ بی نفسَم! یابنده ی هشیاری ام! طالبِ دردهای گسَ! اما اما منجمِد بر صفحه ی آهک اندودِ زمان لا علاج در چنگِ آن بیماری ام!! به من نزدیک نشو! نزدیک نشو!... *** پژواره 11/5/90 ======= ملهم از شعر (تاوان) خانم سارا چگنی زاده.
|
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.