سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        رویا

        شعری از

        مهدی میلانی راد

        از دفتر شعرناب نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۴ ۱۱:۲۶ شماره ثبت ۴۰۶۸۵
          بازدید : ۵۴۹   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهدی میلانی راد
        آخرین اشعار ناب مهدی میلانی راد

        این روزها با روزهای هفته آشنام
        می دانم کدام روز باید بمیرم و کدام روز انتظار مرگ را بکشم
        این روزها در هر گوشه شهر تورا میبینم
        طرح صورتت را در پیچ و تاب ابرها
        گونه های سرخت را در برگ های ترسان پاییزی
        قدم زدنت را در تاتی های مرغ های مهاجر 
        گیسوان سیاهت را در سایه ی وزش نسیم قبل از طلوع
        و چشمانت را....
        آه
        فراموش کن هرچه گفتم
        این روزها در هر گوشه شهر چشمانت را میبینم
        این روزها که میبینمت نمیدانم رویایی یا واقعیت
        اما در هر صورت سرم را پایین می اندازم
        حتی در رویا هم تورا مال خود نمیدانم
        آنقدر کامل و بی عیبی که هرچه بیشتر از نزدیک می بینمت
        بیشتر احساس دوری میکنم
        میترسم آخر روزی برسد که با دیدن پلک هایت از رویا هم محو شوی
        این روزها بیش از حد با رویا میخوابم
        همه چیز را رویا میبینم
        اما این را به پای هرزگی چشمانم مگذار
        چون که من تو را فقط با چشمان بسته میبینم
        وقتی که پلک هایم به سمت رویاس
        همیشه این جمله را زمزمه میکنم:
        "معلوم است که دوستت دارم، خیلی هم زیاد"
        اما هنگام بیداری این جواب بی سوال لبخندم را محو میکند
        کاش روزی برسد که در بیداری از من بپرسی
        آن وقت با تمام وجود لبخند میزنم و میگویم:
        "معلوم است که دوستت دارم، خیلی هم زیاد"
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        بهاره ترابی (بهارنارنج)
        جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۹۴ ۲۲:۲۷
        آفرین خیلی زیبا بود خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1