يکشنبه ۱۷ فروردين
پرواز( برای مهمان!) شعری از
از دفتر غربت موهوم نوع شعر
ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۶ تير ۱۳۹۰ ۰۲:۲۸ شماره ثبت ۳۶۴۵
بازدید : ۹۸۸ | نظرات : ۳۱
|
|
به چهِ دل کرده ای خوش یارِجانی؟ به جانم، یا که مالم، یا جوانــــی؟ جوانی شد فنا، از بی وفایــــــــی! و جانم پر گرفت از بی دوایـــــــی! اگر سرمایه را کردی بهانـــــــــــه، رِیالی هم نبودم، در خزانــــــــــه! اگر باز عاشقِ فـــــــــریاد و دردی، و می خواهی به دنبالم بگــــردی، به دنبـــــــالِ دو بالِ مرمرین باش! نریز اموالِ خود را جیبِ کفــــــاش! نشین و هی بگو ای وای و، ای کاش! رها کن خویشِ را از بندِ خشخــاش!؟ *** پژواره *** تقدیم به مهمانی که در شعر قبلی خود را دوست! معرفی کردند ولی از نوشتن نام خود، خود داری فرمودند. امیدوارم این بار شهامت معرفی ی خود را دشته باشند...
|
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.