پنجشنبه ۱۴ فروردين
بازگشت! شعری از
از دفتر غربت موهوم نوع شعر دلنوشته
ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۲ ۱۷:۲۸ شماره ثبت ۱۳۵۸۲
بازدید : ۸۶۵ | نظرات : ۲۹
|
|
مرا،
کجای آن چشم ها
گم کرده ای که با لب هایم پیدا
نمی شوی!
چرا دیگر - مرا -
- با - بهارِ ابروانت
نمی خوانی - تا - در
تابستانِ دلت استحاله شوم.!.
- من - کِه
گیوِ بی چُون وَ چرایِ ماهت،
و نترسکِ مترسِ نگاهت بودم؟...
* * * * *
در
"ماکیاولِ" چشم هایت
لویی ی شانزدهم شدم؛
می خواهم،
کریم خانِ خانه ی - خود - باشم!
* * * * *
پ.ن:
هفتاد و دو " سر" را در
هفت ثانیه گیج خوردم!
***
- ...... -
|
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.