سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 18 بهمن 1401
    17 رجب 1444
      Tuesday 7 Feb 2023

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        سه شنبه ۱۸ بهمن

        ( سجاده ی آهت.....)

        شعری از

        افروز ابراهیمی

        از دفتر " پدر " نوع شعر رباعی

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۱۶۲۸۵
          بازدید : ۸۵   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر افروز ابراهیمی

        باران تو بر چتر من و ناز نگاهت
        لبخند من و اخم تو در صورت ماهت
        چندین غزل و شعر تر از خاطره هائی
        رفتن به غم و تنگی دل کیست پناهت؟ 
        ............................. 
        هر چند بهار آمده در فصل نگاهت
        ابری شد و باران زده بر صورت ماهت
        زرینه ی چشمان تو نیلوفر مرداب
        جز سایه من هیچ نگردید پناهت
        ..................... 
        مژگان تو ناوک زده از چشم سیاهت
        بر قلب من افتاده ترک تیر نگاهت
        آسان رود از دل به نظر دیده خاموش
        مهتاب وشی شب برسانم به پگاهت
        .......................... 
        لجباز ترین حالت دلدادگی بن بست به راهت
        آتش زده بر خرمن گیسوی من آن ساقه کاهت
        ای کاش که بر قبله نخوانند نمازی به ره عشق
        تا پنبه شود کوه بر این ناله و آهت
        ........................................ 
        از چشم من آنگونه عسل ریخته بر جام نگاهت
        مغرور ترین دختر شهر آمده بودست به راهت
        بر شور و شرم خرده گرفتند خلایق به چه لایق! 
        صد بار بگفتم که نخوانید نماز با تب آهت
        ........................... 
        امروز که افتاده ام از عرش بگو چیست گناهت؟ 
        قاضی نشود بین تو و عشق کلاهت
        افروختم  از سوختنم دود بیفروخت
        بر خاک من اینک بگذر نیست کراهت
        ............................ 
        دارم عجب از عشق دروغین تو با سردی آهت
        چون یار وفادار بدم کشت مرا نقش گناهت
        گفتم که برو باز نشست قبله بدین عشق
        آخر تو شدی رهگذر سنگ مزارم سر راهت
        .......................................... 
        از آه تو افغان من اینگونه وقاهت
        شب های زمستانی و ابروی سیاهت
        چون دختر کبریت فروش اشک بلغزید
        دیگر برو خوش باش تو در بزم رفاهت
        ............................ 
        هر بار ازین کوچه گذر کردی دلم گشت تباهت
        چون لشکر چنگیز مهاجم شده جان سوی سپاهت
        ای سنگ دل از حال پریشان تو چه دانی؟ 
        با تیشه زدی ریشه به این بذر گیاهت
        ........................... 
        ای عشق ندیدی که شدم خاطره خواهت
        با حسرت دلتنگی همه گاه به گاهت
        عمرم به فنا رفت برو خوش به مرامت
        آن حسرت دیدار من از چنگ نگاهت
        ................................ 
        یک بار نیامد که بگوید شده ام خاطره خواهت
        یا نامه نویسد به پر کفتر جلدی سر راهت
        از خویش به خویشان گله بردن سببی نیست
        آگه نشود حال تو را هیچ کسی عمق نگاهت
        .............................. 
        با یار دگر هم قفسی گشت امان از دم آهت
        بی مرهم دردی که زند زخم سیاهت
        این دل دگرت دل نشد و هم نفسی نیست
        بشکست مرا بال و پرم جرم و گناهت
        .................................. 
        ناکام بخسبیدم و آغوش کسی بود پناهت
        امشب شده صد سال و خبر نیست پگاهت
        انگار شدم خانه خرابت به خدا سوخته جانم
        ویران شده این زیستنم بر سر سجاده آهت
        ................................ 
        صد سال اگر باز نشینم سر راهت
        یلدا شب تو نیست به جز چهره ماهت
        تنهائی من قسمت و تقدیر سرشتند
        از عهد ازل تا به ابد بخت سیاهت
        ............................... 
        شهزاده نبودی نظرم رفت به شاهت
        با اسب سپید آمده بودی که شوم رام رفاهت
        آن استر لنگ کور شد و رفت ازین دشت
        از گرگ بیابان نهراسم که شدم دلو به چاهت
        ................................ 
        خواهم قلمی ساخته فریاد برآرم به گواهت
        بی بخت بخفتیدی و بر باد برفت عمر تباهت
        از قصه پر غصه تو هر چه نویسم مددی نیست
        در عشق مجویند و مپرسند به جز خاک گیاهت
        .................................... 
        افروز ابراهیمی _ افرا
        آبادان 
        سه شنبه شب   ساعت نوزده
        13 / 10 / 1401
         
         
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود
        جالب و زیبا بودند خندانک
        افروز ابراهیمی
        افروز ابراهیمی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و عرض ادب جناب استکی بزرگوار
        سپاسگزارم
        زیبانگر هستید
        در پناه حق تندرست باشید
        ارسال پاسخ
        شاهزاده خانوم
        حدود ۱ ماه پیش
        زیبا بودند خندانک
        ای کاش از شانزده تا رباعی سه الی چهار تا شو پست می‌کردید تا با دقت خونده بشن خندانک خندانک و زیبایی اثر بیشتر دیده شه.. خندانک
        درود و موفق باشید خندانک
        افروز ابراهیمی
        افروز ابراهیمی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و عرض ادب بانو شاهزاده گرانقدر
        سپاسگزارم
        بله حق باشماست
        کمی طولانی و خسته کننده شد
        ان شاالله در اشعار بعدی مدیریت خواهم نمود
        ممنونم از پیشنهادتون
        در پناه حق تندرست باشید
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بینا)
        حدود ۱ ماه پیش
        زیبا و قابل تحسین سرودید
        درود بر شما

        با شاهزاده خانم موافقم
        کمی طولانی بود خندانک
        زهره دهقانی ( شادی)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود بانو ابراهیمی
        زیبا سرودید👌👌👌
        لذت بردم از قلمتان💐💐💐
        قلمتان نویسا
        بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)
        ۲ هفته پیش
        درود و عرض ادب و ارادت مهربانوی ادیبم
        بسیار زیبا
        لذت بردم خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0