سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 5 خرداد 1401
    26 شوال 1443
      Thursday 26 May 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        «وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ * وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ»

        پنجشنبه ۵ خرداد

        دختر سگباز

        شعری از

        رضا رضوی تخلص (دود)

        از دفتر طنز نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۰ ۱۷:۴۸ شماره ثبت ۱۰۵۶۴۱
          بازدید : ۲۰۸   |    نظرات : ۱۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر رضا رضوی تخلص (دود)

        عاشق دختر سگباز سخیفی شده ام
        عجبا بین که حریف چه حریفی شده ام
        مادرم شاد ، که آخر ز پس نذر و نیاز
        عاشق خسته دل ، دخت شریفی شده ام
        جای سگ را چو بگیرم بر آن یار عزیز
        صاحب همسر زیبای ردیفی شده ام
        نصف آن سگ نبود خرج منی که همه عمر
        نان خشک سق زده و زار و نحیفی شده ام
        جالب اینجاست پس از آنکه سرم خورد به سنگ
        واقف نکته ی حساس ظریفی شده ام
        من تلاشم شده تا جای سگی را گیرم
        تا کجا آدم بی قدر ضعیفی شده ام
        من که انسانم و اشرف به خلایق اما
        هم ردیف شپر ناز نظیفی شده ام
        دود شد عشق من و دختر سگباز ولی
        بعد او صاحب احساس لطیفی شده ام
        با عرض معذرت از محضر دوستان عزیز سروران معظم آقایان محسن  ابراهیمی ، مهرداد مانا و محمد قنبرپور  و سایر اعزه که به علت دادن صفات ناروا به عالیجناب سگ در این اثر باعث آزردگی خاطرشان گردیده ام  جهت دلجویی  از دوستان عزیزم و احترام به نظر مبارکشان شعر را به این صورت اصلاح نمودم امید است عالیجناب سگ نیز از ما کینه ای بدل نگرفته و منبعد پاچه ی ما را نگیرند
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۳۸
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود خندانک
        حمید غرب
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۰۸:۱۱
        بسیار شیرین و نکته پرداز

        قلمتان خاص و گیراست جناب رضوی عزیز

        کلامتان شیرین و گفتارتان عسل
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۰۹:۲۲
        بسیاردزیبا .
        نوعی واقعیت زندگی برخی ها.
        بسیار عالی
        علاقه مند بودم تا انتها شعر را بخوانم.
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        محسن ابراهیمی اصل (غریب)
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۱۲:۲۲
        درود بر استاد رضوی شاعر توانمند وقلم شیرینش
        ارادت دوست🙌
        قلم طنازتان همیشه دلنشین می نگارد و من هم خیلی دوستش دارم
        این شعر هم زیبا و جذاب است
        فقط به نظرم کمی در مورد صفت سگ کم لطفی کردید حیف این حیوان دوست داشتنی است خندانک
        سارا رحیمی
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۳۳
        درود بر شما بزرگوار
        بسیار زیبا وعالی بود جناب رضوی
        نویسا قلم شما
        خندانک خندانک خندانک
        تخلص(بانوی بهار)
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۱۴:۰۴
        بسیار زیبا خواندم این قلم را
        آفرین خندانک خندانک
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۱۴:۱۴
        سلام هرچند سگ رو کثیف نمی دونم ولی از قلم طناز شما محظوظ شدم و شعر را برای بچه هامم خواندم همه سلام دارند
        محمد قنبرپور(مازیار)
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۱۴:۲۵
        سلام شعر طنازانه ای خواندم
        جسارت در محضر شما بزرگان کار صحیحی نیست.
        اما واقعیت همانقدر که از ابتدای شعر خنده ای حین خواندن شعر بامن همراه شد و لذت بردم اما در انتهای شعر ناراحت شدم صفات پست و کثیف مناسب خلقت زیبای خداوند نیست چه بسا همین سگ ها وفادار تر از بسیاری از انسان ها هستند
        بازهم بی‌ادبی ام را ببخشید استاد عزیزم خندانک
        بهرام معینی (داریان)
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۱۸:۰۱
        درود های فراوان جناب رضوی استاد گرانقدر
        بسیار شیوا مشکلات را بتصویر کشیده اید
        قلمتان مانا
        در پناه حق
        ایام بکام
        🌷🌷🌷
        حدیث عبدلی (یارا)
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۱۸:۰۷
        سگ بر آن آدمی شرف دارد
        کو دل دوستان بیازارد
        این سخن را حقیقتی باید
        تا معانی به دل فرود آید
        آدمی با تو دست در مطعوم
        سگ ز بیرون آستان محروم
        حیف باشد که سگ وفا دارد
        و آدمی دشمنی روا دارد


        سلام و عرض ادب جناب رضوی
        قلم تان زیباست لذت بردم

        عزت تان زیاد
        و
        شاعرانگی هایتان مستدام


        🌻
        🌼
        🌻
        🌼
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۱۸:۱۳
        سلام مرحوم رهی معیری

        دوش دیدم مهی به رهگذری
        حورعینی به جامه ی بشری

        لاله رویی ز گلرخان ممتاز
        سرو قدی ز پای تا سر ناز

        خرمن گل، نشانی از بدنش
        نوبهاری درون پیرهنش

        صبح شرمنده از بناگوشش
        ریخته زلف تا سر دوشش

        جنبش طره طلایی او
        داده رنگی به دلربایی او

        زلف زرین و سینه سیمین بود
        این به از آن و آن از این به بود

        چشم جادویش ،آسمانی رنگ
        با اسیران چو آسمان در جنگ

        نگهش همچو برق،شعله فکن
        مژه برگشته تر از طالع من

        خرمنی ارغوان و سنبل بود
        یک جهان لطف و یک چمن گل بود

        داشت آن رشک حور و غیرت سرو
        لب لعلی به رنگ خون تذرو

        لاله گون ز آتش جوانی بود
        چشمه ی آب زندگانی بود

        خنده شیرین و عشوه شورانگیز
        کرده بازارش از دو جانب تیز

        کنج لعلش ز خوش خط و خالی
        بوسه می گفت: جای من خالی

        جان و دل را به جلوه آفت بود
        برگ گل کی بدان لطافت بود

        جامه ی آتشین نموده به بر
        تا زند بر دل، آتشی دیگر

        گر تو هم دیدی آن دلارایی
        می نکردی از او شکیبایی

        باری آن مه روان چو کبک دری
        وز پی او سگی به پویه گری

        مردمان صید آن رمیده غزال
        او خرامان و سگ هم از دنبال

        گه به لطفش نواخت از یاری
        گاه بوسیدش از وفاداری

        گفتم: ای بر سمند حُسن سوار
        وی ز آهوی چشم، شیر شکار

        مگر از بیدلان چه دیدستی
        که دل نازنین به سگ بستی

        حیف باشد که چون دلداری
        همنشین با سگی شود، باری

        یار گرگ آهوی ختن نشود
        حور عین، جفت اهرمن نشود

        چند پویی طریق پستی را
        کن رها خوی سگ پرستی را

        گلرخ از من چو این کلام شنید
        بر من و بر حدیث من خندید

        گفت ز آن رو به سگ شدم پابست
        که دل از دست ناکسانم خست

        آه از این رهزنان خلق ربای
        اهرمن سیرت فرشته نمای

        از ره مردمی، گمند اینان
        دزد ناموس مردمند اینان

        بیم دزدان به سگ قرینم کرد
        باکم از خویش همنشینم کرد

        سگ که یکرنگی است شیوه ی او
        به از این گرگ های روبه خوی

        ابتدا خویش را چو موش کنند
        حلقه ی بندگی به گوش کنند

        لیک کم کم کشد به پنهانی
        کار موشان به گربه رقصانی

        گر کشد خاطرم به سگ شاید
        که از او جز وفا نمی آید

        سگ که افسانه در وفاداری است
        به از آن کس که از وفا عاری است
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۱۸:۴۷
        سلام به دوست گرامی و عزیز جناب رضوی ✋
        اشعار طنز ممکن است برخی اوقات سوتفاهم ایجاد کند
        مثل همین شعر
        حال اینکه ما همه از قلب رئوف و شخصیت مهربان شما اگاهیم
        صبح شعرتان را خواندم
        و حالا هم دیدم متنی به آن ضمیمه کردید.
        موفق و پیروز باشید 🌺🌺🌺
        علی مزینانی عسکری
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۰۱
        درود بر شما استاد رضوی گرامی
        لطیف و زیباست این طنازی شما
        احسنت
        خندانک خندانک خندانک
        محسن ابراهیمی اصل (غریب)
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۲۲:۰۳
        درود دوست گرامی جناب رضوی خندانک خندانک خندانک
        شاید بهتر این بود که مثل خیلی وقتها بی تفاوت از کنار آنچه که نمی پسندیم بگذریم حتی اگر صفحه دوست شاعرمان باشد و به خواندن اشعارش اعتیاد داشته باشیم.
        به قول قدیمی ها نه به آن شوری شور و نه به این بی نمکی
        نه پست کثیف را می شد هضم کرد و نه حالا عالیجناب
        شخصا به عنوان طرفدار اشعارتان نظرم را گفتم که فکر می کردم برایتان مهم باشد ولی احساس می کنم خاطرتان را مکدر کردم که هدفم هرگز این نبود
        جسارتم را ببخشید اگر از حد گذشتم
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰ ۲۲:۲۲
        درود برشما جناب رضوی
        بسیار عالی و
        جالب بود خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مسعود آزادبخت
        پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰ ۰۰:۱۱
        سلام و احترام جناب رضوی ادیب
        بسیار زیبا بود و لذت بردم
        هنر شاعر سرودن شعر است،اینکه زوایای متفاوت دید و هنرمندی خودتان را در همه عرصه ها بصورت طنز با امضای مشخصی به عرصه نمایش میگذاری فارغ از برداشت های اشخاص نشان از قدرتتان در سرودن شعر دارد
        خندانک خندانک خندانک
        محمد قنبرپور(مازیار)
        پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰ ۲۳:۰۳
        سلام برادر عزیز
        استاد گرانقدرم
        فک. نمیکنم سگی در اینجا اهل شعر و شاعری باشد که بخواهد از شعر شما برنجد من خود دوستدار قلم شما و اشعارتان مثل گاهه هایی که آمدم و خواندم و احسنت گفتم و گاهی هم نقدی بر شعر می‌شود از اینکه اوقاتتان تلخ شد پوزش میخواهم خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰ ۱۱:۴۴
        ای آخرین امید دل بی رمق ، بیا
        تفسیر (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ) ، بیا

        چشم انتظار جمعه و این هفته ام گذشت
        خیر البشر ، امام زمان ، مرد حق، بیا


        اللهم عجل لولیک الفرج
        لعنت الله علی‌ قوم الظالمین
        #ایمان_اسماعیلی_راجی
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0