سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 25 مهر 1400
    12 ربيع الأول 1443
    • ميلاد حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله به روايت اهل سنت - آغاز هفتة وحدت
    Sunday 17 Oct 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      يکشنبه ۲۵ مهر

      تــوفیــر خـصـال

      شعری از

      یزدان ماماهانی

      از دفتر گیتار بی تار نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۱۰۳۰۸۸
        بازدید : ۹۹   |    نظرات : ۱۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر یزدان ماماهانی

      خـیـانـت مـار زهـرآلـود پـنـهـان در خـیـالـسـت
      هـمیـن پنـدارِ شـوم ، بر بی‌صفتـها ایـده‌آلـست
       
      سرشـت ناخلـف نیکو نمی‌گردد ، چرا ؟ چـون :
      ضمیر پوست‌کَـن ؛ کابـوس سیب و پرتقالـست
       
      گـلِ شـایـستگـی بـا خـار نـابـابـی یـکی نیـست
      گلسـتان و بـیابـان هـردو تـطبیقـی مـحـالـست
       
      طبـیعـت‌هـا بــسـی تـوفـیـر دارنـد و تــفـاوت !
      مگس گُه خصلتست و شاپرک نیکو خصالست
       
      نَـیَـفـکــن سـایـهٔ دلــرحـمـی بـیـش از زیـادی ..
      درخـت از سایـهٔ دلـسوزیـش اکنـون زغـالـست
       
      فضاحت را ز پشت پـرده دیدیم ؛ ورنه عـطّار :
      " شنیـدن کی بُـوَد ماننـد دیـدن " یک مثالست
       
      گذشت اوقات خوب و بد من و تو سرنشین‌و :
      زمـان ماشین و عمـر راننده ، دنیا ترمینالـست
       
      طبیعت گفت : پسِ فصل زمستانی ، بهاریست
      شکیبـایـی ؛ فـقـط زیبـاتـریـنِ فصـل سـالـست
       
      توفیرخصال
      یزدان_ماماهانی 
      سـرایـش۳۰_۶_۱۴۰۰
      _🎼🎸گیـــتار بـی‌تــــار🎸🎼_
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و آموزنده بود خندانک
      یزدان ماماهانی
      یزدان ماماهانی
      ۲ هفته پیش
      درود متقابل خدمت آقای
      استکی عالی مهر و ارجمند 🥀

      سپاس ویژه بابت همراهی
      سرمدی و پیوسته شما ادیب
      مهرانگیز ☘️ خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۲ هفته پیش
      بداهه ای تقدیم شعر زیبای شماشاعر بزرگوار
      سرودهایت
      حدیث بزم یاران شده است
      زمزم غزل هایت
      چشمه جوشان شده است
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      یزدان ماماهانی
      یزدان ماماهانی
      ۲ هفته پیش
      درود طلایی خدمت آقای
      انصاری نیک اندیش و پر
      مهر 🥀🥀🥀

      مهر شما همیشه مایه خرسندی
      و خشنودی ماست 🌹🥀
      ارسال پاسخ
      علیرضا مرادی( مراد )
      ۲ هفته پیش
      زیبا سرودید درود بر شما خندانک خندانک خندانک
      یزدان ماماهانی
      یزدان ماماهانی
      ۲ هفته پیش
      درود و سپاس خدمت دوست
      عزیز آقای مرادی پر مهر 🌹🥀

      از همراهی صمیمانتون کمال
      سپاسگزاری رو خواستارم خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      آفرین یزدان
      درخت از سایه ی دلسوزیش اکنون زغال است.

      خیلی زیبا بود .
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      درود
      خندانک
      یزدان ماماهانی
      یزدان ماماهانی
      ۲ هفته پیش
      درود ویژه و طلایی خدمت
      ادیب دوست داشتنی و رفیق
      همیشه همراه محفل شاعرانه
      یزدان آقای خوشرو خندانک

      از مهر جاوید و وجود گرم
      و همراهی صمیمانت بی نهایت
      سپاسگزار و قدردانم رفیق خوب
      من 🌹🥀🌹 خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      سلام کلیت و نگاه های جدیدی که در شعر احساس کردم دوست داشتم اما برخی کلمات را در لفافه باید آورد آن کلمه سطح اثر را پایین می آورد در در بیت آخر زیباترین + کسره اشتباه است ختم مصرع به و فکر کنم صحیح نباشد چون وقفه ایجاد میشود معنا به تعلیق میرود از طرفی و باید کشیده خوانده شود عطار: گرچه دوست داشتم اما شعر را دیداری میکند در حالیکه شعر بعدشنیداری هم دارد لغات بیگانه هم حتی الامکان نیاورید ببخشید قصد جسارت نداشتم اثر را دوست داشتم اما بی عیب پروردگار
      یزدان ماماهانی
      یزدان ماماهانی
      ۲ هفته پیش
      درود و سپاس از انتقادتون 🌹
      مفاعیلن ، مفاعیلن ، مفاعیلن ، مفاعیل
      شکیبایی فقط زیباترین فصل سالست
      شکیبایی =مفاعیلن
      فقط زیبا = مفاعیلن
      ترینِ فصل = مفاعیلن
      لِ سالست = مفاعیل

      و اما کلمات محاوره‌ای باعث
      زودفهمی مخاطب میشه ..

      بعدش عطار بیتی داره تمثیلی
      اونم اینه :
      شنیدن کی بود مانند دیدن
      زلیخا بودن و یوسف شنیدن

      منظور من در بیت اینه که جامعه
      به چشم از پشت پرده ظالمین دیگه
      ماجرای ظلمشون و فهمیدند و دیگه
      احتیاجی به شنیدن از کسی نیست
      که مردم دیگه از طریق رسانه کثافت
      کاریای برخی مسئولین رو به وضوح
      می‌بینند ...


      گفتید لغات بیگانه ببخشید در شعر
      شاعری که چابک هوش باشه همون
      لغات بیگانه رو با ترفندی خاص از طریق
      معنای لغات بیگانه به همون زبان قومیت
      بهشون جواب پس میده ...

      اینم بگم به شما یک کوزه ساختش از
      خاک و گلِ هستش وقتی از بین می‌ره
      دوباره تبدیل به خاک میشه ..

      زبانی که بیگانه خاورمیانه داره از
      دولت زبان پارسیان باستان بوجود
      اومده از الفش تا یای حروف الفبای
      پارسی بیگانه زبان ما رو استثمار خودش
      تموم کرد و با چند واژه اضافه کردند
      زبان نوینی برای خودش بوجود آورد که در کل سرچشمه از زبان ایرانیان باستان بوده
      یا زبان سومریان یا زبان بابلیان .. بیشتر
      چشمه گرفته شده از زبان پهلوی پارسیان
      هست ..
      ارسال پاسخ
      یزدان ماماهانی
      یزدان ماماهانی
      ۲ هفته پیش
      واژه سرنشین و اینجا در کل
      نشینُ بوده که من تلفیق بر واو
      کردم که نشین در خوانش مخاطب
      وقفه ایجاد نشه که وزن مصرع بهم
      بخوره ..‌‌
      بعدش کسره ترین که نمیشه وقف کرد ، اینجا
      وزن مصرع هم بهم میخوره مطلقا ...
      حرف شما کاملا درسته ولی زمانی درست
      خواهد شد که نحوه بیان و مفهوم مصرع
      از نظر خوانش خلل ایجاد کنه ، مثلا :

      شکیبایی خودش زیبایی‌هایِ فصل سالست
      دقت کنید اینجا واژه زیبایی‌هایِ کسره داره
      چند هجا اضافه است و کسره هم اومده
      پس از دو سه صامت یا که هم وزن مصرع رو
      بهم ریخته هم مفهومش رو ناخوانا کرده ..👉

      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      سلام در زیباترین نگفتم وزن ایراد دارد اتفاقا برای رعایت وزن به نون ترین باید کسره اضافه کرد که این کسره از نظر دستور زبان اشتباه است بحث در محاوره نویسی نبود در رکیک نویسیست میدانم نقل قول کردید ولی در خواندن باید اینطور بگوییم ولی عطار گفت: گفت را حذف کردید از نظر دستور زبان اشتباه است اما مبحث زبانها که فرمودید منبع سخنانتان را بیان فرمایید زبانها گذشته های دور مرتبط و از یک خانواده بودند بعضی از خانواده دیگر مثلا هندی فکرکنم از خانواده زبان ماست حال مجازیم هر لغت هندی در فارسی بیاوریم اصلا چه ربطی به بحث من داشت و من کار به چابکی شما نداشتم بله ممکن است به بهترین نحو آن را در شعر جابدهید ولی اصل سخن باقیست لغات بیگانه نباید استفاده شود والا چشم به هم نگذاشته نه من مانم و نه تو و نه زبانی به اسم فارسی به زبان اردو نگاه کنید چه حال و روزی دارد عذر میخواهم اثر را منهای آن مطالب که گفتم دوست داشتم ببخشید اگر جسارتی رفت
      یزدان ماماهانی
      یزدان ماماهانی
      ۲ هفته پیش
      جمله ورنه عطار جمله اخباریه
      من اینجا گفت نیاوردم واژه
      ورنه یا به شکل ساده میشه
      و اگر نه به عطار خبر میدم که
      جریان تو این قرن به این صورته..

      معنی بیت به این صورته شاید
      این شبهه از ذهنتون پاک بشه :

      رسوایی و بدنامی رو ما از پشت پرده
      ابهامات رسواگران دیدیم واگرنه عطار :
      شنیدن کی بود مانند دیدن تو یک تمثیله
      و ما همه احوالاتمون رو که پشت سرمون
      درست میکنند و قبل از اینکه از کسی بشنویم داریم با چشم خود بدنامی خودمون رو میبینیم ...

      و اما بقول شما لغات بیگانه خوب نیست از واژه
      سلام چرا استفاده میکنید ؟ 🤔 این واژه در کل
      برای به تسلیم در آوردن ایرانیان توسط تازیان
      با زیرکی خالد بن ولید روی بکار آمد تا با واژه
      سلام ایرانیان رو تسلیم خود بدانند که همینطورم شده ..

      ریشه اشتراکات زبانی را باید در اشتراکات فرهنگی جستجو کرد یعنی وقتی که ما از زبانهای هند و اروپایی صحبت می‌کنیم این مطلب به معنی آنست که اعضای این خانواده زبانی در یک دوره زمانی با همدیگر همزیستی داشته‌ و احیانا دارای یک زبان مشترکی بوده‌اند که بعدها مشتق شده و در گروه‌های مختلف قرار گرفته‌اند.

      قرار نیست هر مطلبی منبع خاصی داشته
      باشه در زبان سامی و مصری و ایرانی ( دری
      و پهلوی ) و چندین زبان باستانی دیگه به
      وضوع زبانها سنگ نگاری شدند روی ستونهای کاخ و دیواره‌ کوهها و .. و بیشتر این زبانها اشتراک گویشی داشتند ولی با لهجه و فرهنگ
      مجزا از هم ..
      این خودش یک مبحث جداگانه است که برای
      صرف کردنش زمانی درازا میخواهد 👉

      خیلی خیلی سپاسگزارم از همراهی صمیمانتون ☘️🌷

      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      سلام مجدد نکاتی دارم اما اگر این نحوه بحث ها مطلوبتان نبود بفرمایید دیگر ادامه ندهم هیچ کدام از اشکالات پاسخ قانع کننده نفرمودید اما در مورد سلام ضعف اطلاعات تاریخیتان مشخص است در همین پاسخهایتان انبوه کلمات از زبان شیرین عربی استفاده فرمودید چه شده با سلام مشکل دارید به دهخدا مراجعه فرمایید سلام یعنی سلامت و بی گزند باشید چه ربطی به تسلیم شدن دارد بعد هم ایرانیانی با آن جمعیت میلیونی از چندهزار عرب شکست بخورند با کلمه سلام و ... همان بهتر تسلیم باشند درحالیکه حکومتی که فاسد باشد توسط مردم حمایت نمیشود بنابرین ساسانیان سیلی از خود خوردند نه از سلام مطلب بعد عربی در تار و پود فارسی تنیده شده است و جدا کردن آن موجب فروپاشی زبان فارسی میشود. زبان قبل از اسلام که پهلوی بود زبان دری بعد از اسلام و با نفس گرم زبان عربی شکل گرفت وزن هر دو زبان بر پایه عروض است بنابرین لغات گیری از همدیگر اشکالی ندارد اما ساختار زبان انگلیسی و ... و نحوه ی هجاهایشان و وزنی که استفاده میکنند همه باعث میشود آن لغات در زبان فارسی خوش ننشیند مثلا تمبر 3 حرف صامت بعد از مصوت دارد یک لغت فارسی نشان دهید اینگونه باشد فقط بحث علمی بود مرا ببخشید
      یزدان ماماهانی
      یزدان ماماهانی
      ۲ هفته پیش
      واژه سلام مختوم نیست به یک معنی ، مثال :
      دهخدا و دکتر معین در فرهنگ لغتشان سلام
      رو اینگونه تعریف کردند :
      سلام : ۱- درود گفتن. ۲- بی گزند شدن. ۳- گردن نهادن
      در شماره ۳ گردن نهادن به معنی اطاعت کردن یا همون تسلیم شدن بر حرف مطاع .‌.

      بعدش من بیسوادم آقای بزرگوار ادعای خردمندی نکردم بعدش زبان دری زیر مجموعه
      زبان پهلویست با شاخ و برگ مختلف خودش

      کمی مطالعاتتون رو بابت مفهوم لغات بالا ببرید بد نیست ..
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      سلام به همان فرهنگ ها رجوع فرمایید مطلقا سلام که بصورت خطاب گفته میشود را به معنای گردن نهادن نمی دانند بلکه بصورت مصدر و اسم در برخی فرهنگها دیدم آمده است و اصلا این چیز طبیعی است که لغت ها چند معنا داشته باشند همان درود را نگاه کنید در فرهنگ معین دُ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - دعا، ستایش . ۲ - سلام ، رحمت .
      ( ~. ) (اِ. ) ۱ - چوب ، تخته . ۲ - درخت بریده شده .
      مقصود شما از درود چوب است؟
      مزاحی بفرمایم و خداحافظ
      مثلا گفتگویی بین من و شما صورت گرفته
      سلام
      درود
      ترجمه:
      گردنت را کجا بزنم
      پای درخت بریده شده.
      عفو بفرمایید
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0