سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 29 مهر 1400
  • روز صادرات
16 ربيع الأول 1443
    Thursday 21 Oct 2021

      بیشترین مخاطب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      پنجشنبه ۲۹ مهر

      شانه ی دیوار

      شعری از

      زینب پیرزاده

      از دفتر غزلیات "پری زاد" نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۳۳ شماره ثبت ۱۰۲۵۲۷
        بازدید : ۲۰۵   |    نظرات : ۲۳

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

      غزلی از زینب پیرزاده
      عنوان: شانه ی دیوار
       
      با یاد تو خاموش و دل از عشق ربودیم
      ما قصه ی عشقیم، که یک درد سرودیم
       
      خنحر به دل ما زده اند کو؟ کدام دوست!
      از ضربه ی ناکارِ همان دوست کبودیم
       
      با بوی گلِ نرگس و مریم چه خماریم
      ما عشق فقیریم که خوشبخت نبودیم
       
      دست دِگران را تو بگیری بنوازی؟؟
      ما روی تو حساس و به ناز تو حسودیم
       
      در هر نفست رایحه ای جان مرا برد
      با هرگذری روی مشام راهیِ رودیم
       
      دیوارِ ترک خورده ی ما حاصل عشق است
      زیرا همه شب شانه ی دیوار سجودیم
       
      دل بردن ما قصه ی شیرین و قشنگی ست
      عاشق شده و قله ی فتح تو صعودیم
       
      خواهم به تماشای تو بنشینم و گویم!
      با یاد تو ما روی در عشق گشودیم
       
      شعر زینب پیرزاده
       
      کپی برداری ممنوع و پیگرد قانونی دارد🚫
       
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      شنبه ۱۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۰:۳۱
      درود بانو
      دلنشین و زیبا بود
      مزین به نقد نافذ جناب محمدی عزیز خندانک
      زینب پیرزاده
      زینب پیرزاده
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۳۱
      درود بله نیاز به نقد بسیار دارد
      پراز عیب و ایراد
      ارسال پاسخ
      هادی محمدی
      شنبه ۱۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۰:۱۵
      سپاس خدای را که فرصتی داد دوباره بنویسم

      غزلی خواندم از سرکار خانم پیرزاده

      گرچه مطلع غزل آهنگین و زیبا شروع شده و همراه درد، اما خط و ربط در دو نیم مصرعِ مصرع اول کمی مخدوش است
      و در مصرع دوم هم همین که شاعر توانسته قافیه را جفت و جور کند از مدخل دست برداشته است.
      در بیت دوم شاعر کاملا ناشیانه سخنی آورده که بی معنی است شاعر حتی ضمیر را هم رعایت نکرده و با عنوان خنجر زده اند جمع کثیری را مبتلا و متهم به این امر کرده و در مصرع دوم در تضادی ناهمگون زدن خنجر را به یک نفر نسبت داده است.
      چینش کلمات در بیت دوم به گونه ای است که اعتبار شعر را زیر سوال برده و حتی شاعر نتوانسته سلامت وزن را در مصرع اول این بیت مراعات کند و در آخر مصرع، سکته ی فاحشی قالب است بر شعر.
      در بیت سوم
      بازهم شاعر فقط اسیر وزن و قافیه شده و دو مصرع بی ربط را کنار هم آورده است. خمار بودن با بوی گلها ربطی به فقر و عدم خوشبختی ندارد و این همان سنگینی وزن و قافیه بر شعر است که شاعران تازه کار زیر این تله ی محرز شعریت شعر خود را از دست می‌دهند.
      به یاد داشته باشید که کلمات در متن متوهم جایگاه روشنی ندارند و به راحتی قابل تعویض و حتی حذف هستند.
      جوری نباشد که ثقل قوافی و بحرها مارا به سمت هذیان نویسی سوق دهد و هیچ خط و ربط معنایی چه در عمود چه در افق شعر وجود نداشته باشد.

      ای کاش شاعر به جای ضمایر جمعی از ضمیرهای فردی و متکلم وحده استفاده میکرد تا هژمونی عشق دونفره دستخوش تکثیر نمیشد.

      در بیت پنجم شاعر ناگهان تغییر ضمیر داده و فقط خودش را مستحق این دانسته که جانش در هر نفس یار برده شود.
      در عجبم از اینکه بعد عنوان کردن این مصرع و گذر کردن بوی یار بر شامّه ی دلدار چرا راهی رود شده. آیا رود به لحاظ جبر قافیه آمده، یا یک چیز دیگری که دست به دست داده و شعر را به قهقرا برده است.
      باید بگویم مضامین این شعر تکراری و فاقد هیجان کشف در مخاطب‌اند چرا که نه تخیل تازه‌ای را همراه خود دارد و نه شاعر مضامین آشنا را در فرم تازه‌ای شکل بندی کرده است.

      شعر شعری نیست که روی آن تکیه کرد تار و پود مصاریع سست و فاقد بهم پیوستگی هستند که با تلنگری فرو می‌ریزد

      خانم پیر زاده که دوست دارد اشعاری در حیطه ی کلاسیک سرایش کند در مرحله اول باید تسلط کامل بر عروض و وزن و موزون گفتن پیدا کرده و در مراحل بعدی دنبال تصاویر و چفت و بند کردن آنها باشد نه اینکه به دلیل اینکه قافیه در شعر و مصاریع باید درست باشد شعر خود را سلاخی کند.
      در آخر هم باید بگویم شما هنوز به انسجام و وحدت کافی چه در زبان و بیان و چه در روایت پردازی نرسیده اید و از همین روشعر شما کم و بیش گنگ و مبهم به نظر می رسد .


      ایام عزت مستدام

      سید هادی محمدی
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      محسن ابراهیمی ( غریب )
      محسن ابراهیمی ( غریب )
      شنبه ۱۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۴۷
      درود واحترام به هادی عزیز دوست و شاعری که واقعا قبولش دارم
      هم نقدها و هم نظراتش را صریح وسالم است
      شعر خانم پیرزاده را خواندم والبته با تمام نکاتی که فرمودید موافقم خندانک
      فقط نکته ای هست که باید به عرض دوستان و علی الخصوص شاعر گرامی خانم پیرزاده برسانم.
      زمانی که هم سن شما بودم شعرهایم به گرد پای همین شعر شما هم نمی رسید
      نه اینکه حالا هم خیلی خوب هست نه....
      اما حرفم این است:
      از لحاظ واژه گزینی با توجه به سن وتجربه شما به نظرم خیلی خوب هستید و مطمئنم اگر ادامه دهید و از نقد دوستان واساتید کمال استفاده را ببرید آینده درخشانی دارید

      اگر بخواهم منظورم از واژه گزینی را بهتر بیان کنم
      مشخصا دایره لغاتی که استفاده کرده اید وسیعتر از تجربه ای هست که از سنتان برمی آید.

      موفق باشید خندانک
      با تشکر از هادی عزیز بخاطر نقد بسیار خوبش خندانک
      خندانک خندانک خندانک


      ارسال پاسخ
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۲۱
      درود بر جناب محمدی عزیز
      سپاس از نقدتان👏🌺
      ارسال پاسخ
      زینب پیرزاده
      زینب پیرزاده
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۲۸
      سلام و درود جماب محندی عزیز
      به به چقدر استفاده کردم از نقد و بررسی شما واقعا عالی نقدر کردید این شعر چندین سال قبل نوشتم و به چندین نفر ارسال کردم و گفتند بی عیب و نقص است بااینکه شعر نیاز به اصلاح شدن دارد
      ممنون از زحماتت شما جناب محمدی🌷🌷
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      شنبه ۱۳ شهريور ۱۴۰۰ ۰۹:۵۴
      سلام و احترام بانو پیرزاده
      زیبا احساسی داشت شعرتان ،خبر از لطافت می داد،استفاده از تصاویرتان را درک نکردم ،و البته انتظار قصه ای را داشتم که بدان اشاره کردی ولی چیزی لمس نکردم
      با احترام
      خندانک خندانک خندانک
      زینب پیرزاده
      زینب پیرزاده
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۳۰
      درود
      این شعر در ۱۵ سالگی سروده شده و پراز عیب و ایراد
      بعداز چندین سال یادم افتاد که بررسی کنم
      ممنون از دوستان و نظرات بافایده شان
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      مسعود آزادبخت
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۵
      اگر اینطور است که می فرمایید که خیلی نسبت به ۱۵ سالگی تان جلوتر بوده اید آن زمان
      در اشعار ارسالی بعدی اگر موردی یا توضیحی بود حتما در پانوشت به آن اشاره کن که ما هم اسائه ادب نکنیم خدای نکرده

      خندانک خندانک خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      شنبه ۱۳ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۲۷
      با عرض سلام
      ازدل سرودید
      بردل نشست
      لذت بردم
      درودبرشما شاعر گرامی
      خندانک خندانک خندانک
      زینب پیرزاده
      زینب پیرزاده
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۲۹
      سلام و درود
      تقدیم نگاهتون
      پراز ایراد است البته
      ارسال پاسخ
      آرمین پرهیزکار
      شنبه ۱۳ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۲۵
      درود بر شما بانو پیرزاده خندانک خندانک
      زینب پیرزاده
      زینب پیرزاده
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۲۹
      درود جناب پرهیزکار عزیز
      ارسال پاسخ
      اله یار خادمیان(صادق)
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۰۶:۵۳
      پیروز باشی خندانک خندانک
      زینب پیرزاده
      زینب پیرزاده
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۲۹
      مستدام باشید
      ارسال پاسخ
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۴۲
      سلام و درود به بانوی اهل ذوقم بانو پیرزاده ی عزیز
      احساس زیبایی دارید که برای بیانش رو به قلم و کاغذ آورده اید بی شک اگر این احساس نبود نوشته هایت جذب کاغذ نمیشد و خودت هم جسارت نوشتن در خودت نمی دیدی پس باید ببالی به این احساس زیبا که خداوند در وجودت نهادینه کرده فقط باید صبوری کنی و گردِ راه بچشی تا بتوانی به زیباترین شکل واژگان را مسخر خود کنی برای ابراز این حسِ ناب و زیبایت که ستودنی ست.
      بتاز و جولان بده قلمت را تا به آنجا که خدا لایق دانسته و برایت مقدر کرده برسی و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نکن.
      به امید موفقیت های روزافزون بانوی روشن ضمیر و روان لطیفم بانو پیرزاده ی نازنینم خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      زینب پیرزاده
      زینب پیرزاده
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۰۵
      سلام و درود مهربانو
      چقدر انرژی مثبت👌🌷🌷🌷🌷🌷
      ممنون از بزرگواری دوستی مهربان چون شما🌷💖
      سربلند باشید تا به ابد از تمامی واژه های مهرآمیز شما سپاس گذاری می کنم
      مانا باشید بانوی دوست داشتنی 🥰😍😘
      ارسال پاسخ
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۱:۱۲
      امیدوارم همیشه سرشار از انرژی های مثبت باشی و ارتعاشش را در شعرهایت به ما منعکس کنی خندانک خندانک
      خندانک
      مینا فتحی (آفاق)
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۱:۳۰
      درود بانو پیرزاده عزیز
      شاعر جوان

      قطعا آتیه خوبی در انتظارتان است
      سرافراز باشید

      خندانک خندانک خندانک
      زینب پیرزاده
      زینب پیرزاده
      جمعه ۱۹ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۵۷
      درود بانو آفاق
      ممنون از نظر لطف و محبت بیکرانه شما
      ارسال پاسخ
      بهروز ابراهیمیان
      سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۴۰۰ ۱۵:۰۳
      با عرض سلام
      ازدل سرودید
      بردل نشست
      لذت بردم
      درودبرشما شاعر گرامی
      اشعارهمه ماعیب دارد،موفق باشید خندانک خندانک
      زینب پیرزاده
      زینب پیرزاده
      جمعه ۱۹ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۵۸
      سلام و درود جناب ابراهیمیان
      خوشحالم از اینکه به دلتان نشسته
      بابت تاخیر در پاسخگویی واقعا پوزش میخواهم🙏
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      سلام بیت کبودی و سجودی را دوست داشتم بخصوص سجودی
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0