سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 1 مهر 1400
    16 صفر 1443
      Thursday 23 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        پنجشنبه ۱ مهر

        سلوکِ جان

        شعری از

        خدیجه وفایی راد ( غریبه)

        از دفتر چهارده چکامه‌ی چکاوک نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۷ تير ۱۴۰۰ ۱۲:۰۵ شماره ثبت ۱۰۰۶۷۷
          بازدید : ۱۳۸   |    نظرات : ۱۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب خدیجه وفایی راد ( غریبه)

                      « سلوکِ جان»              
        آندم که هویدا کرد، بحثِ سفرِ جان را
        انگار که بگشودند این نطفه‌ی انسان را
        یک زلزله در گِل شد، یک ولوله در دل شد
        وانگه که مصور کرد این پیکره‌ی جان را
        در کالبد انسان، چشم و لب و گوش و دل
        آورد به دست  آریم، آن  گوهر  جانان  را
        ساقی پسِ آن آمد با ظرفِ شراب و می
        تا پر کند او شاید،  پیمانه‌ی مستان را
        مستان همه نوشیدند از جامِ الستِ یار
        بی خود شدن و کردند، جبرانه‌ی خُسران را
        مستان همه هشیارند، چشم بسته و بیدارند
        لب بسته و می‌خوانند، اشعاره‌ی عرفان را
        یک دست به دست یار، یک دست قدح در کار
        باید که بچرخانند، این ساقی رقصان را
        در مجلسِ مستانه جان بی سرو سامان شد
        وقت است فرود آرند، ماهِ لبِ ایوان را
        تا جانِ من از جانش، جانِ دگری یابد
        بر دست فشاند جان، آن چاقوی برّان را
        در محوِ وجودِ او رفتیم به کویِ او
        تا کم کند او شاید، این فاصله‌ی جان را
        آندم که به من رو کرد با جان و دلم خو کرد
        ای کاش که بردارد این پرده‌ی پنهان را
        تا لعلِ لبم بوسه، از ماهِ رُخَش گیرد
        آندم کند حِسْ جانم، لرزش پسِ ایمان را
        ای آب روان بردار دست از سرِ چشمانم
        تا نرگسِ جان  بیند آن چهره‌ی تابان را
        این سهمِ «غریبه» شد در راهِ سلوک دل
        تا عرش بَرَد آیا!؟ این خاک خراسان را
         
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۱۹ تير ۱۴۰۰ ۰۹:۲۹
        درود بانو
        دلنشین و زیباست خندانک
        بهنود کیمیائی
        شنبه ۱۹ تير ۱۴۰۰ ۰۷:۳۰
        درودها




        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        شنبه ۱۹ تير ۱۴۰۰ ۱۰:۳۸
        بسیار عالی خندانک خندانک خندانک
        درود برشما خندانک خندانک خندانک
        طوبی آهنگران
        شنبه ۱۹ تير ۱۴۰۰ ۱۶:۱۹
        سلام بانو هزار دورود بر شما
        خدیجه وفایی راد ( غریبه)
        شنبه ۱۹ تير ۱۴۰۰ ۲۰:۴۵
        خیلی ممنون از الطاف بیکران استادان خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        شنبه ۱۹ تير ۱۴۰۰ ۲۱:۱۴
        سلام زیبا بود

        درودها

        🥀🥀🥀🥀🥀🥀
        🥀🥀🥀🥀🥀
        🥀🥀🥀🥀
        خدیجه وفایی راد ( غریبه)
        شنبه ۱۹ تير ۱۴۰۰ ۲۲:۰۵
        درودها به شما استادخوشرو عزیز
        سپاس خندانک خندانک خندانک خندانک
        امید کیانی (امید)
        شنبه ۱۹ تير ۱۴۰۰ ۲۲:۵۱
        درود و عرض ادب مهربانوی گران‌ارج

        زندگی‌تون زیبا و سرشار از عشق و آرامش

        خندانک خندانک ...
        خدیجه وفایی راد ( غریبه)
        خدیجه وفایی راد ( غریبه)
        يکشنبه ۲۰ تير ۱۴۰۰ ۰۶:۳۵
        سپاس خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        يکشنبه ۲۰ تير ۱۴۰۰ ۱۰:۱۵
        درود بانو
        حقیقتا بسیار زیبا بود واقعا میگم طبعتان بی نظیره
        اما زبان شعریتون قدیمیه،میدونی که این نوع زبان شعری رو مخاطبان و حتی شاعران برای حافظ میدونن،اونوقت مخاطب شعر حافظ رو قبول داره یا شعر شما رو؟
        به عنوان مثال شما یکی از اشعار بزرگان رو با زبان امروزی بگی مخاطب بیشتر قبول میکنه تا اینکه مثل اونا بگی،،،،،،
        بازم جسارت بنده رو ببخشید
        خدیجه وفایی راد ( غریبه)
        يکشنبه ۲۰ تير ۱۴۰۰ ۱۱:۱۳
        درود بر شما
        سپاس از نگاهتان خندانک خندانک
        بهروز ابراهیمیان
        يکشنبه ۲۰ تير ۱۴۰۰ ۱۴:۵۹

        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و بود خندانک خندانک
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        جمعه ۲۵ تير ۱۴۰۰ ۰۶:۳۶
        سلام کردم من به آن سالک
        که سر نمی کشد حتی یک پیک

        آن را که طریقت افتد در راهِ سلوکِ دل
        سخت است که باز آید سمتِ قدَح و زیغال
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0