سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 2 مهر 1400
    17 صفر 1443
      Friday 24 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۲ مهر

        خوناب

        شعری از

        زیبا بنماران (زیبا)

        از دفتر واگویه های عشق نوع شعر موج نو

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۵ تير ۱۴۰۰ ۰۳:۵۵ شماره ثبت ۱۰۰۶۰۴
          بازدید : ۸۵   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر زیبا بنماران (زیبا)
        آخرین اشعار ناب زیبا بنماران (زیبا)

        در آسمان خفته ی این چشم پر ز اشک 
        تنها ستاره 
        عاشق  بی کس 
        به خواب رفت 
        دیشب 
        میان تاب و تب عشق و عاشقی 
        اشکی دوید و
         قصه ی مغرب به آب رفت 
        امروز
         مثل طعم زمین کویر بود 
        این کوچه های غمزده و
         غرق سلم و تور 
        هی ترس 
        هر افول 
        پس از ناله های دور 
        هی تابناک غرق تبی بی صدای سور
        بی تاب نیست
         تاب و توانش نمانده است 
        از بس که دروه های غمت
         باز خوانده است 
        از بس که بی تو
         نام تو را هو به هو زده 
        نامت بریده 
        سکه به نام سبو زده 
        اینجاست عمق معرکه ی داد و هم دهش 
        پیداست 
        تیغ تیز بیا و برون بکش 
        دستیست در بریدن و 
        دستیست زیر گوش 
        وای از صدای غرق شده در گلو 
        خموش 
        سیلاب بود 
        خوب شد اصلا نیامدی 
        دیروز غرق خون
         ز دلم نوحه سر زدی 
        خون آب بود 
        جای کبودی دست و دل 
        من در میان معرکه 
        از دل شدم خجل
        دل التماس میزد و نی نامه میسرود 
        تن با جهاز درد
         غم و ناله می ربود 
        بیدار بود 
        لیک نه بیداری زمین 
        از جنس دردهای جهنم
         به خبث و کین 
        میرفت و میسرود 
        و لرزان خیال من 
        کی دستهای عاشق تو تازیانه شد 
        این خانه ای که کنام بهار بود 
        کی بی خبر شدی ز دلش 
        کی بهانه شد 
        در تند باد حادثه 
        بال و پرم گسست 
        آن تنگ ماهیان 
        به لب ساحلم شکست 
        پیچید صوت تیر و تبر توی خاطرم 
        یک بار دیگر
        آن دلک غافلم شکست 
        طاووس بی بهانه و پر مرغ خانگیست 
        صدبار کمتر است
         ز گنجشک و باز و قوش 
        وحشی که میشدی
         به زبان و نگاه و داد 
        گفتم زبان ببند و مزن طبل
        خودفروش
        دیگر گذشت وعده ی دیروز و روز نو 
        من تازه تازه 
        تازه شدم از دلم برو 
        بگذار خانه ی من من 
        با صفا شود 
        اینبار از صدای تو
         جانم رها شود 
        در وادی تحیر و پروا و باطلم 
        هان چیست دستگیر من از عمر و حاصلم ؟
        دردیست
         درد عشق که جز وامدار آن 
        دیگر ندید کس 
        دل امید دار آن 
        انجا نه گفتنیست سخن 
        گر چه در منی 
        تن نیست قصه
        لیک 
        تو تنها تنی تنی 
        این بودن از نبودن و نیزار میرسد 
        صوت هزار 
        از بن بازار میرسد 
        وقت گلاب گیری گلها گذشته است 
        این عطر داغ 
        از دل خونبار میرسد
        دور است خاطرت 
        ز لبت بار میرسد 
        من خواب میروم 
        به تو غرق آب میرسد ...
        واگویه های عشق :زیبابنماران
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۱۶ تير ۱۴۰۰ ۰۸:۵۴
        درود بانو
        بسیار زیبا و سرشار از احساس بود خندانک
        بهروز ابراهیمیان
        چهارشنبه ۱۶ تير ۱۴۰۰ ۰۷:۲۸
        سلام بزرگوار
        شعر بسیار زیبا
        درود بر شما خندانک
        بهنود کیمیائی
        چهارشنبه ۱۶ تير ۱۴۰۰ ۰۷:۳۶
        درودها




        ⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
        حمید غرب
        چهارشنبه ۱۶ تير ۱۴۰۰ ۰۸:۴۵
        درود بانو جان

        نمیدانم چه چیزی در سروده های شما هست که انسان را مجذوب میکند

        کلامی آهنگین ، تمثیلاتی بدیع ، واژه گذاری دیدنی ، تجسمی شگرف و ..........

        دستمریزاد

        قلمتان سرریز اشعار زیبا و نگاهتان لبریز افکار پویا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        پریسا صمدی
        چهارشنبه ۱۶ تير ۱۴۰۰ ۱۴:۳۳
        باسلام شاعر عزیز بسیار زیبا وتاثیر گذار بود
        وحس عجیبی در ذهن خواننده ایجاد میکرد که این حس مشوقی برای خوندن ادامه شعر زیباتون بود.
        درود فراوان برقلم قدرتمندتان.🌹🌹🌹
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۱۶ تير ۱۴۰۰ ۱۹:۱۹
        سلام شاعر بانوی
        برزگوار
        دورود بر شما
        محمد علی رضاپور
        پنجشنبه ۱۷ تير ۱۴۰۰ ۱۱:۵۴
        از بس که بی تو
        نام تو را هو به هو زده خندانک
        سلام و درود خندانک
        محمد علی رضاپور
        پنجشنبه ۱۷ تير ۱۴۰۰ ۱۱:۵۵
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان (این سروش در میانه اش وزن منعطف پیشرو دارد):
        حُسن یوسف چقدر جذابی! /
        رنگ رنگ و قشنگ و شادابی/
        من که مثل تو نیستم اما/
        مثل تو، خوش دلم با/
        نور بی تابی/
        هر طرف نور هست، می گردم. //
        (محمدعلی رضاپور)
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0