سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 5 مرداد 1400
  • سالروز عمليات افتخارآفرين مرصاد، 1367 هـ ش
19 ذو الحجة 1442
    Tuesday 27 Jul 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      آنكه میتواند، انجام می‌دهد، آنكه نمی‌تواند انتقاد می كند. «جرج برنارد شاو»

      سه شنبه ۵ مرداد

      لچک برفی

      شعری از

      زیبا بنماران (زیبا)

      از دفتر واگویه های عشق نوع شعر موج نو

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۰۰۰۰۸
        بازدید : ۵۳   |    نظرات : ۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر زیبا بنماران (زیبا)
      آخرین اشعار ناب زیبا بنماران (زیبا)

      یکی از گلدانها
       پاییز است 
      یکی از گلدانها 
      تابستان 
      یکی از گلهامان
       غرق بهار 
      یکی از آنها
       در سوزش برف 
      روی دستان دلم
       یخ بسته 
      سرد سرد است
       چونان برف زمستان
       که گذشت 
      توی آن لایه ی پنهان عجیب 
      پشت قندیل نگاه یخ تو
      دورتر
       از نفس بی هوست 
      کرسی گرم زغالی
       پیداست 
      مادرم
       روی مرا باز پر از گل کرده 
      خانه ام 
      پیدا نیست 
      کلبه ای
       گم شده در عمق زمان 
      پر طاووس سر طاقچه ام
       میرقصد 
      دم گل بانگ اذان 
      بوی یاس است و یا
       آن گل نمدار یخ در سینه 
      وه 
      چه دلچسب
       مرا کرده چنین بی کینه 
      دامن برف 
      به پای نفسم پیچیده 
      چه کسی تاج گل سرخ مرا 
      دزدیده 
      باید از نو
       به ملاقات زمستان بروم 
      گویی آنجا
       پس پشت
       خنکای نفس پنجره ها 
      لچک برفی من 
      دست کسی جا مانده 
      گیسوانم
       پر از شنبم و تسبیح شده 
      پای آن بید
       در اثنای هبوط
       روح من وامانده 
      باید از حاشیه ی پر ز عطش
       دور شوم 
      لب من
       زیر چپرهای تب تند تگرگ 
      گونه ام 
      زیر نم تند نفسهای همان ابر پر از حسرت آن گاه زمستانی سرد 
      یخ زده است 
      بهمنی تند 
      که ما را به دم تیغ کشاند 
      جای شلاق سیاهش
       پیداست 
      ناله ها 
      دود شدند
       و من من 
      گم شد 
      باید از نو 
       به تکاپوی زمستان بروم 
      در دلم پاییز است 
      از دلم 
      طعم گسی
       توی هوا می پیچد 
      گوئیا یار قسم خورده ی من خرمالوست 
      باید از حاشيه ی سرد خیابان
       بروم 
      چشمهای من دلخسته 
      پر از زندان است 
      باید از کنج خمار لب ایوان
       بروم 
      این بهار 
      از من تبدار فقط
       خوابرویی میسازد 
      باید 
      از گوشه ی این مرقد بی جان
       بروم
      در دلم پاییز است 
      باید
       از خواب خمار لب ایوان
       بروم ...
      واگویه های عشق : زیبا بنماران
      ۶
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0