سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 7 فروردين 1398
    22 رجب 1440
      Wednesday 27 Mar 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        چهارشنبه ۷ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        بی تفاوتی ، سرطانِ افتخار و پویایی.
        ارسال شده توسط

        مجید خوش خلق سیما

        در تاریخ : ۲ هفته پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۳ | نظرات : ۲

        افولِ افتخار و زوالِ پویاییِ یک ملّت وقتی رقم می خورد که فرهنگ کنجکاوی ، پویش ، پرسشگری ، خردگرایی و اظهارِ وجود در آن کمرنگ شده و اعضاءِ آن به مصرف گراییِ محض و همه جانبه روی آورند.
        بی تردید چنین ملّتی همواره مستعدِ ظلم ، استعمار ، استبداد و استثمار شدن و ابزاری می گردند در دستِ سیاست گذارانِ خودکامه یِ داخلی و خارجی تا آنچه را می پسندند و تشخیص می دهند به خُردِ آنان داده و خط و مشیِ زندگی شان را مطابق با مقاصدِ خود تبیین و تعیین سازند.
        چنین ملّتی  ابزاری می گردند در دستِ سیاست گذارانِ خودکامه یِ داخلی و خارجی تا الگوهایِ مشخّصی را در رشته هایِ مختلف و خوراک معیّنی را برایِ اندیشه و ذهنیّت شان در جهتِ حفظِ منافعِ سلطه گرانه خود با شبکه هایِ تأثیر گذاریِ قوی و فرمول هایِ تار عنکبوتی و سیستمِ تبلیغاتی مسحور کننده و بسیار قدرتمند معرّفی و ترسیم نمایند.
        باور و فرهنگِ غلط نسل به نسل همانندِ مرضی مسری و یا نقصی ژنیتیکی منتقل شده و همواره دامن گیرِ جامعه خواهد بود و تا از پای درآوردنِ و انقراض و تجزیه و از هم پاشیدگیِ یک ملّت با هر پشتوانه یِ فرهنگی و تاریخی در صورتِ درمان نشدن پیش خواهد رفت.
        یک فرهنگ و باور هر چه قدر هم مضر و در معنا زشت و مخرّب باشد به مرورِ زمان مثلِ هر چیز دیگرِ دنیا برایِ انسان مطابق با خصلتِ ذاتی و مشخّصاتِ غریزی و بنیادی ئی که دارد بر اثرِ تکرار در دیدن و شنیدن و در کل مواجه شدن عادّی شده و جزیی از زندگیِ او را به خود اختصاص می دهد و آدمی پس از مدّتی به صورتِ خودکار آن را به عنوانِ بخشی از روندِ طبیعی پذیرفته و بی هیچ تأمل و درنگی موردِ استفاده قرار می دهد.
        شیوعِ بیماریِ راحت طلبی و بی حوصلگی و عدمِ مسئولیّت پذیری در قبالِ وظایفِ شخصی و نیز سرنوشتِ نسلِ ملّی عاملِ بسیاری از معضلات و دردهایِ محلکی است که هر یک به اندازه یِ خود و در حوضه هایی مختلف موجبِ بی مصرفی ، بی خاصیّتی و ناکارآمدی و اضمحلالِ تدریجیِ یک جامعه می گردد.
        بنابر آنچه قابلِ دید و مشاهده است وقتی بچّه یِ خوب و الگو در یک خانواده کسی است که هر چه بیشتر از هر لحاظ مطیع و بی زبان بوده و چشم گفتن بدونِ هیچ تأمل و پرسش و اعتراضی به عنوانِ یک خصیصه یِ اخلاقیِ پسندیده به او با زور و ارعاب آموزش داده شده و حرکت در مسیری که به او دیکته می شود امتیاز و برجستگیش محسوب می گردد و بسته هایِ تشویقی جهتِ چنین رویکردی برایش در نظر گرفته می شود و در میان اجتماعات و دوره هایِ فامیلی موردِ تقدیر قرار می گیرد در واقعِ بسترِ لازم فراهم می آید تا سیکلی مشخّص از رکود و افولِ رشد و شکوفایی و نوآوری و ابتکارِ عمل و پویایی در یک انسان رقم بخورد.(البتّه استثنا همواره وجود دارد و آنهم زمانی موردی مستثنی می گردد که شرایطی خاص و بستری مساعد و محیطی فوق العاده و قانع کننده پدید آید و جهت را عوض کرده و فرمول را تغییر دهد.)
        وقتی نمره یِ ساکت ترین ، بی تحرّک ترین شاگرد و آنکه درست طبقِ قاعده یِ مشخّص درس خوانده و مو به مو تکلیف را پس می دهد و حرف به حرفِ آنچه در کتاب آمده است را از بر می کند و طوطی وار از حفظ تکرارش می کند و هیچ پرسشی ندارد بیست است و هیچگاه اجازه داده نمی شود به فکرش خطور کند بیشتر از دایره یِ موجود و حوضه یِ مشخّص بپرسد ، بیاندیشد و بخواهد و بداند و نیز درباره یِ خوانده ها و شنیده ها پویش و تفحص کند ریشه هایِ مصرف گراییِ محض هر چه بیشتر در اعماقِ وجودِ یک ملّت نفوذ کرده و به سیطره اش ادامه داده و عزّت و افتخارِ آن را مکیده و سویِ خشکی و بی حاصلی هدایتش می سازد.   
        وقتی قابلیّت انتخاب کردنِ درست در کانونِ یک خانواده به یک کودک آموزش داده نمی شود و شهامت و اعتماد به نفسِ منطقی و اخلاقیِ او در این حوزه پرورش نمی یابد و نیز بسترِ تعامل و همگرایی از این نقطه رقم نمی خورد تردیدی نیست روندی رو به افول در زندگیِ انسان پی ریزی می گردد و روشن است در ادامه بسیار سخت خواهد بود تا بنایی که کج پا گرفته را طبقِ آنچه باید باشد بازسازی و مرمّت نمود.
        آنگاه که امکانِ وجودِ جلساتی برایِ تعاملِ جمعی و همگرایی فکری و اظهارِ نظر و تجربه با مشارکتِ تمام شرکت کنندگان نبوده و تلقینِ خودسانسوری در یک جامعه شیوع می یابد ، وقتی ترس هایِ مخلف و تهدیدهایِ رنگارنگ و بازدارنده یِ برایِ ابرازِ عقیده یِ آزاد و بدونِ محدودیّت در هر حوضه ای وجود داشته باشد و اشخاص همواره در خطرِ حمله و هجمه و تعرّض و تفتیش و بازخواست و توهین و تمسخر چه از سویِ سردمدارانِ حکومتی و چه از جانبِ همدیگر قرار داشته باشند تردیدی نیست دیر یا زود شیرازه یِ یک ملّت با هر قدمت و تمدّنی از هم پاشیده و در نهایت جز سرابی عبث و واهی و ادعایی پوچ و تو خالی از آن باقی نخواهد ماند.
        پایان

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۱۵۴ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        دکتر محمد مهدی بخارائی
        ۲ هفته پیش
        آگاهی رساندنی است بسیار شیوا و روان.
        درود بر شما خندانک
        مجید خوش خلق سیما
        ۲ هفته پیش
        درود بی پایان خدمت شما شاعر فرزانه و هنرمند برجسته جناب بخارایی .. سپاس از حسن توجه جنابعالی و لطف بیکرانتان برای خوانش این مطلب .. سپاس خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.