سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        بی قراری های کودکی ام
        ارسال شده توسط

        صدیقه جـُر(ساحل)

        در تاریخ : چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۲ ۰۳:۴۹
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۴۴ | نظرات : ۵

        ✍🏻آرام آرام بی قراری های روزهای کودکی ام را قدم میزنم، بوی خوش روزهای کودکی وعطرکوچه باغ های زیبا وچشم انداز پرچین های، سنگ چین و یک دست صدای نهراب بوته های بزرگ تمشک پرواز پروانه ها ی زردوسفید با بال های زردوقشنگ، یاد باد روزهای خوب و شاد کودکی، ام میخواهم با پای های کودکی در آن کوچه، سال های دور کمی قدم بزنم راه بروم یا پرواز کنم، پر جوش و خروش مثل همان روزها قدم هایم تیز نفس هایم گرم گوش هایم پراز آواز گنجشکان پرازصدای گوش خراش نان خشکی کسی چه میدانست از آن بهشت زیبا و سرسبز به این برهوت جهنم نقل مکان میکنم یادش بخیر که من و ده ها دوست دیگر این کوچه را با خنده هایمان پراززندگی میکردیم، شعر، باز، باران با ترانه،،، را روزی هزار بار برای کوچه مدرسه، و آن درختان سرو،، زیبا میخواندیم، ازعطرگل هاوبوی نم باران خورده دیوارهای کاهگلی خانه مست شدیم قد کشیدیم،، وبزرگ شدیم، در این کوچه هیچکس غریبه نبود من، وتو، نبود همه ما بودیم، یادش بخیر چه روزهایی، طلوع وغروب خورشید رابا چشمانی پرازعشق به تماشا می نشستیم، ساعتی به اسم زمان درکارنبود ثانیه به ثانیه عشق بود ودوستی، چه روزهای شیرینی، در سایه سار آن توت کهنسال، باغچه خانه مان خندیدیم وشکوفه زدیم ناگهان زمان هزار دور چرخید وآن ماه و سال های رفتند ما، من و تو شدیم، آن خنده ها آن شور وشعف چون بازی های کودکی، کلاغ پر، من پر.، تو پر، همه پر ،، یک قل و دو قل، هفت سنگ، همه مهاجران غریب سرنوشت شدیم، وای به آخر کوچه رسیدم، وباید باورکند دلم که بزرگ شدن من وتو آخرجدایی ما بود خاطرات تو واین کوچه تا ابد در دلم میماند، این کوچه تا هزار سال دیگه بوی کودکی بوی خوش زندگی میدهد کوچه همان کوچه است، زمان گذشته،، افسوس که افسانه شدیم

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۴۰۵۰ در تاریخ چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۲ ۰۳:۴۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1