سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 19 آذر 1401
  • تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي به فرمان حضرت امام خميني -ره-، 1363 هـ ش
18 جمادى الأولى 1444
    Saturday 10 Dec 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      شنبه ۱۹ آذر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      کوتاهترین داستان جهان
      ارسال شده توسط

      عارف افشاری (جاوید الف)

      در تاریخ : دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۰۲:۳۲
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۷۵ | نظرات : ۲۶

      آمدم   نبودی   رفتم   .

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۲۵۶۲ در تاریخ دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۰۲:۳۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
      دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۰۶:۵۲
      سلام و عرض ادب جناب افشاری بزرگوار
      زیباست و جالب خندانک
      اما شاید بتوان پایانی تلخ برای این داستان در نظر گرفت.
      آمدم؛ نبودی؛ مُردم
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۱۸:۲۰
      ممنون خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۲۳:۲۴
      آمدم.. نبودی .. مردم؟؟؟ خیلی تلخ معلم جان خندانک
      اندکی مهربان تر خندانک

      آمدم.. نبودی.. باز هم خواهم آمد خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد گلی ایوری
      دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۰۵:۰۹
      درود بر شما جناب افشاری گرامی خندانک

      در نهایت کوتاهی تامل بر انگیز است
      و آدمی را یاد گفتارها و پر سش های متفاوتی می اندازد که:

      هدف از آمدنم چه بوده؟
      با چه اندوخته و یا ابزاری و ازکجا آمده ام؟
      و چه کار یا کارهایی را باید انجام بدهم؟
      و آمادگی برای چه مکانی را باید پیدا کنم؟

      پاینده باشید خندانک
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۱۸:۲۰
      با درود

      به ترتیب به نظر من
      هدف از امدن بدنبال حقیقت بودن و نیکی کردن
      با چه اندوخته و ابزاری و از کجا با عقل و منطق و بدن انسانی و از عدم
      چه کاری انجام بدهم زندگی خود را به طریقت صحیح و در راستای استعداد و علاقه به پیش برم به جهان و موجودان نیکی کنم و بدنبال حقیقت باشم
      آمادگی برای چه مکانی پیدا کنم برای جایی که روح در آرامش باشد

      پاینده باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۱۴:۲۰
      سلام و درود


      مینی روایت و نامه ی موجز ( پیامک ) یا به قولِ قدما رُقعه ی

      زیبایی است و به گفته‌ی حقّ تان می تواند این سه جمله‌ی

      مشهورِ اندکی به طنز متمایل که اکنون به ضرب المثلی خاص

      در میانِ مردم نیز برای بیانِ مقاصدِ متعدد ، تبدیل شده است ؛

      از اهمّ ِ کوتاهترین داستان های جهان محسوب گردد ؛ چرا که

      تمامِ پارامترهای اساسی یک داستانِ کامل ( ۱- مقدمه : آمدم

      / ۲- متن اصلیِ داستان : نبودی / ۳- مُوخره یا نتیجه : رفتم )

      را داراست.


      البته این نوع ضرب المثلیاتِ نامه سار و داستان گونه یِ

      کوتاه‌قامتِ بلند اندیش ِ فلسفی‌مدارِ غنایی‌محورِ فعل‌پرداز

      و در کُل ، هایکوروش ، در ادبیاتِ ایران و جهان فراوان است :

      مثلاً :


      ( گشتم ؛ نبود ؛ نگرد ؛ نیست) .



      سلامت باشید و شاد
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۱۸:۲۰
      سپاس فراوان همچنین خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۲۳:۲۳
      چه باحال خندانک
      جالب بود باااانو کوهواره عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۲۳:۴۲
      تق تق..
      کیست در این نیمه شب می‌زند ضربه به در؟😎
      عههههه خونه‌ان.. داستان عوض شد خندانک

      آمدم.. در زدم.. جواب آمد کیست؟.. اما صاحبخانه خواب‌آلود بود، حواسش نبود جواب نده اصلا گذشته از اون.. به علت گرانی و چیزی در بساط نداشتن.. نمی‌تونست در و بروی مهمان باز کنه خندانک

      حالا چه وارده دلش کنه؟ تصمیم میگیره صدای گربه دربیاره خندانک
      میووووو.. خندانک
      بدین ترتیب ..
      میهمان خیلی ناخوانده..
      پشت در نوشت
      آمدم.. می‌دانم که بودی.. اما می‌روم خندانک

      این بود انشای امشب ما😎
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      سه شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱ ۲۳:۰۴
      خندانک
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      سه شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱ ۲۳:۰۵
      خندانک
      ارسال پاسخ
      علیرضا شفیعی
      علیرضا شفیعی
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۳:۱۳
      نمره انشای شما 20 آفرین خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۳:۲۰
      خندانک خندانک خندانک

      ممنونم استاد اخلاق مهربان خندانک خندانک
      آذر مهتدی
      دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ ۲۳:۵۵
      درود بر شما جناب افشاری
      بسیار داستان موجز و کامل و خیال انگیز
      خندانک خندانک خندانک
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      سه شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱ ۱۷:۰۴
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      زلیخا رامیار،امید سحر
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۰۸:۳۵
      سلام ودرود ادیب گرانقدر خندانک
      مانا باشید انشاءاللهخندانک






      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۲:۲۵
      خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۱:۲۸
      درود و عرض ادب ،کوتاهی بلند بالا به تحریر درآوردید
      و البته قسمتی از یک کتاب را با شما و همراهان این صفحه به اشتراک می گذارم با اجازه ی جناب عالی ،موفق باشید

      راز بزرگ عالم:
      در خصوص مفهوم و تشخیص خوب و بد و گناه!
      من میخواهم بین مفهوم خوب و بد و مفهومی مانند پاکی و راستی و ظلمت و شرارت تفاوتهایی قائل شوم. میخواهم بگویم هر انسانی در قالب انسانیت خود می داند که شرارت ، جنایت ، قتل ، ظلم ، تجاوز و نظایر آن اعمالی غیر انسانی و آسیب زننده به سایر انسانها تلقی میشود. این مساله ای نیست که کسی دیگری را به قتل برساند و بگوید من نمی دانستم قتل کار بدی است ! مگر آنکه بخواهد خود را فریب دهد که فریبکاری هم به خصلتهای منفی درونی اش اضافه خواهد شد. آنچه گناه مینامند در همین دایره قرار میگیرد ولی همچنان بسیاری اصرار بر انجام آن گناهان دارند ، جنایت میکنند، تجاوز میکنند اما هیچکدام اینها را نه تنها گناه محسوب نکرده بلکه با توجیهاتی خوشایند خودشان آنرا به ملزومات و فرایض خداپرستی مرتبط میکنند! پس هرگاه که من میخواهم از بد و خوب صحبت کنم منظورم چنین اعمالی نیست ، اعمال غیر انسانی.
      خوب و بدی که میگویم از منظر هر فردی منحصر به فرد میتواند باشد و یکسری رفتارهایی است که ما شاید به نوعی به آنها تفاوتهای فرهنگی اطلاق کنیم. مثلا رابطه دختر و پسر که ما به مشروع و نامشروع تقسیم بندی میکنیم ولی در غرب چنین نیست. یا موسیقی را بعضی به بد و خوب تقسیم بندی میکنند که سابقا در کشور ما حرام هم اعلام شده بود. عده ای همجنسگرایان را مستحق مرگ میدانند و عده ای برایشان قانون و حمایت اجتماعی وضع میکنند ، خیانت به همسر را بسیاری زشت و غیر قابل بخشش میدانند اما عده ای از همان اکثریت این کار را برای خود خوب تلقی و تجویز کرده و انجام میدهند. نوع لباس پوشیدن ، مدل مو ، نوشیدن مشروب و هزاران رفتار اجتماعی با دیدگاهها و برداشتهای متفاوتی وجود دارد که در نقاط مختلف دنیا معانی متفاوتی دارد ، و انسانها اکثرا جبرا و به دلیل نفوذ و یا تسلط سیستم اجتماعی ، سیاسی و یا مذهبی کشور خود یا بر حسب عادتها و باورهای سنتی خود، با شک و تردیدهایی که دارند در مورد انجام دادن یا ندادن چنین مسائلی دچار سردرگمی میشوند.
      اینجا نقطه اختلاف انسانها میشود ، خوب آنها در مواجهه با چنین تفاوت ها و تناقض هایی چه میکنند؟ عده ای به قانون اجتماعی کشور خود ، عده ای به عرف! و تقلید از آنچه اکثریت انجام میدهند (و البته هیچگاه مشخص نمی شود که آیا به راستی اکثریتی در پشت یک تشخیص بر مبنای عرف وجود دارد یا عرف یعنی نظری از سوی چند نفر مکتوب شده!) ،عده ای به مذهب خود ، عده ای به ریش سفید قوم یا خانواده خود و عده ای به منطق و استدلال خود و حتی عده ای با استخاره به کتاب رجوع میکنند، چرا برای تشخیص خوب یا بد یک موضوع قادر نیستید خودتان بفهمید؟ چون همگی این مراجع غیر معتبر هستند ، آنها یا خود یک مرجع انسانی هستند و یا در طول تاریخ دستخوش تغییرات و تحریفهای بسیاری شده اند ، تنها و تنها یک راه و یک حقیقت وجود دارد، به مرکز عالم متصل شوید و در مورد آن موضوع تفکر کنید ، خواهید فهمید که انجام آن عمل چه تاثیر مثبت یا منفی بر شما یا دیگران خواهد داشت. چگونه به مرکز عالم متصل شویم و بدانیم؟ از قلب خود!



      بارها سخن از راستی قلب شنیدید ، تناقضات بین قلب و ذهن را بارها دیده اید ، آن محور تشخیص است ، آن کانال درونی و رابطتان با کودک درونی است که خود مرتبط با آنسوی عالم است.
      می گویند شخصی از محمد پیامبر پرسیده بود : تعریف خوب و بد چیست؟ و او گفت:
      از قلب خودتان سوال کنید
      از قلب خودتان سوال کنید
      از قلب خودتان سوال کنید
      چرا او 3 بار چنین جمله ای را گفت؟ چرا اینقدر روی قلب تاکید کرد؟ چرا نگفت به ذهن خود مراجعه کنید! چرا نگفت از یک فقیه یا مرجع و یا حتی خودش بپرسند؟ چرا نگفت به کتاب رجوع کنید؟ چرا هرکس را به قلب خودش رجوع داد؟ مگر انسانها متفاوت نیستند؟
      قلب ، دروغ نمی گوید ، قلب آنچه باعث تعالیتان میشود را تشخیص میدهد حتی اگر شادی آن عمل با ذهنتان در تضاد باشد. باور های ذهنیتان از آنچه دیگران به شما دیکته کرده اند ساخته شده، آنها داده هایی هستند که از دوران کودکی ،دیگرانی چون خود شما به انواع مختلف به شما ارائه کرده اند ذهن شما هم گلچینی از آنها را برای خود ذخیره کرده ، وقتی تشخیص را بر عهده مغز خود میگذارید در حقیقت تنها دارید آن را با داده های محدود و خاصی که در ذهن شماست مقایسه میکنید و ذهن هر فردی نیز بر حسب سیستم فرهنگی یا مذهبی و اجتماعی مکانی که در آن قرار دارد به گونه ای متفاوت با داده ها و پیش فرض ها پر شده ولی قلب، اینچنین نیست.
      ذهن شما را می توانند شستشو دهند یا داده های خود را در آن فرو کنند ولی در قلب شما خیر. قلب همه انسانها به یک منشا واحد در نهان خود اشاره دارد، قلب خداگونه میسنجد.فقط کافیست به آن رجوع کنید مشکل اینجاست که آنقدر به قلب خود بی توجه بوده اید و به صداهایش گوش نکرده اید که گوشتان نسبت به شنیدن ندای قلبتان سنگین شده است، باید به آن اعتماد و توجه کنید. هنوز پیامی هست که در مذاهب دستخوش تغییرات قرار نگرفته، آن اهمیت نیت درونی است، قلب شکلی که نماد عشق است، محل اتصال شما جایی که احساس را تجربه میکند. و کاری که مغز شما انجام باید دهد آنست که آن احساس را به فکر تبدیل کند و همه اینها انرژی را به جهان آزاد میکنند و انرژی از بین نمیرود. آنانکه دچار قساوت و بی رحمی میشوند را اصطلاحا سنگدل می گویند به این دلیل که قلب خود را کاملا فراموش کرده اند و از منشا بسیار دور شده اند.
      به گمان من مردمان این عصر خود را به دست فراموشی سپرده اند تا بلکه روزی علم یا مذهب یا یک منجی بتواند آنها را کشف کرده و به خود آورد. البته اخیرا علم گامهایی را برداشته است، برخی متخصصین اعصاب در مورد اینکه قلب بیشتر یک اُرگان هوش است تا دستگاه پمپاژ خون گفته اند. اکنون علم اعتراف میکند که قلب نیز همچون مغز دارای حافظه و هوش است و سلولهای و غده های عصبی آن همچون مغز است ، در حقیقت از دید علمی قلب به نوعی عملکردی همچون مغز دارد گویی در داخل قلب یک مغز وجود دارد. علم می گوید آنچه که بیشتر مردم به آن واقف نیستند این است که در واقع میزان اطلاعاتی که قلب به مغز ارسال می‌کند بیشتر از آنچه است که مغز به قلب می‌ فرستد. افسردگی یا استرس یا نگرش ها و سایر عوامل روانی اجتماعی، قلب را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سلامت قلب نیز متعاقباً بر مغز تأثیر می‌گزارد. برعکس زمانی که فرد احساسات مثبتی را تجربه می‌کند، ریتم قلب و الگوی امواج مغزی هماهنگ و منسجم می‌گردد. قلب به مانند مرکز احساسات عمل می‌کند. شما همگی حقیقت را میدانید ولی در باورش تردید دارید مگر آنکه آنرا از زبان علم بشنوید یا مرجعی مذهبی برایتان بازگو کند و یا در جایی با چشمان خود ببینید.
      اکنون زمان تغییر رسیده دیگر انسانها باید متوجه یک اشتباه بزرگ بشوند، باید از زندگی با محوریت ذهنی که بر ترس استوار است به زندگی با مرکزیت قلبی که به خرد و هوش عالم متصل است حرکت کنند. فقط کمی شجاعت میخواهد و ایمان و باور به قلب خود.

      شب نما
      علیرضا شفیعی
      علیرضا شفیعی
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۳:۳۳
      درود بر شما خندانک
      بسیار جالب و آموزنده بود خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۳:۴۳
      درود متقابل استاد ارجمند می آموزم از محضرتان
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۳:۰۲
      با درود لازم دیدم توضیحاتی ارائه دهم

      مورد اول اینست که در یک اجتماع تا مادامی که ضرری حاصل نشده هر کس در بیان عقیده آزاد باشد پر واضح است که اگر کسی عقیده ای برای ضرر زدن مالی و جانی و شخصیتی به دیگران یا حتی خود داشته باشد کارش محکوم و غیر قابل پذیرش است

      مورد دوم اینکه باید کاربردی بودن یک چیز برای زندگی شخصی و جمعی را در اولویت قرار داد برای مثال قانون همجنسگرایان در اولویت نیست در جایی که قوانین اقتصادی ضعیف و قوانین فرهنگی توام با خرافات داشته باشد ابتدا باید به قوانینی رسیدگی کرد که صلاح کلیت اجتماع در آنهاست

      مورد سوم اینکه رجوع به قلب شاید منجر به تصمیم گیری احساسی شود و حیطه تصمیم احساسی تنها به خود شخص برمیگردد نه اجتماع تصمیم گیری برای اجتماع بایستی عقلی و منطقی باشد نه احساس گرایانه


      و آخرین مورد اینکه یک اجتماع تا زمانی به درجه ای از پیشرفت و رفاه میرسد که مردمان آن همگی در کاری که به سودشان است مشارکت کنند در این راه اگر هر کس تنها بفکر خود باشد ما در نهایت با اجتماعی منفعت طلب مواجه میشویم که عنصر اعتماد در آن بسیار کمرنگ شده و هیچکس برای کسی دلسوزی نمیکند و اهمیت در امور از آن رخت میبندد

      شاد و پیروز باشید خندانک
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۳:۴۲
      درودو عرض ادب ،درست می فرمایید🙏
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۳:۵۰
      ، سخن از درکی والا هست که البته انسان ها به صورت شخصی و تنها هرکدام به آن دست می یابند و البته اتصال به سرچشمه هست ، و من شخصا به دل و یقین اعتقاد دارم به سخن دل ،به چشم دل یگانگیست با کل دراین مرتبه دیگر احساس وذهن جایی ندارد ،در متن هم بود احساس رو ذهن به فکر یا بهتر بگم افکار تبدیل می کند ،قضاوت می کند ،نتیجه گیری ،صحنه سازی و تصمیم همه توسط ذهن انجام می شود ،

      ودرمورد اجتماع از تک تک ما شکل گرفته است ،من نوعی که هدفم الهی باشد و خیر و مصلحت همه ی افراد در تمام تصمیم گیری هایم دیگران نیز هستند ، از همان خانواده شروع می شود و گسترش می یابد ، آنچه اکنون شاهد آن هستیم ،حاصل فکر و اعمال تم تک ما انسان ها بوده هست ،همچنین جناب عالی نیز موفق باشیدو سرفراز
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۵:۵۱
      خندانک
      علیرضا شفیعی
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۳:۱۵
      درود بر جناب افشاری گرامی خندانک
      داستان کوتاه جالبی بودخندانک خندانک خندانک خندانک
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۵:۵۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0