سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

پنجشنبه ۲۵ تير

پست های وبلاگ

شعرناب
شعر پیشرو، نوع سوم شعر
ارسال شده توسط

محمد علی رضاپور

در تاریخ : پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۱۰
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۹۲ | نظرات : ۰

شعر پیشرو و شباهت و تفاوت آن با شعر سنتی و نو:
در باور نگارنده، شعر پیشرو، شیوه ی سومی در سرایش پارسی و دیگرگون از شعر سنتی و شعر نو است و تفاوت  میان آنها بیش از این که به شکل ظاهری و رو ساخت شان مرتبط باشد، به فلسفه ی به کارگیری و به عبارت دیگر، به ژرف ساخت شان ارتباط دارد‌؛ به طوری که شعر سنتی اصالتا در قالب هایی مشخص و تقریبا بسته و غیرقابل انعطاف به کار می رود و از چارچوب قواعد کلیشه ای آن نمی توان گذشت (هرچند در چند دهه ی اخیر، برخی شاعران پایبند به شعر سنتی، رعایت کامل برخی از این  کلیشه ها را نادیده گرفته اند). 
در سرایش نو، بویژه در گونه های پس از شعر نیمایی، بر خلاف شعر سنتی، قاعده مندی شعر، کاهش می یابد یا تعریف مشخصی از آن و حتی تعیین مرز میان شعر سپید و دلنوشته، دشوار و بحث انگیز می شود و تلاشی جدی به کار گرفته می شود برای فاصله گرفتن از شعر سنتی، هم در رو ساخت و هم در ژرف ساخت به منظور دستیابی به شیوه ای نوین و در این راه، مکاتب ادبی غربی، چراغ راه و در واقع، سنگ بنای شعر نوی فارسی بوده اند و بویژه در شعرهای سپید جناب شاملو، گرایش شدید  شعر نوی فارسی به غربی شدن  را آشکارا می توان دید. 
در سرایش پیشرو - که ما آن را شیوه ای دیگر از  سرایش پارسی می دانیم و البته شیوه ای آمیخته از آن دو و فرزند آن پدر و مادر در نظرش می گیریم -
دو سمت قضیه یعنی شعر سنتی و شعر نو به هم نزديک می شوند و فرزندی زاده می شود به نام سرایش پیشرو‌‌؛ 
بنابراین، سرایش پیشرو، فرزند پدری به نام شعر سنتی و مادری به نام شعر نو است و همان طور که هر فرزندی با وجود اشتراکاتش با پدر و مادر، موجودی جداگانه و مستقل است، سرایش پیشرو هم جدا و مستقل اما شبیه  و میراث‌دار هر دوی آنهاست.
اختلاف شعر پیشرو با شعر سنتی و نو در رو ساخت، مربوط می شود به گونه های تازه ای همچون سروش، سه گلشن، شعرسبز یا چندآهنگ و شعر تک
(و شعر سه گانی که آن را، نیای آنها می پندارم) بعنوان گونه هایی که در کلّیّت خود
( در مجموعه ی زیرگونه های تنوع پذیر شان) به طور کامل جزء هیچیک از دو شیوه ی سنتی و نو نیستند بلکه از چارچوب هردوی آنها بیرون می زنند 
و از این گذشته، فلسفه ی پدید آمدن شعر پیشرو هم بهره مندی از ویژگی های هر دو شیوه ی سنتی و نو با حفظ استقلال وجودی خود بوده است.
همچنين شعر پیشرو - که آمیخته ای از سنت و نوین گرایی است - به پیروی از مکتب ادبی نورگرایی، گرایش بیش تری دارد؛ هرچند مکتب ادبی نورگرایی بطور عام  در همه ی قالب های شعری و در حوزه هایی فراتر از ادبیات هم قابل استفاده است.
از آنچه گفته شد، در می یابیم که سرایش پیشرو با هدف بهره گیری از چکیده ی امتیازات هر دوی شعر سنتی و شعر نو به وجود آمده است و عملا این دو شیوه را در خود به هم نزدیک نموده و بجای گرایش به مکاتب ادبی غربی، مکتب ادبی بومی نورگرایی را مدّ نظر قرار داده است.

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۲۳۰۴ در تاریخ پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۱۰ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

ه باز هم جنوب ااا جایی که خاک تفتیده اش بیش از آنکه به باران بهار تشنه باشد به خون جوانانی تشنه است که در مسلخ بی تدبیری سر بریده می شوند ااا هر سربازی که در گمنامی سنگرها به خاک می افتد تنها یک تن نیست تکه ای از جان این سرزمین است که زیر چرخ دنده های بی مسئولیتی مسئولان له می شود ااا آنچه این داغ را به سوگی بی پایان بدل کرده است نه فقط مرگ که قباحت سکوت متولیانی است که در تالارهای عافیت نشسته اند و مرگ جوانان را با واژه ی مصلحت معامله می کنند ااا دیگر پنهان نمی توان کرد ااا این خستگی ملی حاصل زخمی است که هر روز به بهانه ای تازه سر باز می کند ااا وقتی جان انسان در قاموس حاکمان ارزان تر از نان و اعتبار صندلی هایشان باشد دیگر از اعتماد چیزی باقی نمی ماند ااا این نه یک سوگواری ساده که طغیان وجدان های بیدار است علیه کسانی که اقتدار را در بی تفاوت بودن به خون فرزندان این خاک معنا کرده اند ااا نرگس زند
میکائیل نجفی(سراب )

تیر کینه در چله ی شیطان و قلب انسان هدف ااآه ه ه از این غفلت که پی در پی شکاریم اا بداهه
بِه آفرید

در همه عالم کسی نیست که راه مهر را نداند لیکن نیکی به مردم کار مردان خداست
طاهره حسین زاده (کوهواره)

فخرِ عوالِم که به اِذنِ خدا ااا موقعِ زیبایِ ظهورش رسد ااا یارَبم از منتظرانش بدان ااا جان و دلم تا به حضورش رسد ااا بداهه د
سید موسوی (نوریان)

نه نمیاد داداش اا نه مسیح رستاخیز داره و نه امام زمان اا پشت این حکمت خداست و می دونم درکش ممکن نیست اا سوره انبیاء آیه صد و پنج اا سوره قصص آیه پنج اا سوره ابراهیم آیه پنج اا سوره هود آیه هشت اا هیچ جای قران گفته نشده اا اصلا چرا بخواد بیاد تو این دنیای کثیف
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0