سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 8 آذر 1399
    13 ربيع الثاني 1442
      Saturday 28 Nov 2020
        شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

        شنبه ۸ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مباحث مانا 8 طنز زندگی ( 2)
        ارسال شده توسط

        مهرداد مانا

        در تاریخ : ۲ هفته پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۷۰ | نظرات : ۲۵

        طنز زندگی
        ...
        ادامه مطلب :
        خوب چند وقتیه که الحمداله دلتون پیش همه و قصد ازدواج دارید و خیلی از حرفاتونم زدید .. درین مدت خیلی لاس زدید و نکات کلیدی شخصیت همدیگر رو کشف کردید . نکاتی که اگر نمیدانستید ممکن بود زندگیتون بخطر بیفته . نکاتی ازین دست که پس از چهارسال کافی شاپ و رستوران و خانه خالی رفتن گیرتان آمده : 
        محمود عشق پیتزاس !!
        جواد تریپ اسپورت دوس داره !!
        ندا زیاد با آب یخ میانه ش خوب نیس!!!
        کامبیز میگه آرزو دارم روزی برم کره ی ماه!!!
        سحر همیشه عطر رنسانس میزنه!!
        مجید میگه دوس دارم شبها طاقباز بخوابم!!
        اردالن ورق بازیش خوبه ولی شطرنجش افتضاحه !!!
        یلدا رنگ موی زیتونی دوس داره ️!!
        و.......
        یعنی بعد از اینهمه مدت آقا و خانم ایرانی که هرکدامشان هم معتقدند کسی بگه ق اینا تا قافشان هم رفتن و با یه نگاه آدمو میشناسن ؛ این خزعبلات شده دستمایه ی شناختشون از همدیگه ..
         ...
        خوب پس این کشف و شهود گران سنگ و این تجارب ذی قیمت ـ آقا میخواد بره خواستگاری .. 
         ...
        زمان قدیم خواستگاری مراسمی بود که اول توی حمام اتفاق میفتاد .. یعنی خانواده ی مشدی مرتضا از دختر کربلایی حسن خوششان میامد .. و قرار میذاشتن که دختر رو توی حمام ببینن که عیبی نداشته
        باشه .. خلاصه خاله ملوک و زن دایی آمنه و زن عمو سکینه و حدود 60 نفر از خواص و بستگان و اهل حرم به خرج داماد خاک بر سر میرفتن حمام محل ... تا هم جانی تازه کنند و هم برن برای امر خیر : 
        👇👇👇👇👇
        رقیه خانم دختر نگو پنجه ی آفتاب . ماشالا باید میدیدی چقد خوش تن و تاب بود ( در این صحنه معمولا یک پسر نوجوان که موهای سرشو بصورت مزرعه ی شبدر قیچی کرده بودن و دو سوم از انگشت سبابه شو توی دماغش کرده بود ؛ فالگوش وایساده و بخصوص پس از وصف اندام عروس خانم یه حالتی از شعف پنهان در وجودش حس میکرد ) ... 
        آره کلثوم خانم چششششمممممم حسسسسووووداا کور بشه الهی دختر به این خوبی کم پیدا میشه توی این دور و زمونه !!
         
        اما الان اینجور نیس .. قبل از ازدواج دختر پسر خودشان به همت اندیشه های "جان لاک" و "بوآر" و "ویرجینا وولف" و جاه طلبی مقدس " استوارت میل " عزیز و تعارف و تکالیف "جم کلاسیک" و " فارسی وان" و البته و صد البته چاشنی اخلاق " روسوی " عزیز ؛ بیشتر از سیصدمرتبه در معیت همدیگر به حمام مشرف شده و زیر دوش ادای مرغ عشق را بهتر از سکانسهای " کشتی تایتانیک " بلدن
         ...
        میشه کم به من چپ چپ نگاه کنی؟؟
        دروغ میگم مگه؟
         
        ادامه دارد 

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۰۵۷۴ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0