سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

در دنیا دو چیز از همه زیباتر است؛ آسمان پرستاره و وجدان آسوده. ایمانوئل كانت

پنجشنبه ۲ بهمن

صفحه رسمی شاعر علی رفیعی وردنجانی


علی رفیعی وردنجانی

علی رفیعی وردنجانی



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۷۱

برج تولد:

برج قوس

گروه

:
ترانه ها

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
چهارشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۴

شغل

:
نویسنده

محل سکونت

:
اصفهان

علاقه مندی ها

:
شعر ، نمایشنامه ، داستان

امتیاز

:
۲۹۶
تا کنون 131 کاربر 448 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.

لیست دفاتر شعر


۱

یاد-داشت


اشعار ارسال شده


باران می آمد و من بی هیچ خاطره ای ... ...
این شعر را ۹ شاعر ۱۶ بار خوانده اند.
عباسعلی استکی(چشمه) ، مجتبی شهنی ، حدیث ابراهیمی (سوگند) ، طوبی آهنگران ، فاطمه رضایی برما(آینه عدم) ، سيد هادی حسینی(هادی) ، آرمان پرناک و ۱شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۹۴۷۰۲ در تاریخ ۲ روز پیش    نظرات: ۷

چشم هایت را ببند و به روزهایی فکر کن ...  ...
ثبت شده با شماره ۹۴۴۸۶ در تاریخ ۷ روز پیش    نظرات: ۵

در چشمانت بغض نهنگی است که ... ...
ثبت شده با شماره ۹۴۲۷۱ در تاریخ ۱۳ روز پیش    نظرات: ۵
شمع ها شعری از علی رفیعی وردنجانی از دفتر یاد-داشت نوع شعر سپید

و من هزار تکه می شوم  ...
ثبت شده با شماره ۹۴۱۲۶ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۳

گاهی همبازی بچگی هایم می شوم او جعبه ای پر از اسباب بازی را ...  ...
ثبت شده با شماره ۹۳۹۲۰ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۵

مجموع ۲۹۹ پست فعال در ۶۰ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر علی رفیعی وردنجانی


همیشه در غمگین ترین حالت روانی خود به این نکته فکر می کنم که اگر تکه سنگی بودم وکارگران کوروش در ساخت تخت جمشید از آن استفاده می کردند تا کاخ با شکوه شود چه می شد ؟ . ماده ای که وجود داشت ، بر دوش دیگ
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۱۱:۱۰    نظرات: ۳

زمستان آغوش سرخ بهار به سپیدی جامه فرشتگان و سیاهی طاعون . امسال اما ، از همه سیاه تر ، از همه خونین تر . گاهی یادمان می رود زندگی کنیم وگاه زندگی ما را فراموش می کند . دی ماهی را پشت سر گذاشتیم توام
يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۰۳:۱۸    نظرات: ۰

 
عبور می کنیم
نویسنده علی رفیعی وردنجانی
*بهار
بهار نزدیک است ، انقدر که زندگی را دوباره شروع کنم ، دوباره با یک گلدان خالی ، یک قاب عکس و کاغذ کادوی بنفش خال خالی زمستان را
چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۶ ۰۲:۵۴    نظرات: ۰

نویسنده : علی رفیعی وردنجانی
بچه محل : راننده تاکسی از اون ادمای پرچونه حوصله سر بر بود و منم اصلا وقتش و نداشتم به حرفاش گوش کنم واسه همین هدفون و از تو کیفم درآوردم و گذاشتم تو گوشم ابراهیم هنو
دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۶ ۰۲:۱۲    نظرات: ۰

کچل
نویسنده : علی رفیعی وردنجانی
بچه محل : آقا تو نمیری به موت قسم  سوار یه تاکسی شدم رانندش کچل بود از قضا یه زنی هم سوار شد که اونم کچل کرده بود و تریپش به ما نمی خورد از اونجایی که
دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶ ۱۱:۳۹    نظرات: ۰
مجموع ۲۸ پست فعال در ۶ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0