سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 16 فروردين 1399
    11 شعبان 1441
    • ولادت حضرت علي اكبر عليه السلام، 33 هـ ق، روز جوان
    Saturday 4 Apr 2020
      یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

      شنبه ۱۶ فروردين

      وقت دیدار

      شعری از

      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )

      از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۱۰ روز پیش شماره ثبت ۸۳۱۱۹
        بازدید : ۸۴   |    نظرات : ۲۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      آخرین اشعار ناب مریم قاسمیان ( دختر پاییز )

      امروز هم به انتظار گذشت...چند روزیست آسمان تیره و تار خبر آمدنش را میدهد...با فکر و خیال او چشمانم گرم شد...نمیدانم، نمیدانم چقد گذشت اما صدایی مرا از عالم خواب بیرون کشید... وقتی متوجه اطرافم شدم دیدم کسی محکم بر شیشه میکوبد... لبخندی ناخوداگاه بر لبم نقش بست... سریع به سمت پنجره دویدم... پرده را کنار زدم از پشت پنجره هم میتوانستم بفهمم که او هم دلش برایم تنگ شده... پنجره را بازم کردم بدونه لحظه ای درنگ بر صورتم بوسه ای زد و حال مرا دگرگون کرد... نمیدانم چقدر گذشت اما روشنی روز کاملا پیدا بود دیگر نمیتواستم صبر کنم ... سریع لباسهایم را عوض کردم و از خانه بیرون شدم ... شانه به شانه هم از کوچه ، خیابان ها عبور میکردیم ... اما حرفی بینمان رد و بدل نمیشد ... نمیدانم، شاید این سکوت را دوست داشت... اما کاش میدانست من انتظار نکشیدم تا سکوتش را ببینم ... من دلم هیاهوی او را میخواهد... دوست دارم انقد حرف بزند تا تمام دلنتگی هایم برطرف شود... لحظه ای در خود غرق بودم ... و حواسم به اطراف نبودم اما دیدم سکوت بینمان را شکست ... حرف های زیادی برای گفتن داشت ... گاهی ارام و گاهی با فریاد سخن میگفت و من محو تماشایش... دیگر شهر جایی برای گشتن نداشت .... ما تمام شهر را باهم متر کرده بودیم  ... و در طول مسیر حرف هایمان دلنتگی را از بین برد... درسته من چیزی نمیگفتم و با سکوت نگاهش میکردم ... اما او حرف هایم را از چشمانم میخواند ... چون چشمانم همانند او در دریایی شده بود ... در طول مسیر گاهی در اغوش میگرفت مرا و گاهی بر دست و صورتم بوسه ای می کاشت ... نمیدانم شاید میخواست از دلم در بیاورد... و غیبت طولانی اش را جبران کند ... اما ای کاش میفهمید وقتی دیدمش دیگر دلگیر نبودم ... اخر مگه میشود از معشوق خود دلگیر شد ... میشود او را دید و همراهش نشد ... او خود خوب میداند من شیفته اش هستم ... انقدر دوستش دارم که برای گفتنش کلمه ای یاری ام نمیکند .... اما او میفهمد و میخواند از چشمانم که چگونه دوستش دارم ... اما حیف که نمیشود همیشه کنارم باشد... دیر می اید و زود میرود .... اینگونه عاشقی میکند ... رسم عاشقی میان ما اینگونه است ... و من او را قبول کردم با تمام بدقولی هایش .... با گذر از همهء شهر .... دست در دست هم که روی جدول های کنار خیابان قدم زدیم... وقت وداع شد.... باید میرفت تا دوباره هر وقت که خودش میخواست بیاید ... ارام ارام میرفت ... او کمتر رنگ میشد و باران چشمان من پر رنگ تر ... دیگر خبری از او نبود ... رفت، و من سرمست و خوشحال به سمت خانه میرفتم ... در مسیر هر ادمی را میدیدم لبخندی نثارش میکردم ... بعضی ها جواب میدادند و بعضی ها طوری نگاهم میکردند که انگار دیوانه ام .... به خانه که رسیدم سریع به اتاقم پناه بردم .... لباسهایم را روی زمین انداختم دفترچه خاطراتم را باز کردم و خاطراه دیدارمان را نواشتم ... و با نوشتن هر کلمه لبخندم عمیق تر میشد ... با تمام شدن دفتر را بستم... دفتر را به اغوش کشیدم و با حال خوبم و آغوش او به خواب عمیقی فرو رفتم .
      ۶
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۸ روز پیش
      دلنوشته زیبایی است خندانک خندانک خندانک
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      تشکر 🙏
      ارسال پاسخ
      علیرضا بنایی
      ۸ روز پیش
      زیبا بود
      خندانک
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      🌹ممنون
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۸ روز پیش
      خندانک خندانک
      درودتان باد
      خندانک خندانک
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      همچنین🙏
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      ۸ روز پیش
      درود به شما
      زیبا بود گرامی خندانک
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      ممنون 🙏
      ارسال پاسخ
      مهدی نساجی
      ۸ روز پیش
      سلام گرامی
      بهره بردم از وقت دیدار
      سالی خوش داشته باشید... خندانک
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      ممنون از لطفتون🌹
      همچنین🙏
      ارسال پاسخ
      ابراهیم آروین
      ۸ روز پیش
      درودها
      سلامت‌باشیدوشاد
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      متشکرم 🌹
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      ۷ روز پیش

      درود بر شما ... خندانک خندانک
      خاك من گِل شود و گُل شُكفد از گِل من
      تا ابد مهــــــــــــــر تو بيرون نرود از دِل من
      -----------------------------------مولانا
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      🙏🌹
      ارسال پاسخ
      علی مزینانی عسکری
      ۷ روز پیش
      سلام و عرض ادب
      دلنوشته زیبایی است احسنت
      سالی خوب و خوش داشته باشید
      خندانک خندانک خندانک
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      ممنون از نظرتون 🙏
      ارسال پاسخ
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      🌹
      ارسال پاسخ
      علی توکلی
      ۷ روز پیش
      خندانک
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      🙏
      ارسال پاسخ
      خسرو سلیمانی
      ۷ روز پیش
      آفرین به شما
      نثر مناسب شما تا فردا
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      تشکر 🌹🙏
      ارسال پاسخ
      علی قاسمیان ( باغبان )
      ۶ روز پیش
      قلمت سبز دختر پاییز
      خوش آمدی به شعرناب 🌹
      مریم قاسمیان ( دختر پاییز )
      ممنون استاد 🙏😊🌹
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0