سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 3 بهمن 1398
    29 جمادى الأولى 1441
      Thursday 23 Jan 2020
        «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.» آلبرت انیشتن

        پنجشنبه ۳ بهمن

        مجموعه اشعار چامه ۰۷

        شعری از

        سعید فلاحی

        از دفتر چامه ها نوع شعر پریسکه

        ارسال شده در تاریخ ۱۲ روز پیش شماره ثبت ۸۰۵۰۰
          بازدید : ۲۶   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        - دستِ تو:
        بارانی است 
        هوای پاییز دل ام،
        بگذار خیس گردم
        چتری آرزویم نیست!
        تا دستانت را دارم.
         
        - کجا بیابمت؟:
        گم شده ام میان نبودن هایت
        بودنت خاطره ای است گنگ
        که دیگر در خیال هم نمی آید
        ای مستتر
        میان غربت غمناک 
        کی و کجا بیابم تو را!؟
         
        - گیاه خشک:
        سرو سهی نیستم
        که زمستان را نفهمم
        گیاهی خشک ام!
        پاشیده ام ز هم
        از تازیانه ی روزگار.

        - مرغ جان:
        تا زنده است
        مرغ جانم در این قفس
        از عشق
        دانه ای در برش بپاش!
        گاه و بی گاه.
         
        - سرباز جبهه ی دلدادگی:
        ناتوان ترین 
        سرباز جبهه ی دلدادگی منم 
        تمام من را تسخیر میکنی
        و با چشم هایت
        دست هایم را خلع سلاح می کنی
        و می شوم اسیر
        اسیر عشق تو 
         
        - درک عشق:
        لابُد درک عشق
        از حد تصور ما خارج است
        که من بی هوای تو 
        خفه می شوم!
        و تو در خیالات من، 
        غرق!.
         
        - جمعه ها:
        و جمعه هایم 
        خیس اند از نبودنت
        با لهجه ای از سکوت
        و صبحی خسته
        که تا به ظهر می رسد
        دمار از من در می آورد
        عصرهاي رنگ دلتنگی اش.
         
        - پنجره ها:
        آبستن است کوچه  
        بغض آمدنت را...  
        من به درک!
        پنجره ها را
        دلنگران نکنی.
         
        - بی غیرتی:
        ماه را
        به آغوش کشیده ای!
        پاهایت را 
        به بوسه های راه سپرده ای!
        موهایت در دست نسیم!
        و من...
        چه بی غیرتم!
         
        - دست زمانه:
        پیله وار، 
        سخت در خود می پیچیدتم!
        تنهایی و نبودنت...
        تا دست زمانه
        چگونه، 
        پروانه ام کند!.
         
        - دستان تو:
        سیب گاز زده ی عمرم را
        به جویِ عشق تو سپرده ام
        خوب می شود، 
        شاخه ی دستان تو
        از آب بگیردم!.

        - سرگذشت:
        خیابان های شهر
        پر است
        از آواز تنهایی من
        چگونه نمیشنوی,
        سرگذشتم را؟!
        نقل زبان تمام گنجشک های شهر است.
         
        - من منهای تو:
        هیچ گاه ریاضی یاد نگرفتم
        آنقدر که 
        در تمام عمر
        نفهمیدم
        من منهای تو
        چرا می شود: درد!
         
        - بگو دوستم داری:
        باز هم بگو
        دوستت دارم
        برای هزارمین مرتبه
        راستش، دوستت دارم های تو 
        راست هم که نباشد 
        به دلم می نشیند. 
         
        - لب های شراب آلود:
        هرگز شرابی ننوشیده ام
        که مست شوم
        همین لب های پر از مَی تو
        شراب آلود ترین خُم دنیاست
        بوسه ام برسان.
         
        - دوست داشتنت:
        دست خودم نیست!
        جلویش را نمی توانم بگیرم
        هر جا که باشد
        فرقی نمی کند!
        دوست داشتنت
        از من سر ریز می شود.
         
        - چشمانت:
        هجوم قوم مغول است، 
        چشمانت!
        به یک نگاه 
        خراب می کند،
        هستی ام را!
         
        - اشک درخت:
        در کوچ پرنده ها
        زمین می ریزد
        چون اشک
        درخت   
        برگ هایش را.
         
        - خیسم از خاطراتت:
        هر کجا هستی
        مهم نیست
        من اینجا
        خیسم
        از باران خاطراتت.
         
        - هوای دلم:
        آنجا را نمی دانم!
        ولی اینجا، 
        هوای دلم ابری است!
        چند روزی است،
        خورشید نگاهت نمی تابد.
         
        - ماه بی قرار:
        ماه را نگاه! 
        چه بی قرار
        برای دیدنت، 
        از پشت ابرها
        سَرَک می کشد!.

         - عشق:
        و‍ عشق
        بُغضِ است
        فرزند دوری و دلتنگی
        که هر نیمه شب 
        گلو گرفته
        و جان مرا...
         
        - گوش نمی کردند چشم هایت:
        عمری با نگاهم گفتم: 
        "دوستت دارم"
        ولی افسوس!
        گوش نمی کردند؛
        چشم هایت!
         
        - اپرای زندگی ام:
        پشت پنجره ایستاده ام به انتظار!
        سمفونی باران،
        روی شیروانی ها،
        می نوازد به ضرب!
        دیگر بیا
        اپرای زندگی ام را 
        صحنه گردانی کنی.
         
        #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
        #شعر_کوتاه
        ┏💕━━━━━━━━━━•┓
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۱۱ روز پیش
        بسیار زیبا و دلنشین بودند خندانک خندانک
        بهروز دارابی
        ۱۰ روز پیش
        درود بر شما
        ✋🌹🌹🌹
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0