سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 21 مرداد 1399
    22 ذو الحجة 1441
      Tuesday 11 Aug 2020
        چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران خلیل جبران

        سه شنبه ۲۱ مرداد

        مجموعه اشعار چامه ۰۷

        شعری از

        سعید فلاحی

        از دفتر چامه ها نوع شعر پریسکه

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۸ ۰۲:۱۹ شماره ثبت ۸۰۵۰۰
          بازدید : ۸۱   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        - دستِ تو:
        بارانی است 
        هوای پاییز دل ام،
        بگذار خیس گردم
        چتری آرزویم نیست!
        تا دستانت را دارم.
         
        - کجا بیابمت؟:
        گم شده ام میان نبودن هایت
        بودنت خاطره ای است گنگ
        که دیگر در خیال هم نمی آید
        ای مستتر
        میان غربت غمناک 
        کی و کجا بیابم تو را!؟
         
        - گیاه خشک:
        سرو سهی نیستم
        که زمستان را نفهمم
        گیاهی خشک ام!
        پاشیده ام ز هم
        از تازیانه ی روزگار.

        - مرغ جان:
        تا زنده است
        مرغ جانم در این قفس
        از عشق
        دانه ای در برش بپاش!
        گاه و بی گاه.
         
        - سرباز جبهه ی دلدادگی:
        ناتوان ترین 
        سرباز جبهه ی دلدادگی منم 
        تمام من را تسخیر میکنی
        و با چشم هایت
        دست هایم را خلع سلاح می کنی
        و می شوم اسیر
        اسیر عشق تو 
         
        - درک عشق:
        لابُد درک عشق
        از حد تصور ما خارج است
        که من بی هوای تو 
        خفه می شوم!
        و تو در خیالات من، 
        غرق!.
         
        - جمعه ها:
        و جمعه هایم 
        خیس اند از نبودنت
        با لهجه ای از سکوت
        و صبحی خسته
        که تا به ظهر می رسد
        دمار از من در می آورد
        عصرهاي رنگ دلتنگی اش.
         
        - پنجره ها:
        آبستن است کوچه  
        بغض آمدنت را...  
        من به درک!
        پنجره ها را
        دلنگران نکنی.
         
        - بی غیرتی:
        ماه را
        به آغوش کشیده ای!
        پاهایت را 
        به بوسه های راه سپرده ای!
        موهایت در دست نسیم!
        و من...
        چه بی غیرتم!
         
        - دست زمانه:
        پیله وار، 
        سخت در خود می پیچیدتم!
        تنهایی و نبودنت...
        تا دست زمانه
        چگونه، 
        پروانه ام کند!.
         
        - دستان تو:
        سیب گاز زده ی عمرم را
        به جویِ عشق تو سپرده ام
        خوب می شود، 
        شاخه ی دستان تو
        از آب بگیردم!.

        - سرگذشت:
        خیابان های شهر
        پر است
        از آواز تنهایی من
        چگونه نمیشنوی,
        سرگذشتم را؟!
        نقل زبان تمام گنجشک های شهر است.
         
        - من منهای تو:
        هیچ گاه ریاضی یاد نگرفتم
        آنقدر که 
        در تمام عمر
        نفهمیدم
        من منهای تو
        چرا می شود: درد!
         
        - بگو دوستم داری:
        باز هم بگو
        دوستت دارم
        برای هزارمین مرتبه
        راستش، دوستت دارم های تو 
        راست هم که نباشد 
        به دلم می نشیند. 
         
        - لب های شراب آلود:
        هرگز شرابی ننوشیده ام
        که مست شوم
        همین لب های پر از مَی تو
        شراب آلود ترین خُم دنیاست
        بوسه ام برسان.
         
        - دوست داشتنت:
        دست خودم نیست!
        جلویش را نمی توانم بگیرم
        هر جا که باشد
        فرقی نمی کند!
        دوست داشتنت
        از من سر ریز می شود.
         
        - چشمانت:
        هجوم قوم مغول است، 
        چشمانت!
        به یک نگاه 
        خراب می کند،
        هستی ام را!
         
        - اشک درخت:
        در کوچ پرنده ها
        زمین می ریزد
        چون اشک
        درخت   
        برگ هایش را.
         
        - خیسم از خاطراتت:
        هر کجا هستی
        مهم نیست
        من اینجا
        خیسم
        از باران خاطراتت.
         
        - هوای دلم:
        آنجا را نمی دانم!
        ولی اینجا، 
        هوای دلم ابری است!
        چند روزی است،
        خورشید نگاهت نمی تابد.
         
        - ماه بی قرار:
        ماه را نگاه! 
        چه بی قرار
        برای دیدنت، 
        از پشت ابرها
        سَرَک می کشد!.

         - عشق:
        و‍ عشق
        بُغضِ است
        فرزند دوری و دلتنگی
        که هر نیمه شب 
        گلو گرفته
        و جان مرا...
         
        - گوش نمی کردند چشم هایت:
        عمری با نگاهم گفتم: 
        "دوستت دارم"
        ولی افسوس!
        گوش نمی کردند؛
        چشم هایت!
         
        - اپرای زندگی ام:
        پشت پنجره ایستاده ام به انتظار!
        سمفونی باران،
        روی شیروانی ها،
        می نوازد به ضرب!
        دیگر بیا
        اپرای زندگی ام را 
        صحنه گردانی کنی.
         
        #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
        #شعر_کوتاه
        ┏💕━━━━━━━━━━•┓
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸ ۰۹:۳۸
        بسیار زیبا و دلنشین بودند خندانک خندانک
        بهروز دارابی
        يکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸ ۱۷:۲۴
        درود بر شما
        ✋🌹🌹🌹
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0