سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 23 آبان 1398
    18 ربيع الأول 1441
      Thursday 14 Nov 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        پنجشنبه ۲۳ آبان

        غم شیرین

        شعری از

        علی معصومی

        از دفتر در کوچه های انتظار نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۸۰۷۱
          بازدید : ۳۴   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        رفتم از یادِ تو و یادِ تو از یاد نرفت
        زنده بادا غم عشقِ تو که برباد نرفت
        رفتنت شعله بدامان سحر بودُ گذشت
        شادمان° آمدنت ز این دلِ ناشاد نرفت
        شاخه در شاخه پریدی و گذشتی اما
        برگ° برگ غمت از ریشه و بنیاد نرفت
        هرچه بَرگید و جَوانید و شکوفاتر شد
        بیدِ مجنون شده از شانه شمشاد نرفت
        رشته° در رشتهِ زلف تو به زنجیرم کرد
        اگر از حنجره ام شِکوه و فریاد نرفت
        بیستون رفته ز یاد و غم شیرین° افسوس
        آنچه از سینه پر حسرتِ فرهاد نرفت
        روزگار استُ تو هم صید رهش معصومی
        کو شکاری که به سر حلقه صیاد نرفت ؟!
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ هفته پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و جالب بود خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۲ هفته پیش
        سلام بزگوار وادیب دانا
        خواندم ولذت بردم
        سرودبسیار زیبایی بود
        درودبر اندیشه نابتان
        شاعر گرامی
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        عنایت الله  ایرانمنش ( م تکخال )
        ۲ هفته پیش
        درودتان باد
        بهره فراوان بردم از سروده ی زیبای شما
        در پناه حق موفق باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        عبدالامیر الهی(مسکین)
        ۲ هفته پیش
        بسیار عالی
        دل نشین و زیبا
        درودتان باد
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمد شمس باروق
        ۲ هفته پیش
        علی معصومی جان
        سلام استاد عالی بود و آموختنی
        همواره لذت برده ام از اشعار تان
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد شمس باروق
        ۲ هفته پیش

        رفتم از یادِ تو و یادِ تو از یاد نرفت
        زنده بادا غم عشقِ تو که برباد نرفت
        رفتنت شعله بدامان سحر بودُ گذشت
        شادمان° آمدنت ز این دلِ ناشاد نرفت
        شاخه در شاخه پریدی و گذشتی اما
        برگ° برگ غمت از ریشه و بنیاد نرفت
        هرچه بَرگید و جَوانید و شکوفاتر شد
        بیدِ مجنون شده از شانه شمشاد نرفت
        رشته° در رشتهِ زلف تو به زنجیرم کرد
        اگر از حنجره ام شِکوه و فریاد نرفت
        بیستون رفته ز یاد و غم شیرین° افسوس
        آنچه از سینه پر حسرتِ فرهاد نرفت
        روزگار استُ تو هم صید رهش معصومی
        کو شکاری که به سر حلقه صیاد نرفت ؟!
        خندانک
        به به
        سیف اله فاتحی
        ۲ هفته پیش
        درود فراوان
        زیبا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1