سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 30 شهريور 1398
  • روز گفت و گوي تمدن‌ها
23 محرم 1441
    Saturday 21 Sep 2019
      امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

      شنبه ۳۰ شهريور

      شروع دوباره

      شعری از

      جواد صارمی

      از دفتر شروع دوباره نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۸ ۱۲:۱۱ شماره ثبت ۷۵۱۱۷
        بازدید : ۶۱   |    نظرات : ۱۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر جواد صارمی

      تا صبح بیدارم , نفس تنگ و دلم تنگ
      بغضی گلو را نیمه شب ها می فشارد
      یاداوری کردن عجب احساس شومی ست
      رحمی میان ضربه های خود ندارد
       
      پهلو به پهلو می شوم, خوابم نبرده
      هر شب شبیه برزخی پر اضطراب است
      وقتی نفس پشت نفس آزرده ات کرد
      بیدارماندن بدترین نوع عذاب است
       
      افتاده ام در منجلابی بی سرانجام
      بیخود تقلا کردنم را دوست دارم
      معتاد دردم , ظاهرا , بی درد مرگ است
      با زجر هر شب مردنم را دوست دارم
       
      درمان برای دردها بودم زمانی
      اما به دردی مبتلا کردم خودم را
      تقصیر ناپرهیزی ام یا از هوس بود
      با دست خود از خودجدا کردم خودم را
       
      مدفون شدم پشت نقابی بی هویت
      در حبس گاه اشتباهاتم , اسیرم
      برزخ برای وصف حالم واژه ای نیست
      راه رهایی چیست جز اینکه بمیرم
       
      چوبی که خود در استینم کرده بودم
      چون اژدهایی هستی ام را هی فرو برد
      مثل خوره افتاد در اعماقِ جانم
      با اشتیاقی زنده زنده از تنم خورد
       
      حالا منم در جنگ بین خاطراتم
      خونریزی از زخمی که باید کهنه باشد
      در چنگ احساس پشیمانی گرفتار
      درگیر احساسی که شاید کهنه باشد
       
      سخت است وقتی بی هویت , می نویسم
      در زیر رنجم نامی از بی نامی خویش
      سخت است در سایه, بدون نور خورشید
      سخت است رنجیدن از این ناکامی خویش
       
      در میزند غم, مثل هر شب , چاره ای نیست
      باید قلم را در قلافش گل بگیرم
      هرچند در حد دو خط تسکین من شد
      تن می دهم هر شب به مردن, ناگزیرم
      #جواد_صارمی
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      جمعه ۱۴ تير ۱۳۹۸ ۱۹:۲۰
      غمگین و زیبا بود خندانک
      جواد صارمی
      جواد صارمی
      سه شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۸ ۱۹:۳۰
      درود جناب استکی عزیز خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      همایون طهماسبی (شوکران)
      پنجشنبه ۱۳ تير ۱۳۹۸ ۰۷:۵۹
      درودتان
      زیبااا
      خندانک خندانک خندانک
      جواد صارمی
      جواد صارمی
      سه شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۸ ۱۹:۳۰
      درود جناب ممنونم از توجهتون خندانک
      ارسال پاسخ
      دکتر محمد مهدی بخارائی
      پنجشنبه ۱۳ تير ۱۳۹۸ ۱۵:۰۸
      درود فراوان بر شما خندانک
      جواد صارمی
      جواد صارمی
      سه شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۸ ۱۹:۳۱
      خندانک خندانک درود و سپاس
      ارسال پاسخ
      کیوان نصرتخواه
      جمعه ۱۴ تير ۱۳۹۸ ۱۲:۱۰
      زیبا و با احساس قلم زده اید خندانک خندانک خندانک
      درودتان خندانک خندانک
      جواد صارمی
      جواد صارمی
      سه شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۸ ۱۹:۳۱
      درود ممنونم از نگاه پرمهرتان خندانک
      ارسال پاسخ
      کبری یوسفی
      جمعه ۱۴ تير ۱۳۹۸ ۱۷:۳۷
      سلام ودرودبرشما شاعر بزرگوار
      درودخدا برشما بسیار عالی وقشنگ سروده اید
      موفق باسید ودرپناه خدای مهربان درخت دانشتون پربار
      ان شاءالله غمتون برباد
      خندانک خندانک خندانک خندانک

      جواد صارمی
      جواد صارمی
      سه شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۸ ۱۹:۳۲
      خندانک خندانک درود بر شما بانوی بزرگوار
      ممنونم از مکث نگاهتون خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0