سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 30 مرداد 1398
  • روز بزرگداشت علامه مجلسي
  • حمله به مسجد گوهرشاد و كشتار مردم توسط رضاخان، 1314 هـ ش
21 ذو الحجة 1440
    Wednesday 21 Aug 2019
    • روز جهاني مسجد
    هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

    چهارشنبه ۳۰ مرداد

    با یاد سهراب سپهری

    شعری از

    مهدی حریفی

    از دفتر شعرناب نوع شعر نیمائی

    ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸ ۰۱:۴۹ شماره ثبت ۷۴۲۵۷
      بازدید : ۴۷   |    نظرات : ۴

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر مهدی حریفی

    چه شد آن شب سهراب
    که سحر بستی بار ، رفتی از آبادی 
    رفتی و دور شدی از شهرش
    رفتی از دشت فراخ ، کوه هایی چه بلند
    و به یارت گفتی
    که خیالت راحت ، می‌روم از قلبت
    می شوم دورترین خاطره در شب هایت
    در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟
    لای آن شب بوها ، پای آن کاج بلند
    و خدا بود در آن نزدیکی؟
    من هم از دور شنیدم که کسی خواند مرا
    و دویدم سمتش
    ساده بودم سهراب
    رفت آن فاصله هایی که پر از ابهامند
    من شنیدم که صدایی گفت هیچ
    و نگفت آمده ام ، که به قانون گیاه طعنه زند
    و به آگاهی آب لطمه زند
    گفت در من ابدیت جاری ست
    و در آن لحظه سپیدار بلند
     سمت دانایی ما سایه نداشت
    در دلم چیزی بود
    مثل یک بیشه نور ، مثل خواب دم صبح
    خانه ی ما طرف دیگر شب زیبا بود
    زندگی رسم خوشایندی بود
    زندگی بال و پری داشت با وسعت مرگ
    پرشی داشت اندازه عشق
    ولی افسوس سهراب
    زندگی شستن یک بشقاب بود
    زندگی یافتن سکه ده شاهی در جوی
    و چه بی ارزش بود
    هرکجا رفتم آسمان مال کسی دیگر بود
    چه شد آن شب سهراب
    دل بریدی از یار و به او بانگ زدی
    تو به من میخندی و به خود می‌گویی
    باز می آید و می سوزد از این عشق ولی
    برنمی‌گردم ، نه
    خواستم باز نگردم سهراب
    چترها را بستم ، زیر باران رفتم
    بد نگفتم به مهتاب اگر تب داشتم
    شهر من ای سهراب مثل شهر تو نبود
    و من از روز وداع گم شده ام
    شهر من رود نداشت
    قایق و لنج نداشت
    خوش به حالت سهراب
    کاش می شد من هم
    روم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد
    عشق زیباست و حرمت دارد
    #مهدی_حریفی
    به یاد سهراب سپهری
    ۲
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    يکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ ۱۱:۳۲
    درود بزرگوار
    بسیار زیبا و خوش آهنگ بود خندانک
    مهدی حریفی
    مهدی حریفی
    يکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ ۱۲:۴۲
    درود استاد عزیزم.عرض ارادت🌹🌹
    ارسال پاسخ
    همایون طهماسبی (شوکران)
    يکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ ۰۷:۱۳
    درودتان
    زیباااااااا
    خندانک خندانک خندانک
    مهدی حریفی
    مهدی حریفی
    يکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ ۱۲:۴۳
    درود برشما.زیبا طبع لطیف شماست❤
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0