سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 4 خرداد 1398
    22 رمضان 1440
    • شب قدر
    Saturday 25 May 2019
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      شنبه ۴ خرداد

      یک روز و یک توقف

      شعری از

      محمد ادب

      از دفتر شربت ستاره نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۳۲۹۶
        بازدید : ۸۲   |    نظرات : ۱۲

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر محمد ادب

      لطافت صبحگاهان یاد باد
      آن زمان که پلکهای آسمان را گشود
      و خورشید مردمکانش طلوع کرد:
      رهگذر، آرام و سر به زیر، بر پل راه می سپرد
      نیمه های پل، دستهای تقدیر او را متوقف کرد
      ایستاد و از روی اتفاق - یا تنوع - سر از خلوت خویش برداشت
      و در مقابل، آن آسمان زلال و خورشیدهای درخشان سبز را یافت
      دیدگان رهگذر که تا آن زمان 
      جز خطوط مستقیم و تکراریِ کاشیهای پل را نپیموده بود،
      اینک زیباترین خطوطِ منحنی را لمس میکرد
      مرد آواره گفت:
      «ای آفریدگار فلق، به تو پناه می برم!»
      و عروج کرد در اعماق زیباییِ چشمانش
      از طبقات آسمان یک یک برگذشت
      تا آنجا که دیگر فاصله ای میان آنان نبود
      شاید به اندازه دو کمان ابرویش که میگفت «نه»، یا کمتر!
      غنچه ای جوانه زد...
      گرمای نیمروز را به یاد می آورم:
      آن زمان که غنچه از پرتو آن آفتاب مینوشید و میبالید
      آن زمان که گمان میبردم خورشید، مشرق و مغرب را نمی نگرد
      و مستقیم، چشم در چشمان من دارد!
      مرد، گل را چید و تقدیم کرد:
      «اگر هدیه را پذیری
      همین جا خانه ای سازیم از گُل و آفتاب»
      و بی صبرانه جواب را انتظار میکشید...
      غروبی دلگیر بود
      آن زمان که خورشید، در افقِ دریای چشمانش غروب کرد:
      رهگذر گرمای دستهای آشنایی را بر شانه اش حس کرد
      صدایی از پشت سر می آمد:
      «بر پل مایست که محل گذر است، نه بنای خانه
      بر لغو، کریمانه بگذر!» 
      مرد، تکانی خورد
      و از معراج چشمان «او» به خویشتن بازگشت
      رودخانه را نگریست
      گلبرگهای پرپرشده ای بر آب میگذشت
      پاسخی که منتظرش بود!
      رهگذر دانست که عمق آن دریا و آن آسمان و آن معراج
      بیش از ضخامتِ پرده ای از خیال نبوده است
      می گذشت در حالیکه زیر لب می ستود
      شاهکارهای کوزه گرِ نقاش را
      که چه سان طبیعی، طرحِ چشمان را بر تندیسهای گِلی نگاشته است!
      می گذشت در حالیکه هنوز عطر خاطره ای را 
      که در فضای پشت سر خورشید پیچیده بود استشمام میکرد...
      شب فرا میرسید
      بارش «برف» آغاز شده بود
      و رهگذر به انتهای پل نزدیک می شد
      دیرپاییِ شامگاهان را تحمل میکنم!

      ________________________________
      اشارات:
      قالوا لبثنا یوما او بعض یوم فسئل العادین ( گویند یک روز یا جزئی از روز در زمین بیش نماندیم. از فرشتگان پرس) (مومنون 113)
      فکان قاب قوسین او ادنی (نجم 9)
      و اذا مروا بالغو مروا کراما (فرقان 72)
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بزرگوار
      موثر و زیبا بود
      خندانک
      وحید غلامحسینی
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      ۲ هفته پیش
      درود آقای ادب گرامی خندانک
      بسیار زیبا خندانک خندانک خندانک
      در واقع عالی خندانک
      یکی از بهترین سپیدهایی ست که این چتدوقته خوندم خندانک
      و چه زیبا تصاویر رو با هنر و فلسفه و عرفان و آسمان آمیخته اید خندانک خندانک خندانک
      خندانک و اذا مرّو باالغو مرّو کراما خندانک
      ارزش بارها خوندن رو داره این شعر عمیق و ریشه دار خندانک
      ممنون بخاطر به اشتراک گذاشتن این شعر زیبا خندانک
      بدون تعارف به وجد اومدم از خوندن این شعر خندانک
      آفتاب اندیشه تون تابان خندانک
      محمد ادب
      محمد ادب
      ۲ هفته پیش
      با سلام
      از حسن نظر و لطف حضرتعالی و سایر عزیزان صمیمانه تشکر می کنم خندانک
      ارسال پاسخ
      همایون طهماسبی (شوکران)
      ۲ هفته پیش
      درودتان
      بسیار زیباااااااا
      خندانک خندانک خندانک
      کبری یوسفی
      ۲ هفته پیش
      سلام ودرود برشاعربزرگوار جناب ادب
      بسیارعالی وبسیار زیبا وقشنگ سروده اید
      درودتان درپناه خدای مهربان
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ساراشیخ محمدی(سیندخت)
      ۲ هفته پیش
      درودبرشما
      خندانک خندانک خندانک
      بسیار زیبا
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      فاطمه غیبی پور
      ۲ هفته پیش
      آفرین به این تخیل زیبا... خیال انگیز وفاخر نوشتید...درود برشما خندانک خندانک
      ایمان اسماعیلی راجی
      ۱۰ روز پیش
      درودتان گرامی
      بسیار عالی و دلنشین و لذت بخش
      احسنت به شما
      خندانک خندانک خندانک
      شعله(م جلیلی)
      ۱۰ روز پیش
      درود استاد
      بسیار تعابیر زیبایی به کار بردین
      قلمتان سبز
      محمد جواد عطاالهی
      ۱۰ روز پیش
      درود بر شما
      بسیار زیبا و هنرمندانه بود
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.