سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 2 مرداد 1398
    23 ذو القعدة 1440
      Wednesday 24 Jul 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        چهارشنبه ۲ مرداد

        منم کاوه دادخواهی که ایران

        شعری از

        ولی اله بایبوردی

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۱:۱۳ شماره ثبت ۷۳۲۰۸
          بازدید : ۱۴۸   |    نظرات : ۱۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر ولی اله بایبوردی

        سلامی ز من سوی یاران بیدار
        پیامی فرستم به مردان دیندار
        سوی آشنایان دلسوز و خسته
        خبر می فرستم امینند و دلدار
        جگر خون شدم بس که زندان بماندم
        کلامی دگر می فرستم گهر بار
        که ای مردملن سلحشور ایران
        دلیران میدان شهیدان دادار
        منم کاوه دادخواهی که ایران
        به بودش کند افتخار ای گنهکار
        منم من گهر آورنده ز دریا
        ز دریای معنا سوی مرد سالار
        در این جا چو من مرد جنگی که باشد
        کند شرح چاره چه چاره گرفتار
        چو یعقوب محزون در این گوشه زندان
        فرستم شما را پیامی گرانبار
        که ای جان دلبند میراث آبا
        وطن متحد گشته این است اخبار
        ضمیر دلت حک کن تا نبازی
        غرور نیاکان ولی جان تو مختار
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۲۲:۵۲
        به شعر ناب خوش آمدید خندانک
        سارا شیخ محمدی(سیندخت)
        شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۵:۵۷
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        کبری یوسفی
        شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۷:۴۸
        سلام ودرودبرشاعر بزرگواد
        بسیار عالی وبسیار زیبا سروده اید
        موفق باشیدودرپناه خدای مهربان خندانک خندانک خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۲:۵۴
        درودتان
        زیباااااا
        خندانک خندانک خندانک
        علی مزینانی عسکری
        شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۴:۰۲
        سلام و عرض ادب
        شعر حماسی زیبایی را سروده اید احسنت بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عمران
        شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۵:۱۵
        مردان دیندار
        ایمان اسماعیلی( راجی )
        يکشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۰:۴۰
        درودتان جناب استاد بسیار عالی
        مانا باشید گرامی
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        شعله(م جلیلی)
        يکشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۱:۰۶
        زیبااااااا استاد زیبا
        محکم و با اقتدار
        کاش همه به معنا شعرتونو درک کنن و عمل کنن
        باشد که نجات پیدا کنیم
        شعله(م جلیلی)
        يکشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۳:۳۱
        با ریش زدی تیشه با تیشه زدی بر جان
        جان را به طنابی سرد دادی به شبی پنهان

        با فقر شدی چیره بر مردم این وادی
        شاید به تمام شهر زهر دل خون دادی

        با درد شدیم همدم مونس شده تنهایی
        رنگی به نگاهم نیست جز ابریِ رسوایی

        خون همه مردم در شیشه ی غم کردید
        اری به دل این شهر بدگونه ستم کردید

        این مردم بی تکرار این مردم طوفانی
        در خویش فرورفتند میخندی و میدانی

        هر روز به حکمی سخت صد گونه خطا کردید
        با درد زدید پیوند،ای شهر و جفا کردید

        روزی به بلایی سخت روزی به گناهی زور
        روزی به گرانی ها هر روز بلایی جور

        در خانه ی خود دارید انواع سواری ها
        صد جور خطا کردید ای وای فراری ها

        خون رگ این مردم در جوی روان کردید
        از جان و تن مردم صد پیر جوان کردید

        هر جا سخنی از ظلم هر جا طلبی از درد
        مردم چو گدا کردید ای طایفه ی نامرد

        شعله

        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        يکشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۶:۲۴
        درودبرشما..........وخیر مقدم گرانقدر خندانک خندانک

        ولی اله بایبوردی
        جمعه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۹:۴۸
        سلام
        کاربران عزیز و بزرگوار ...
        خندانک
        تقدیمی : خندانک
        خندانک
        سلیمان با چنان حشمت ز جایی
        گذر می کرد با لشکر کماهی

        که زیر شاخه سنبل بلبلی را
        بدید آواز می کردش چه نایی

        که با خوانندگی صد صوت شیرین
        چنان رقصان ز شاخی شاخساری

        چنان چون نو عروسی تازه دوران
        چه نازی غمزه ای می کرد باری

        چه رازی گو تو بلبل پرده بردار
        چو بینم این چنین بس شادمانی

        سلیمان گوش کن بلبل چه گوید
        به خرما نصف آن قانع چه دانی

        به روزی دانه خرمایی رسیدش
        پس اندازم دو روزی شد ندایی

        نوا بس شادمانی پای کوبان
        مهیا شد چو روزی روزه داری

        تو را بینم سلیمان مست و هشیار
        چنان قدرت به اعوان غمگساری

        ببینم سلطنت مختل سلیمان
        نظامی اجتماعی نیست باری

        گواهی داد بلبل را سلیمان
        که گفتارت حقیقی گفتمانی

        ولی اله بایبوردی

        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0